رویه نخست زبان و ادب فارسی زبان پژوهی چکیده مقالات هفتمین همایش بین المللی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی - 4
چکیده مقالات هفتمین همایش بین المللی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی - 4 PDF چاپ رایانامه
سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۳۶

برگرفته از: تارنمای شورای گسترش زبان و ادب فارسی
 
انجمن ترویج زبان و ادب فارسی در اطلاعیه ای چکیدۀ مقاله‌های هفتمین همایش بین المللی  خود را اعلام کرد که قسمت چهارم آن در زیر آمده است.

هفتمین همایش بین المللی  انجمن ترویج زبان و ادب فارسی
15-17 شهریورماه 1391
   دانشگاه علامه طباطبایی(ره)

 


نقد مقاله دوم از چهار مقاله نظامی عروضی از نقطه نظر حقایق تاریخی
لیلا عرفانیان قونسولی
دانشجوی دکتری زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد

نظامی عروضی یکی از فرهیختگان بزرگ گذشته این سرزمین است که با خلق اثر گرانقدر خویش با نام چهار مقاله گامی مهم در حفظ فرهنگ این مرز و بوم و زبان شیرین آن برداشته است. نقش مهم دیگر چهار مقاله انتقال حوادث تاریخی گذشته و نقل آن برای علاقمندان به گذشته این مرز و بوم می باشد. اما یکی از مشکلات چهارمقاله در انجام این نقش اغلاطی است که در بازگویی وقایع تاریخی آن به چشم می خورد و گاه نگاه های مشتاق به ادبیات گذشته ایران را به بدبینی می کشاند. هدف از نگارش این مقاله کشف اشتباهات رخ داده در مقاله دوم نظامی عروضی است تا با یافتن این اشتباهات و تصحیح آنها آنان که مشتاقانه رو به سوی چنین آثاری می آورند و تاریخ وفرهنگ پیشین کشور خویش را در آنها جستجو می نمایند، از بیراهه برهانیم و به آنها کمک کنیم تا حقایق را دریابند. پس از بررسی دقیق این مقاله به این نتیجه رسیدیم که غالب شخصیت ها و حوادث منقول در این مقاله، واقعیت تاریخی دارند و زمانی که برای حادث گشتن هر یک از شخصیت ها و حوادث نیز به کار رفته است صحیح می باشد؛ همچنین معدود شخصیت ها و حوادثی که واقعیت تاریخی ندارند نیز ممکن است به خاطر دستبردهایی باشد که در گذر تاریخ، دیگران به این اثر وارد نموده اند و وجود اغلاط تاریخی در نگارش چهار مقاله به هیچ عنوان از ارزش نگارنده آن و عمل وی نمی کاهد.

کلیدواژه ها: چهارمقاله-نظامی عروضی-اشکالات-ادبیات-تاریخ

 


زبان و سبک بیانِ جهان ملک خاتون
دکتر علی اکبر عطرفی
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی.
سارا پاشا
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

جهان ملک خاتون از غزل‌سرایان قرن هشت است که برخی از غزل‌های او، از نظر موسیقی بیرونی و کناری با غزل‌های حافظ شباهت دارند. برای این پژوهش، پنجاه غزل از دیوان او انتخاب شده است. یکی از ویژگی‌های غزل جهان ملک خاتون، روانی و سادگی کلام است. این ویژگی در اسم‌‌ها، فعل‌ها، ترکیبات اضافی و ساختار نحوی جملات نمود دارد. اسم‌های به‌کار رفته در غزل‌ها از نظر ساختمان واژه، ساده هستند. استفاده از این واژه‌ها و پرهیز از کاربرد کلمه‌های مشتق و مرکب، موجب سادگی و دریافت راحت کلام می‌شود. ساختمان فعل‌ها نیز ساده است و از فعل‌های مرکب و پیشوندی، کمتر استفاده شده است که این امر، موجب کوتاهی جمله‌ها و القای سریع مضمون به مخاطب می‌شود. ترکیبات اضافی به‌کار رفته، ساده و پرکاربرد هستند و از حدّ سنت‌های ادبی فراتر نمی‌روند. ساختار نحوی جمله‌های موجود در دیوان جهان ملک خاتون، منطبق با قواعد دستوری است و به دلیل ضرورت شعر و ویژگی‌های خاص کلام ادبی، اندکی به‌هم‌ریختگی ارکان جمله، در مواردی دیده می‌شود. گاهی جابه‌جایی اجزای جمله، منجر به پیچیدگی مفهوم آن می‌شود، ولی چون بسامد وقوع آن‌ها خیلی پایین است، در تعیین سبک، تأثیر چندانی ندارند.
کلید واژه ها: جهان ملک خاتون، غزل فارسی، ادبیات قرن هشت، زبان و سبک.

 

 

 

شخصیت و شخصیت پردازی در رمان شطرنج با ماشین قیامت

دکتر ذوالفقار علامی مهماندوستی
فریده خواجه پور

       در این مقاله یکی از معروف ترین رمان ها ی دفاع مقدس به نام "شطرنج با ماشین قیامت" نوشته حبیب احمدزاده از نظر شخصیت و شخصیت پردازی مورد بررسی قرار گرفته، تا ضمن نشان دادن شیوه پردازش شخصیت در این رمان خوانندگان با شگردها و ترفندهای شخصیت پردازی این نویسنده آشنا شوند. شخصیت در این رمان به گونه‌ای نمایانگر افکار و عقاید مردم و جامعه زمان نویسنده است. نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که نویسنده بیشتر از شخصیت های نوعی و همه جانبه استفاده کرده است.در شیوه شخصیت‌پردازی نویسنده تلاش کرده، شخصیت ها را بیشتر به صورت غیر مستقیم پردازش کند؛ هم چنین شخصیت پردازی‌ها تحت تأثیر سبک واقع گرایی قرار دارد و نویسنده از انواع پروتوتیپهای اجتماعی، مذهبی بهره برده اند. در کنار نقاط قوت، نقاط ضعفی نیز در این رمان‌ دیده می‌شود که بارزترین و مهمترین آنها، ضعف نویسنده در شخصیت پردازی و تحول ناگهانی شخصیت‌ها بدون زمینه و زمان لازم است.

کلید واژه ها: شخصیت، شخصیت پردازی، شطرنج با ماشین قیامت، حبیب احمدزاده.

 


بازتاب عناصر اساطیری و آیینی ایران باستان در "علی نامه"

*ذوالفقار علامی میهماندوستی
      *مسروره مختاری
     منظومه ی حماسی ـ دینی "علی نامه" اوّلین منظومه ی حماسی شیعی،در قرن پنجم هجری، توسّط فردی متخلّص به "ربیع" سروده شده است. این کتاب در شرح مغازی حضرت علی (ع) در جنگ جمل و صفّین و نبرد آن حضرت با دو گروه "ناکثین و"قاسطین" می باشد. از آن جا که اسطوره با حماسه خویشکاری و پیوند نزدیک دارد؛ و از آن روی که یادکردهای حماسه سرایان از عناصر اساطیری و حماسی از محیط فرهنگی و سیاسی و دینی بی تأثیر نمانده است؛ .بررسی بازتاب عناصر اساطیری و آیینی ایران باستان و روش ها و     شیوه های یادکرد شاعر از این عناصر ، با توجّه به شرایط عصر سراینده، در این مقاله مطمح نظر قرار گرفته است. به این منظور ابتدا برجسته ترینِ یادکردهای شاعر در این منظومه استخراج شده و اشتراکات و تمایزها و تناقض های فکری شاعر در مطاوی بحث ها بیان شده است. به منظور تسهیل در پرداختن به بازتاب عناصر مذکور، آن عناصر در چند مقوله اعمّ از: تفکّر غالب در منظومه، حیوانات و موجودات افسانه ای، عناصر طبیعی یادکرد از شخصیّت ها اعم از پادشاهان و پهلوانان مورد بررسی قرار گرفته است. حاصل این جستار این است که این منظومه در روساخت خود منظومه ای حماسی ـ دینی، و در ژرف ساختِ خود با اساطیر و عناصر آیینی ایران باستان آمیخته است. شاعر از این عناصر به شیوه های تشبیه، تمثیل و تلمیح یاد کرده و در غالب موراد شخصیّت های دینی منظومه ی خود را به شخصیّت های اساطیری و ملّی برتری داده است. به طور کلّی      رمز گشایی و بررسی بازتاب این عناصر، می تواند ما را با طرز فکر شاعر و تاریکی های ذهن جامعه ی عصر شاعر بیش تر آشنا کند.

کلید واژه ها: علی نامه، اسطوره، حماسه، آیین های باس

 


بررسی زبانشناختی عناصر انسجام در متون کودک و نوجوان مجلات رشد به شیوه تحلیل متن

بهنام علوی مقدم
رضا خیر آبادی
معصومه خیر آبادی
  مجلات رشد یکی از دیرپاترین نشریات تخصصی حوزه کودک و نوجوان در ایران هستند که توسط نهاد رسمی آموزشی کشور، یعنی وزارت آموزش و پرورش منتشر می‌شوند. این مجلات با هدف تولید متون خواندنی همسو با برنامه درسی برای دانش‌آموزان تمامی مقاطع تحصیلی انتشار می‌یابند، از این رو به‌جهت تأثیری که می‌توانند بر سوادآموزی و زبان‌آموزی (در مناطق غیرفارسی‌زبان) داشته‌باشند از اهمیت منحصربفردی برخوردارند. در این تحقیق بر پایه نظریه نقش‌گرای هلیدی و حسن (1976)، عناصر انسجام در متون داستانی مجلات رشد بررسی شده‌است. هلیدی و حسن انسجام را در برقراری روابط معنایی بخش‌های مختلف و ایجاد یک متن موثر دانسته و معتقدند که عناصر انسجام، بر درک و تفسیر خواننده (یا شنونده) از متنی که با آن مواجه شده، تأثیر می‌‌گذارند. (هلیدی و حسن، 1976 :4) عناصر انسجام متن مورد نظر هلیدی و حسن از تنوع زیادی برخوردار هستند و به سه گروه دستوری، واژگانی و پیوندی تقسیم‌‌می‌شوند. در چارچوب نظریه مذکور، این تحقیق متون داستانی مجلات رشد را به‌لحاظ رعایت یا عدم رعایت عناصر انسجام  دستوری مورد مطالعه قرار می‌دهد. جامعه آماری تحقیق متشکل از 10 متن داستانی است که به شیوه تصادفی نظام‌مند از مجلات «رشد دانش‌آموز» و «رشد نوجوان» منتشر شده در سال تحصیلی 91-1390 انتخاب شده‌اند. نتایج این تحقیق علاوه بر نویسندگان مجلات رشد، برای سایر نویسندگان نشریات کودک و نوجوان هم می‌تواند مفید باشد.
کلید واژه‌ها: متن، انسجام، عناصر انسجام، درک مطلب، مجلات رشد.

 

 


مبانی هرمنوتیکی فهم در پرتو تأویل متن ادبی

دکتر مهیار علوی مقدم*
دانشیار زبان وادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری
میلاد جعفر پور**
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

فرایند خواندن، فعالیّتی است پویا و در حقیقت نوعی آفرینشِ ادبی به شمار می‌آید که در خواننده، اندیشه می‌آفریند. فرایند خواندن باید به فرایند فهم متن بینجامد که خود، فرایند‌ی است که در پرتو «تأویل» صورت می‌گیرد. به‌ویژه که در متن ادبی، ما، با چندگانگی، عدم ثبات و عدم قطعیّت معنا روبروییم. چندگانگی معنایی و بدیهی نپنداشتنِ معنای متن، از رویارویی ساده با متن جلوگیری می‌کند؛ چندگانگی و عدم قطعیّت معنا، مانع از آن است که خواننده و تأویل کننده‌ی متن، در جزمیّتِ ذهنی خود، به مطلق‌انگاری مفاهیم و عدم نسبیّت‌گرایی معنا گرفتار شود. همچنین موجب می‌شود متن ادبی هیچ‌گونه محدودیّتی را نپذیرد، در نتیجه هر خواننده‌ای می‌تواند آزادانه متن را به شیوه‌ی خود تأویل کند . امّا اصولاً چرا خواندن‌های متعدّد وجود دارد؟ و چندگانگی معنایی که از چندگانگی خواندن سرچشمه می‌گیرد به چه معناست؟ در فرایند فهم متن که در پرتو «تأویل» صورت می‌گیرد،تأویل کننده‌ی متن، درسطح گسترده‌ای به فهم متن و کشفِ لایه‌های پنهانِ معنایی آن دست می‌یابد. مبانی هرمنوتیکی تأویل و فهم متن عبارتند از:      1- پیش‌دانسته‌های تأویل کننده؛ 2- پرسش از متن به کمکِ دریافت‌های گذشتگان و تجربه‌های امروزی؛ 3- کشفِ معنای مرکزی متن؛4- گرایش‌ها و علاقه‌ی تأویل کننده و انتظار از متن و5- تأویل متن در بافتِ موقعیّتی خواننده و تأویل کننده. این مقاله می کوشدضمن آشنایی با مقدّمات و مبانی هرمنوتیکی تاویل و فهم متن، زیرساخت‌های نقد و تحلیلِ متن ادبی رابکاود و با بیان نمونه هایی، کارکرد این مبانی رادر فهم ونقد وتحلیل متن بررسی کند.
کلید واژه ها:مبانی هرمنوتیکی فهم،تأویل متن ادبی، کارکرد مبانی هرمنوتیکی.

 

ویژگی زبان در اشعارمنوچهر آتشی

بشیر علوی
      کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
دکتر محمد کاظم کهدویی
دانشیار دانشگاه یزد

  منوچهرآتشی(1312-1384) در روستای دِهرود دشتستان به دنیا آمدویکی از شاعران پیرو سبک نیمایی بود.تقریبا بعد از کودتای 28 مرداد ماه 1332ش. پا به عرصۀ شعرگذاشت و با انتشار «آهنگ دیگر»(1339) خود رابه جامعه ادبی ایران معرفی کرد .شعرآتشی در بردارنده مسائل اجتماعی زمان خود است.ازآنجا که پیرو شیوۀ نیما بود، همچون باعث دگرگونی هایی در ادبیات معاصرگشت و با ایجاد واژه های امروزی وبه کارگیری وساختن فعل های جدید و عبارت های محلی و بومی واستفاده از واژه هایی که پیش ازآن کاربرد آن ممنوع می نمود، زبان شعرخود راکه در بردارندۀ  گونه های نو درشعرمعاصر بود، شاخص ساخت. او با خلق گونه های نودرزبان، در ادبیات معاصر تأثیرگذار شد.با عنایت به اینکه تاکنون درخصوص ویژگی های زبان شناسی،درشعر آتشی،به طورمستقل چندان توجهی نشده، دراین مقاله تلاش خواهد شد تا ضمن بررسی دقیقتر درآثار وی، به این موضوع پرداخته شود.
کلمات کلیدی: منوچهرآتشی، ادبیات معاصر، سبک نیمایی، شعر محلی، شعر نو

 

 

 

 

تأثیر پذیری ادبیّات فارسی از فرهنگ اسلامی
(با تکیه بر آثار سنایی، مولوی، حافظ، خواجه عبدالله انصاری و ابوالفضل بیهقی)

منصور علی زاده بیگدیلو
 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

از جمله رهاوردهای ورود اسلام به ایران تغییر در نظام فرهنگی جامعه بود. نظام جدید با شعار «ان اکرمکم عند ا.. اتقاکم» انقلابی عظیم در اعتقادات اکثریّت قریب به اتّفاق مردم آن روزگار پدید آورد. شاعران و نویسندگان نیز از این تحوّل عظیم فکری بی نصیب نماندند و با آگاهی از فرهنگ نوپدیدی که اسلام به ارمغان آورده بود به آفرینش آثاری همسو با تعالیم آن دست زدند. قرآن به عنوان معجزه‌ی جاوید پیامبر اکرم (ص) از آن‌جا که دستورات دین مبین اسلام را در بر داردبیشتر مورد توجّه قرار گرفت و اهل قلم ازآب حیات معانی آن بهره‌ها بردند و آثارشان را جاودانه ساختند. توحید، نبوّت و معاد، برخی داستان‌های دینی (داستانهایی از رسول اکرم «ص»، خلفا و صحابه‌ی حضرت رسول «ص») و همچنین آوردن آیات و احادیث در جای جای سخن شاعران و نویسندگان نمونه‌هایی بارز از تأثیرپذیری ادبیّات فارسی از دریای بی‌کران معارف اسلامی است. همچنین خلق آثاری چون مناجات نامه‌ها، ورود نیایش در شعر ، پدید آمدن شعر زهد و عرفان اسلامی همه و همه از رهاوردهای فرهنگ و معارف والای اسلامی به شمار می‌رود.پژوهش حاضر تأمّلی است در آثار  شاعرانی چون «سنایی، مولوی و حافظ» و نویسندگانی همچون «خواجه عبدالله انصاری و ابوالفضل بیهقی» که هریک به نوبه‌ی خود از بخشی از موارد یاد شده بیشترین اثرپذیری را داشته‌اند.

کلید واژه ها: اسلام، قرآن، فرهنگ اسلامی، ادبیّات فارسی.


بررسی تاثیر زبان فارسی بر مرثیه سرایی کشمیری

نصیر علی صوفی (از کشمیر هند)
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی

کشمیر، از فرهنگ ایرانی بهرۀ زیادی برگرفته است، در گذشته ای نه چندان دور ایرانیان نقش مهمی در تعلیم و گسترش اسلام در این سرزمین به عهده داشته اند و به تعبیری تمدن و فرهنگ اسلامی در کشمیر جامۀ ایرانی در برکرده و فارسی، زبان دین و علم گردیده بود. از آنجا که عارفان ایرانی، آیین جدید را با زبان که خود و شاگردان و یارانشان بدان تکلم می نمودند ونیز همراه ادبیات پارسی، به کشمیریان عرضه نمودند، درمیان توده مردم این دیار، زبان فارسی زبان و گفتار دینی و مقدس، حرمت و جایگاهی بلند یافت و به سرعت زبان و گویش محلی را متاثر و متحول ساخت بطوریکه بسیاری از کلمات فارسی به زبان مردم این سرزمین وارد شد و زبان پارسی در زمانی کوتاه آنچنان در کشمیر فراگیر شد که این خطه سرسبز و بهشت گونه، بدرستی «ایران صغیر» نام گرفت. در دوره حکومت زین العابدین(1420-1470 میلادی) زبان فارسی در کشمیر زبان رسمی اعلام گردید و دیری نگذشت که زبان فارسی جای سنسکریت را گرفت و در همه ابعاد زندگی مردم کشمیر نفوز کرد. مرثیه سرایی نیز که پیش از آن به زبان سنسکریت/کشمیری سروده می شد دگرگون گردید و برای ادامه حیات خود جامه فارسی را برگزید، و آثار فراوانی در این زمینه وجود دارد که نشان دهنده تاثیر زبان و ادب فارسی بر مرثیه سرایی کشمیری است.اکنون بعد از گذشت حدود پنج قرن اگرچه این تأثیر و نفوذ در موارد مختلف افول پیدا کرده است اما در زمینۀ مرثیه سرایی کشمیری تأثیر زبان فارسی نه تنها افول پیدا نکرده بلکه به طور روز افزون بیشتر و عمیق تر نیز گردیده است.دراین مکاله کوشش بر این است که تأثیر زبان فارسی بر مرثیه سرایی کشمیری را از ابعاد مختلف ادبی و علمی بوژه تحول زبان برسی شده علت شکوفایی آن را تبین گردد.
کلید واژه ها :  مرثیه سرایی کشمیری، عرفان ایرانی، زبان و ادبیات فارسی، موسیقی صوفیانه

 

 

ترجمه و بومی‌سازی: ابزاری برای حفظ و ترویج زبان فارسی

احسان علی‌پور
دانشجوی کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی
 دانشگاه علامه طباطبایی

جهانی‌‌شدن منجر به سلطۀ زبان انگلیسی در عرصه‌های گونان به‌ویژه در حوزۀ اینترنت شده است. این امر می‌تواند منجر به تداخل واژگانی زبان انگلیسی در زبان فارسی شده و به تضعیف آن بیانجامد. در این میان ترجمه نقشی متناقض دارد. از یک سو می‌تواند به نفوذ و مداخله زبان انگلیسی در فارسی کمک کند و از سوی دیگر همچون سدی در برابر چنین مداخله‌ای باشد و به حفظ و ترویج زبان فارسی بیانجامد. در این مقاله با تکیه بر مباحث مطرح‌شده در حوزۀ مطالعات ترجمه و جهانی‌سازی، دو مفهوم "ترجمه به مثابه بازتاب" و "ترجمه به مثابه بازیاب" با تمرکز بر بومی‌سازی وبگاه‌ها و نرم‌افزارها مورد بحث قرار گرفته و پیشنهادهایی برای کمک به حفظ و ترویج زبان فارسی مطرح شده است.
کلیدواژه‌ها:ترجمه، بومی‌سازی، مداخله زبانی، بازتاب، بازیاب.

 

 

 

 

 

اثر ادبی و تحلیل فرایند نوشتار در پارامترهای تعالی بخش پسامتنی

پوران(صدیقه) علیپور
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر

اثر ادبی به عنوان یک بستۀ فرهنگی ( شعر، داستان و ...) ، حاوی عناصری از جمله: پیشامتن، متن، کتاب و پسامتن است که تحت تأثیر فرایند نوشتار در جهت تکوین حقیقت معنای متنی ، همواره در زمان گذشته ، حال و آیندۀ کتاب جریان دارد و نوشتار به عنوان یک دگرگونی ساده در سرشت رسانه‌ای اش در این بسته به تثبیت سخن می‌پردازد. پس نوشتار به قول نیچه ، فی‌نفسه یک دستاورد عظیم فرهنگی است که در سیمای انسانی ناپدید می‌شود. البته گفتنی است که نوشتار  از طریق کتاب جریان دارد ؛ اما کتاب مقصد آن نیست.از آنجایی که این موضوع ، اهمیت ویژه ای در امر نقد متنی آثار ادبی دارد ، این مقاله می‌کوشد تا در این راستا ، ابتدا به بیان نظریه‌های مربوط به حوزۀ خلق اثر  ؛ بعنوان یک بستۀ ادبی ، پرداخته و فرایند نوشتار را از آغاز نیت ژرف مؤلف در گسترش فضامندی زمانی و مکانی پیشامتن و تبدیل آن به کتاب ، تا ادامۀ روند حیات روحانی اش در غیاب مؤلف ، کتاب و ر‌هایی از خوانندۀ تأویلگر ، بررسی نماید. سپس ضمن تبیین حضور متافیزیک گونه و شهودی متن ، پارامترهای تعالی بخش پسامتنی را ، در جهت تکوین ‌معناهای مکشوف اثر ، مورد تحلیل قرار دهد.
کلید واژه ها: اثر ادبی ، غیاب مؤلف و کتاب ، فرایند نوشتار ، هرمنوتیک ، پارامترهای تعالی بخش پسامتنی .

تحلیل ساختار فرمولی دیالوگ و تناسب آن با پیرنگ در روایت داستانی بیژن و منیژه

پوران(صدیقه) علیپور
استادیار گروه زبان
ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر

یکی از عناصر مهم در روایت «دیالوگ» است. اساساً آفرینش روایت ؛ پس از آفرینش دیالوگ (dialogue ) اتفاق می افتد و از آنجایی که روایت بر پایۀ همدلی ایجاد شده است ؛ معمولاً از طریق یک گفتمان جمعی بروز می یابد. البته باید امعان نظر داشت که مهمترین مسئله در ایجاد یک روایت ، آکسیون است که از طریق دو عنصر زیربنایی پیرنگ و دیالوگ شکل می گیرد. در واقع اهمیت دیالوگ ها از این جهت است که پیرنگ ها را گسترش می دهند و در نتیجه موجب پیش بردن عمل داستانی می شوند.شاهنامۀ فردوسی یکی از برجسته ترین آثار روایی ادب فارسی است که روایات متعددی را در خود واگفته است و پرداختن به مقوله هایی از این دست در آن حائز اهمیت است ؛ لذا ، این مقاله بنا دارد تا ابتدا به بررسی مبانی نظری مرتبط به بحث دیالوگ در روایت پرداخته و سپس ضمن واکاوی و ارائۀ ساختارهای فرمی مختلف گفتگو در روایت بیژن و منیژه  ، عنصر دیالوگ را در تناسب با جملات داستانی و پیرنگها ، برای دست یافتن به آکسیون های داستان، در قالب یک معادلۀ فرمولی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.
کلید واژه ها: روایت ، دیالوگ ، معادلۀ فرمولی ، شاهنامۀ فردوسی ، داستان بیژن و منیژه.

 

 


َ
رؤیاگونگی در رمان  سلوک
زینب علیزاده لوشابی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
دکتر علیرضا فولادی
دکترای زبان و ادبیات فارسی

این پژوهش، پیوند میان داستان و رؤیا را مورد بررسی قرار می دهد. از آن جایی که منبع هر دو ناخوداگاه آدمی است، با بررسی اشتراکات آن دو می توان با دید گسترده تری به داستان هایی که با منطق ذهن روایت می شوند نگریست. یکی از انواع داستانی که از منطق ذهن برای روایت بهره می گیرد، داستان جریان سیال ذهن است. در این پژوهش از این گونه داستان ها با نام داستان های رؤیاگونه یاد می شود. ما در این مقاله به بررسی اشتراکات این گونه داستان با رؤیا که آن را نیز به مثابه "روایت" در نظر می گیریم می پردازیم. بدین منظور رمان سلوک اثر محمود دولت آبادی را از این منظر مورد بازبینی قرار می دهیم.

واژگان کلیدی: رؤیا، رؤیاگونگی، داستان ، سلوک

 

 

 

 


آسیب‌شناسی فرهنگ‌های موضوعی ادبیات فارسی
حسین علیقلی‌زاده

     اکنون نقش و اهمیت فرهنگهای موضوعی بر هیچ محقق ادبی پوشیده نیست، بدین‌سبب تألیف فرهنگهای موضوعی ضرورتی انکارناپذیر است. کارکردهای اساسی و مهمی که این فرهنگها در تحقیقات بنیادین ادبی دارند روزبه‌روز آشکارتر شدند و می‌شوند و در زبان و ادبیات فارسی نیز فرهنگهای موضوعی به تناسب احساس نیازی که شده است به نگارش درآمده‌اند؛ ولی همچنان این فرهنگها کارکرد مؤثری ندارند و نقش مهمی در تحقیقات نوین ایفا نمی‌کنند. برای نگارش این فرهنگها باید ساختاری بنیادین و یک شیوۀ علمی به کار بست که مورد قبول عموم محققان واقع شود و بتوان در تحقیقات ادبی به‌عنوان یک منبع علمی و مستند از آنها استفاده کرد. این مقاله با مطالعه و بررسی منتقدانۀ فرهنگهای موضوعی فارسی به دست آمده و روشن کرده است که فرهنگهای موجود دارای نقایص و اشکالات بنیادین هستند. این فرهنگها هم در شکل و ساختار کار و هم در محتوا و کیفیت کار دارای اشکال هستند که این امر باعث شده است تا کارکرد خود را در تحقیقات مختلف ادبی از دست بدهند و مرجع بودن آنها در تحقیقات ادبی زیر سؤال ‌برود. در این پژوهش این فرهنگها آسیب‌شناسی شده و راههای پیش رو نموده شده است.
کلیدواژه‌ها: فرهنگ‌های موضوعی، آسیب‌شناسی، نقد و بررسی، موضوع‌شناسی، ادبیات فارسی.


بررسیِ داستانِ جمشید در شاهنامه‌یِ فردوسی
محسن عین‌آبادی
فرزاد شفیعی‌فر

    داستانهایِ ملّی ایران، که در شاهنامه و دیگرحماسه‌ها آمده است،داستانهایی ابداعی وابتکاری نیست، بلکه آنها را پیشینه‌ای تاریخی است که با گذشت روزگار، عناصر داستانی مختلفی به آنها افزوده شده است و به شکل کنونی در آمده است. یکی از این داستانهای اسطوره‌ای، داستانِ جمشید است. جمشید را می‌توان یکی از مهمترین پادشاهانِ دوره‌ی پیشدادی دانست که در زمانِ فرومانروایی‌اش، عظمتِ بی نظیری داشته است. با این وجود، ابهاماتی درباره‌یِ شخصیّت او به‌ویژه چگونگیِ پادشاهی و سرانجامِ وی، در متون اساطیری دیده می‌شود. این پژوهش گامِ مختصری است در جهت‌ ابهام‌زدایی از مسیرِ غبار آلودِ اسطوره‌ها که درآن به بررسی شخصیت جمشید و عوامل انحطاطِ حکومتِ وی پرداخته شده است و علّتِ اصلی فروپاشی حکومت وی را غرور و تکبری می‌داند که جمشید را فرا گرفت.

کلید واژه ها:حماسه،اسطوره، شاهنامه، جمشید.

 

 

 


موسیقیِ بیرونی و پیوندِ آن با محتوا در قصیده‌هایِ مسعودِ سعدِ سلمان

                   محسن عین‌آبادی
        یعقوب فولادی

    شعر از عناصرِ سازنده‌ای برخوردار است که یکی از مهمترین آن عناصر، موسیقی بیرونی یا وزن است. موسیقی شعر، بویژه موسیقی بیرونی، علاوه بر اینکه لذّت موسیقیایی را در خواننده ایجاد می‌کند، واژه‌ها را به گونه‌ای خاص برجسته و نمایان می‌سازد و با منظم کردن میزان ضربه‌ها و جنبش‌ها خواننده را یاریگر است تا شعر را سریعتر و آسانتر درک و حفظ کند و پیام شعر و شاعر در روح و جانِ مخاطب تأثیر گذارد. امّا این امر در صورتی به اوجِ خویش می‌رسد و نمایان می‌شود که محتوا و مضمونِ موردِ نظرِ شاعر نیز با موسیقیِ برگزیده شده،‌ هماهنگ باشد تا میزانِ تأثیرگذاریِ شعر افزونی یابد. بی‌گمان مسعودِ سعد از شاعرانِ سرآمد در زمینه‌یِ شعرِ کلاسیک است. قصیده‌ها، به‌ویژه حبسیه‌هایِ وی، در نوعِ خویش بی‌نظیر است. این پژوهش به تحلیلِ پیوندِ موسیقی و محتوا در قصیده‌هایِ مسعودِ سعد، با تکیه بر موسیقیِ بیرونی پرداخته است. قصیده‌هایِ وی که در سادگی و روانی، یادآورِ قصیده‌هایِ سهل و مُمتَنعِ فرّخیِ سیستانی است، در لفظ و فصاحت، در مرتبه‌ای است که به گفته‌یِ نظامیِ عروضی، موی بر بدنِ ‌مخاطب برمی‌خیزد و اشک از چشمانش سرازیر می‌شود. ولی از عواملی که موجبِ این ویژگیِ قصیده‌هایِ وی شده است،‌ تناسب و هماهنگی معنا و پیامِ شعر با آهنگ و موسیقیِ سخن است. بنابراین مسعودِ سعد، درون‌مایه‌هایِ پُر از درد و رنجِ خویش را در سایه‌یِ وزنهایِ ملایم و نرم و جویباری آرامش بخشیده است.

کلید واژه ها: شعر، مسعود سعد، قصیده‌، وزن، محتوا.


تحلیل و بررسی نماد(( رنگ)) در شعر قیصر امین پور

* دکتر جهانگیر صفری  «دانشیار دانشگاه شهرکرد»     
                                                                   * *پروین غلامحسینی«کارشناسی ارشد ادبیات »

 

   «رنگ » ،،بعنوان برجسته ترین عنصر در حوزه محسوسات ،از دیرباز تا کنون مورد توجَه انسان بوده و همواره روح وروان آدمی را مسحور قدرت خود کرده است.امروزه رنگ مهمترین عنصر در بروز خلاقیتهای هنری و بهره وری محسوب میشود،چنانکه بسیاری از بزرگان ادبی و هنری جهان چون ((گوته ))به اذعان خویش مدیون استفاده ی خلاق از رنگها و توجه دقیق بدان بوده اند .رنگ مایه آرامش و هسته آرایش جهان است و شاعران بعنوان زیبا شناسان جهان آفرینش از واژگان رنکین در عینی تر شدن ایماژهای شاعرانه و گاه در راستای تبیین مفاهیم بیان ناشدنی فضای نمادین اشعار خویش بهره ها برده اند.رنگ گاه از مهمترین عناصر در نمادپردازی شاعرانه گردیده است.لذا این پژوهش در پی بررسی و تحلیل نمادهای رنگ در اشعار قیصر امینپور است.

کلید واژه ها:رنگ،نماد،شعر معاصر،قیصر امین پور.

 

*دانشیار دانشگاه شهرکرد
**دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور شهرکرد


نماد گرایی دراشعار قیصرامین پور

دکتر جهانگیر صفری*«دانشیار دانشگاه شهرکرد »
        پروین غلامحسینی**«کارشناسی ارشد »

   نماد یکی از آرایه های ادبی است. ویژگی بارز نماد، ابهام، عدم صراحت، غیر مشروح و غیر مستقیم بودن آن است. به این معنا که در زبان سمبولیک مراد و مقصود، ظاهر و صورت کلام نیست بلکه مفهومی است ورای ظاهر و فراتر و عمیق تر از آن.
قیصر امین پور از شاعران معاصر در شعر خود از نماد سود جسته است و همین امر یکی از رازهای پیچیدگی و ابهام شعر اوست. در این مقاله نمادهای شعر قیصر امین پور شرح و بررسی شده است. آنچه مسلم است نمادهای اشعار قیصر امین پور برگرفته از عقاید و اندیشه های سیاسی و اجتماعی اوست و در عین حال شعر او از یک جوشش درونی خبر می دهد. مثلا «شب» در شعر قیصر، نماد اوضاع خفقان آور و سمبل حاکمیت و ابرام استبداد و ظلم و ستم پایان ناپذیر آن بر جامعه ی زمان شاعر است و تکرار آن در همه ی اشعار حاکی از طولانی بودن و تداوم ظلم و ستم است یا «باد» سمبل ویرانگری، خرابی، هرج و مرج است.

کلید واژه ها: ادبیات معاصر (شعر معاصر) ،نماد، سمبل.

 

 

 


«بررسی و تحلیل یک تلمیح در دیوان خاقانی شروانی»
احمد غنی‌پور ملکشاه


   افضل‌الدّین بدیل خاقانی شروانی و نظامی گنجه‌ای، دو تن از آن شاعران بزرگ و صاحب‌سبک هستند که بر بسیاری از شاعران بعد از خود، تأثیر گذاشته‌اند. بخش عمده‌ای از اشعار خاقانی شروانی، ساده و روشن است؛ امّا درک بسیاری از قصایدش برای افراد عادی و نیز گاه درس‌خوانده، دشوار و دیریاب شده است. یکی از این دلائل، ساختن ترکیب‌های مختلف و به کار بردن اصطلاحات علوم گوناگون است؛ امّا آنچه بیش از همه، سروده‌های این شاعر را برای خوانندگان، سخت کرده است، استفاده از آیات قرآن، معارف اسلامی، داستان‌های پیامبران و به ویژه تلمیحات اسلامی نادر است که گاه سبب گردیده است در برداشت از شعر او، راه خطا بپیمایند. خاقانی، شاعری است که با اطّلاعات گستردة خود از علوم زمانه در استفاده از تلمیحات از همة شاعران پیشی گرفته است.تنوّع مایه‌های تلمیحی در حوزة داستان پیامبران، ناشی از وسعت اطّلاعات خاقانی در زمینة قرآن و تفسیر و حدیث و تنوّع مضمون‌های شعری و نیروی تخیّل اوست. وی در استفاده از داستان پیامبران و اشارات پندآموزدر همان حدّی که قرآن بدان اشاره کرده است، اکتفا نکرده و به تفسیر قصص و اخذ آن‌ها از منابع دیگر نیز پرداخته است. در این مقاله، تلاش می‌شود با استفاده از پژوهش‌های استادان و محقّقان، دو تلمیح نادر در دیوان خاقانی بررسی و تحلیلی شود.

کلید واژه ها: خاقانی، موسی (ع)، آدم (ع)، محمّد (ص)، دلالت و شفاعت.

 

 

 

«موسیقی بیرونی در اشعار سهراب سپهری»
احمد غنی‌پور ملکشاه
یوسف چالی‌تبار شفیعی
حسنعلی کوثری لنگری
نادر ابراهیمیان

      سهراب سپهری به عنوان یکی از شاعران شعر نونیمایی از عناصر چهارگانة موسیقی بیرونی، درونی، معنوی و کناری در اشعارش استفاده نموده است. در حوزة موسیقی باید گفت: سپهری در اشعارش اوزان نرم و ملایمی را انتخاب می‌کند و این انتخاب وزن تأثیر فراوانی در تعبیرهای کلام او دارد. هر چند وزن‌های اشعار او محدود به چند وزن ویژه است؛ اما سهراب در انتخاب وزن دنباله روی نیما می‌باشد. سهراب را می‌توان در ردیف شاعران صاحب سبکی چون نیما، اخوان و شاملو قرارداد و با آن که سپهری به وزن احاطه دارد؛ اما چندان مقید و ملزم به اجرای اوزن در شعر نبوده است. آنچه در این مقاله به آن پرداخته شده است، چگونگی بهره‌گیری سهراب سپهری از موسیقی بیرونی در اشعارش است.
کلیدواژه ها: موسیقی بیرونی، وزن، شعر، سپهری.

 

 

 

 

«خاقانی در قلمرو مرثیه»
احمد غنی پور ملکشاه1
               سوگل خسروی2

      یکی از موضوعات دلپذیر و موثری که از آغاز شعر دری تا امروز توجه ادب شناسان و شعر دوستان را جلب کرده است، مرثیه سرایی در شعر فارسی است. این نوع شعر نظر به ارتباطی که با افکار و احساسات شخصی شاعر دارد، از قدیمی ترین دوران شعر فارسی در دیوان شاعران موجود است. خاقانی شروانی یکی از شاعرانی است که در غالب موضوعات رایج روزگار خود طبع آزمایی کرده و مهارت و استادی خود را در انواع سخن به ثبوت رسانده است. در دیوان او نعت خدا و رسول، حکمت و موعظه، ستایش عزلت و انقطاع، حبسیه و وصف حال، مرثیه و وصف هجران دیده می ‏شود.در این مقاله به بررسی مرثیه در دیوان خاقانی پرداخته شده است.خاقانی که همچون دیگر انسان ها، همواره در گذر حوادث و رویدادهای تلخ و شیرین بوده، دیوان او پر است از سوگ سروده هایی در ماتم عزیزان و خویشاوندان. سوز و درد خاقانی و اوج احساس او بیشتر در مراثی فرزند، عمو، پسر عمو و همسر او نمایان است. سوز دل و آتش درون او در این مراثی به حدی است که هر گونه حجابی را به آتش می کشد و با زبانی ساده اما گیرا غوغای دلش را بر ملا می کند. اگرچه در سایر مرثیه‌ها داد سخن داده و حق سوگنامه را ادا کرده است و شرط اساسی مرثیه که همانا لطافت و رقت و دردانگیزی و شورآفرینی و قوت تاثیر و دلنشینی است، در مراثی این شاعر در سر حد کمال احساس می شود.
کلید واژها:  خاقانی، مرثیه، مرگ، سوزودرد.

 

 

«مقایسة مناظرة «مست و هوشیار» با مناظرة «خسرو و فرهاد»
بر اساس نظریّة دیالوگ باختین»
احمد غنی‌پور ملکشاه
سیّدمحسن مهدی‌نیا چوبی
     باختین، اندیشمند و منتقد قرن بیستم روسیّه، اعتقاد دارد که «مکالمه» در هر سخنی یافت می‌شود. «دیالوگ» در نظریة باختین مفهومی‌گسترده تر از آن چه که در ادب فارسی معروف است، دارد. او منطق مکالمه را بیشتر در نثر به ویژه در رمان (در معنای مدرن) مورد توجه قرار داد؛ امّا می‌توان این تئوری را در متون منظوم هم بررسی کرد. به زبان دیگر بسیاری از آثار منظوم فارسی چون حماسه، مثنوی‌‌های عاشقانه و عارفانه، غزل، مناظرات و ... ویژگی‌‌های رمان‌‌های چندصدایی را دارند. باختین، دیالوگ (dialog)را در مقابل مفهوم تک‌گویی (monolog)قرار دارد و به گونه‌‌هایی چون مستقیم، غیر مستقیم، درونی، بیرونی، اسکاز و ... تقسیم کرد. او برخی از رمان‌ها را چندصدایی (آثار داستایوسکی) و برخی از رمان‌ها را تک‌صدایی (آثار تولستوی) می‌داند. در این مقاله، مناظرة «مست و هوشیار» پروین اعتصامی‌ با مناظره‌ی«خسرو و فرهاد» نظامی ‌بر اساس نظریّة باختین مقایسه و تمایزها و تشابه‌‌های آن دو بر شمرده شد و ثابت گردید که هر دو بر اساس «دیالوگ» ساخته و پرداخته شدند.

کلید واژه ها: دیالوگ، مناظره، باختین، مست و هوشیار، خسرو و فرهاد.

 

تحلیل شخصیّت مهین بانو در منظومه ی خسرو و شیرین نظامی گنجوی
ریحانه فرامرزی کفاش
مدرّس دانشگاه علوم پزشکی سبزوار

    "خسرو و شیرین" یکی از مشهورترین و غنی ترین منظومه های غنایی ادب پارسی است. . قصّه ی خسرو وشیرین و عشق میان آن دو داستانی تازه نیست . پیش از نظامی بزرگ مردی چون حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهکار بی همتای خود شاهنامه جان کلام این زندگی عاشقانه را بیان کرده است . پس از نظامی نیز دیگر شاعرانی  چون امیر خسرو دهلوی آن را نیز به نظم درآورده اند؛ ولیکن تابناک ترین جلوه ی آن را در منظومه ی حکیم نظامی گنجوی می توان مشاهده کرد. یکی از نقطات اشتراک همه ی منظومه های  عاشقانه های خسرو وشیرین بیان "عشق حقیقی شیرین "می باشد.در هیچ یک از این منظومه ها "عشق شیرین"عشق رنگی و آلوده ای نیست.در خصوص این عشق و شخصیّت های اصلی آن –خسرو و شیرین-پژوهشگران و صاحب نظران بسیار سخن گفته اند.هریک از آنان بنا به مجال و دیدگاه خود پرده ای از عشق شیرین و سازندگان آن را به تصویر کشیده اند. ولیکن در میان این فراوانی کم تر به  شخصیّت "مهین بانو " - پرورش دهنده ی شیرین  و عشق شیرین -  پرداخته شده است.لذا،بر آن شدیم تا در این مقال به تحلیل "شخصیّت مهین بانو" بپردازیم.دو سؤوال اصلی مقاله این است که:"نظامی با به کارگیری قابلیّت و کارکردهای زبان شعری و داستان سرای و پردازش شخصیّت فرعی مهین بانو چگونه توانسته است به اقناع مخاطب برسد؟"و"مهین بانو چگونه شخصیّتی دارد که توانسته است شخصیّتی چون شیرین بپروراند؟"برای رسیدن به پاسخ پرسش های مقاله مباحث زیر مورد بررسی قرار گرفته است:
   1- معرّفی عنصر "شخصیّت "از دیدگاه داستان نویسی مدرن؛
   2- معرّفی مهین بانو به روایت نظامی گنجوی؛
   3- تحلیل شخصیّت مهین بانو در منظومه ی خسرو و شیرین؛
   4-جایگاه اندیشه و عمل مهین بانو در پرورش شخصیّت وی.

کلید واژه ها: نظامی،خسرووشیرین،شخصیّت ،مهین بانو،داستان.

ملکوت کلمات
(شکل شناسی شعرقیصر امین پور)

ریحانه فرامرزی کفاش 
مدرّس دانشگاه علوم پزشکی سبزوار
حسن دلبری
         دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
مدرّس دانشگاه تربیت معلّم سبزوار

   در تاریخ ادبیّات معاصر ایران زمین ‏، بزرگ مردانی به چشم می خورند که شایسته ی توجّه و تأمّل بسیاری هستند . از آن میان دکتر قیصر امین پور از جایگاه ویژه ای برخوردار است . چرا که او به نیروی طبع بلند واندیشه ی توانا و قریحه ی سرشار خود در بیان کردن هر نوع معنی و مفهومی و نمایاندن همه ی مضامین در کسوت الفاظ توانا است . در خصوص این شخصیّت و آثارش مقالات گوناگونی به نگارش درآمده است ، و هر یک بنا به فراخور دید نویسندگان و مجال آنان نقشی از چهره ی او و شعرش را به تصویر کشیده اند . اینک ما در این مقال برآنیم تا با توجّه به فرصت محدودمان و به صورت اختصار به جلوه ای دیگر از شعر استاد سخن پارسی بپردازیم،و از منظرشکل شناسیبه شعر او بنگریم.
در این مقاله مباحث زیر مطرح شده است :
1-ارتباط شعر با زبان ؛
2- ارتباط شعر قیصر امین پور با  زبان ؛
3- بازی با حروف و کلمات؛
 4- جایگاه قافیه و ردیف در اشعار قیصر امین پور؛
5- جایگاه موسیقی درونی در شعر قیصر امین پور؛
6- جایگاه موسیقی معنوی در شعر قیصر امین پور ؛
7- ساختن قرینه های لفظی.

کلید واژه ها: قیصر امین پور، واژه، هم آوایی،شعر ، موسیقی.

تزریق در شعر عصر صفوی
دکتر علیرضا فولادی
 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان
رقیه فراهانی
 کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی (مربی)

     یکی از موضوعات مهم برای تحقیقات ادبی، بررسی عوامل ظهور و افول سبک‌هاست. آن‌ها مهمولاً در فضای رابطه‌ای دو جانبه میان جامعه و ادبیات پدید می‌آیند و از میان رفتن‌شان نیز حاصل دگرگونی همین فضاست.در شعر فارسی عصر صفوی، با سبکی به نام تزریق مواجهیم که می‌توان آن را از جهت داشتن وجوه اشتراک فراوان، همسان با مکتب ادبی غربی دادائیسم دانست.در این مقاله، ضمن بررسی سبک تزریق و زمینه‌های پدید آمدن آن، همسانی‌هایش را با دادائیسم بررسی کرده‌ایم.

کلیدواژه ها: شعر فارسی، شعر عصر صفوی،سبک‌شناسی، تزریق، دادائیسم.

 

 

 

 

 

نوع ادبی قضیه‌ در وغ وغ ساهاب صادق هدایت
رقیه فراهانی
 کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی (مربی)
دکتر علیرضا فولادی
 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان
       از عوامل حایز اهمیت در پیدایش یک نوع ادبی، یکی تقاضای جامعه است و دیگری، تیزهوشی شاعر یا نویسنده، تا با مطالعه‌ی نیازهای موجود در جامعه‌- به‌ویژه جامعه‌ی ادبی-  به ایجاد یک نوع ادبی همت گمارد. مسلماً در این میان آن نوع ادبی بیشتر اعتبار دارد که ضمن نوآوری، از نظر شکل، محتوا و زبان، استواری و کشش لازم را داشته باشد و بتواند آسیب‌های اجتماعی و ادبی را پیش روی مخاطب بنهد.«قضیه» که ساخته و پرداخته‌ی ذهن صادق هدایت است، از دیدگاهی خلاقانه به انتقاد از ادبیات و مسایل اجتماعی روزگار خود می‌پردازد. در این مقاله تلاش شده است قضیه‌های وغ وغ ساهاب به عنوان یک نوع ادبی ویژه و با مطالعه‌ی جزئی‌ترین مختصاتش معرفی ‌شود.
کلید واژه ها: نوع ادبی، نقد ادبی، قضیه، وغ وغ ساهاب، صادق هدایت.

 

 

 

بررسی و تحلیل درخواست و تقاضا در شعر شاعران پارسی‌گوی

زینب فرحناک جهرمی
دکتر علی‌اصغر باباصفری


   مقولة درخواست یکی از گونه‌های ادبیات غنایی فارسی است که در طول ادوار مختلف به صورت‌های گوناگون به وسیلة شاعران زیادی مطرح شده است. شاعران بسته به موقعیت خود در دوره‌های مختلف تقاضاهای گوناگونی از افراد مختلفی داشته‌اند. به طور کلی این تقاضاها به دو دستة درخواست‌های مادی و غیرمادی تقسیم می‌شود که شاعران به شیوه‌های متفاوت نسبت به طرح آن اقدام کرده‌اند. این مقاله شامل بررسی و تحلیل تقاضا و درخواست‌هایی است که توسط شاعران پارسی‌گوی صورت گرفته است. لازم به ذکر است که در این بررسی شرایط و موقعیت خاص جامعة ایران و تأثیر اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر دوره‌ای بر شعر شاعران، مورد توجه قرار گرفته است. چنانکه در برخی دوران‌ها به خصوص در شعر دوران اولیه این موضوع مورد توجه شاعران بسیاری قرار گرفته است و در برخی دوران‌ها کمتر.با دقت و تفکر در اشعار تقاضایی و خواسته‌های منظوم درمی‌یابیم که این اشعار گذشته از ارزش‌های زبانی و هنری، زمینه‌های تاریخی و اجتماعی هر دوره‌ای را روشن و شفاف به تصویر می‌کشد و بیانگر وضعیت معیشت شاعران در عصرآنهاست که متأثر از مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی روزگارشان بوده است و به همین دلیل شاعران منعکس‌ کنندة ابعاد مختلف تاریخ و فرهنگ دوران خاص خود بوده‌اند.
کلید واژه ها: تقاضا و درخواست، شعر، شاعر،  قطعه، قصیده، حسن طلب.

جلوه‌های طنز در آیینه‌ی اشعار نیما و مورفولوژی آن
     دکتر رضا فرصتی جویباری1
       فاطمه شیردست2
         طنز شگرد بیانی هنرمندانه‌ای است که خالق آن، با بیانی متناقض‌نما و پارادکسیکال ، مبالغه و اغراق ، تشبیه و... و با روحیه‌ای انتقادی ، مشکلات و ناهنجاری‌های اجتماعی را به زبان شوخی می‌آراید و با لبی خندان از دلی پرخون حکایت می‌کند .نیما یوشیج پدر شعر نو و مسندنشین مدرنیته در شعر معاصر فارسی به عنوان یک شاعر اجتماعی و مردم‌مدار با مشاهده‌ی تضادها و تناقض‌های موجود در جامعه که در عصر استبداد پهلوی به اوج خود رسیده‌بود ، توانست در کنار گونه‌های مضمونی دیگر و جهت ساخت آرمان شهر شاعرانه‌ی خود ، دریچه‌ی طنز را هم در شعر خود بگشاید و به صورت مضمر و یا آشکار ، نابسامانی‌های عدیده‌ی اجتماعی و فرهنگی را در قالب طنز و لطایف دیگر به تصویر بکشد .  طنز نیما بیشتر براساس موقعیّتی که در زندگی وی ایجاد گردید سروده شده،بنابراین مثل شعرای طنزپرداز در لحن و بیان او نمی‌توان ردّ پای طنز را به روشنی دنبال کرد . نیما بیشتر طنزهای خود را در قالب کهن وغیرنیمایی سروده‌است،با این حال نخستین کسی بود که پای طنز را به شعر نو باز کرد . طنز او در شعرهای کلاسیک شیرین تر و ساده تر و در شعرهای نو تلخ تر ، هنری تر و دیریاب‌تر است . در این مقاله نگارنده کوشیده‌است تا به تعریف مجمل از طنز و مقایسه‌ی آن با «هجو» و «هزل» بپردازد،سپس تکنیک‌ها و شیوه‌های گوناگون طنز در اشعار نیما را بررسی نماید و در پایان به تحلیل محتوایی مصداق‌های یافته‌شده در آثار نیما بپردازد .

کلیدواژه ها : طنز ، مسائل اجتماعی ، شعر نو ، هنر ، طنز تلخ و شیرین . 

 


            1-   استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر
            2-  دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه پیام‌نور بابل

 

نگاهی به موسیقی نثر در رمان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی
سید حمید فرقانی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
      
 کاربرد عنصر موسیقی تنها به متون منظوم و شعر محدود نمی‌شود و در بعضی از متون نثر زبان فارسی نیز کاربرد جملات و قطعات موزون به خوبی نمایان است. این شیوه از نثر نویسی را که در سبک شناسی با عنوان «نثر موزون» شناخته می‌شود در آثاری همچون مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری و تعدادی دیگر از متون صوفیانه، همچنین اکثر نثرهای فنی و مصنوع می‌توان دید. گلستان سعدی را نیز می‌توان به عنوان بهترین نمونه از نثر موزون و آهنگین در ادب فارسی برشمرد. این شیوه به تقلید و یا الهام از نثر گلستان، تا دورۀ اخیر مورد توجه تعدادی از نویسندگان بود. یکی از این نویسندگان میرزا حبیب اصفهانی است که در ترجۀ رمان «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» با تلفیق زبان عامیانه و نثر موزون، نثری عام فهم و خاص پسند پدید آورد؛ چنان که استفاده از جملات و عبارات موزون به همراه دیگر صنایع لفظی که به ایجاد توازن و موسیقی در نثر او می‌انجامد، بسامد بالایی دارد و این امر از ویژگی‌های سبکی رمان یاد شده به حساب می‌آید.در این مقاله کوشش می‌شود تا با توجه به الگویی که زبان‌شناسان برای توصیف و تبیین انواع توازن به دست داده اند، صنایع بدیعی و شگردهایی را که میرزا حبیب اصفهانی برای آهنگین کردن نثر خود به کار گرفته است، در سه سطح تحلیل آوایی، واژگانی و نحوی، بررسی و تحلیل شود. بنابراین ابزارها و صنایعی که در آفرینش موسیقی در نثر تأثیر دارند، همراه با نمونه‌های آن در نثر کتاب سرگذشت حاجی بابا اصفهانی، با توجه به این سه سطح، طبقه بندی و توصیف می‌شوند. نتیجۀ حاصل از این بررسی نشان می‌دهد که از میان این ابزارها، صنعت سجع و پس از آن جناس و ترصیع و موازنه که از صنایع مطرح شده در سطح توازن واژگانی هستند بیشترین بسامد و تاثیر موسیقایی را در کتاب سرگذشت حاجی بابای اصفهانی دارند. صنایعی هم که به ایجاد توازن نحوی و توازن آوایی می‌انجامند، پس از توازن واژگانی، در ایجاد موسیقی در این کتاب نقش دارند. لازم به ذکر است که اگر چه این الگو برای بررسی گونه‌های توازن در متون نظم ارائه شده است، اما برای تحلیل عنصر موسیقی در نثرهای موزون و آهنگین نیز کاملاًًً کاربرد دارد.وزن طبیعی گفتار یا «ریتم گفتار » نیز عامل دیگری است که در کیفیت موسیقایی متون نثر تأثیر قابل توجهی دارد که این عامل نیز به همراه نمونه‌های آن در کتاب سرگذشت حاجی بابای اصفهانی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.

کلید واژه ها:موسیقی نثر، سبک شناسی زبانشناختی، سرگذشت حاجی بابای اصفهانی، میرزا حبیب اصفهانی

 


برابرنهاد آثار داستانی مصطفی مستور و ریموند کارور در حیطه‌ی چند مفهوم

فرزانه فروزانی - مربی
     ریموند کارور از چهره‌های شاخص در حیطه‌ی ادبیات داستانی امریکا به شمار می‌رود که بیش‌تر هنرنمایی‌های ادبی او، در حوزه‌ی داستان کوتاه متمرکز بوده است. در ایران، نام کارور در بیش‌تر موارد، در کنار نام مصطفی مستور، داستان نویس معاصر و مترجم و نظریه‌‌پرداز آثار کارور، نشسته است. با این‌که مستور، خود سبکی مستقل و منحصر به فرد را در نویسندگی ابداع کرده است، دنیای ذهنی او گاه خواسته یا ناخواسته به کارور نزدیک می‌شود که این امر، برخی اشتراکات را در آثار این دو نویسنده دامن می‌زند. هرچند شباهت‌های کارور و مستور بیشتر در حوزه‌ی ساختار و تکنیک بوده است، اما بررسی هم‌زمان آثار آنان نشان می‌دهد هر دو نویسنده، گاه ویژگی‌ها و درون‌مایه‌هایی مشترک را در آثار خود به کار گرفته‌اند،در حالی که هریک از آن‌ها رنگ خویش را به درون‌مایه‌ی یادشده زده و آن ‌را به نام خویش ثبت کرده است.در این پژوهش تلاش شده تا چند ویژگی و درون‌مایه‌ی مشترک که در آثار کارور و مستور مورد توجه قرارگرفته است، با هم مقایسه و شیوه‌ی پردازش و تشابه و تفاوت این درون‌مایه‌ها در آثار دو نویسنده‌ی یادشده تحلیل و بررسی شود.  

کلید واژه ها: تنهایی، شاعرانگی متن ، عشق،کودکی، مذهب، نماد.

 

 

واکاوی وتحلیل نمادین شخصیت‌ها در داستان همای چهرزاد
با روی‌کردی‌ به آرا و اندیشه‌های‌کارل‌گوستاویونگ
فرزانه فروزانی – مربی
دکترعلی محمد پشت دار- دانشیار

      شاهنامه میراث ماندگارایران زمین اثرارزشمند وسترگ ملی و فرایندناخودآگاه قوم ایرانی است که درقالب حماسه رخ نموده و همین امرسبب شده است تا داستان‌های آن به صورتی فراگیر با معانی ژرف وعمیق درگستره‌ی ‌زبان و ادب فارسی خودنمایی ‌کند. براین اساس این گنجینه‌ی گران‌بها ظرفیت ‌برتابیدن نظریه‌های گوناگون را در گستره‌ی پژوهش وکاوش‌داراست وجولانگاهی است که اندیشه‌های ناب درآن فرصت بروزمی یابد و مجالی برای تحقیقات میان رشته ای فراهم می‌کند. حال آن که یکی از بخش های مهم این اثر، بخش تاریخی آن است که درقیاس با قسمت های اساطیری وحماسی از اقبال کمتری برخورداربوده است. داستان همای چهرزاد دخت بهمن و نوه‌ی اسفندیار یکی‌از این داستان‌هاست که روایت پادشاهی‌اولین زن درشاهنامه است ؛ داستانی‌که علی‌رغم زیبایی‌ و تفاوت ‌مضمون‌ وفراز و فرودهای پرکشش در مسیر قهرمان داستان یعنی‌داراب‌ تاکنون بدان پرداخته نشده است. ازسوی دیگریکی‌از زمینه‌هایی‌که ‌می‌تواند ابزار پژوهش در شاهنامه باشد ونتایجی مفید وکاربردی به‌دست دهد، دیدگاه‌های روانشناسی و آرا و اندیشه‌های کارل گوستاویونگ روانشناس سوییسی است. موضوعآرکی‌تایپ‌که ‌در فارسی‌کهن‌الگو، صورت‌ مثالی و... ترجمه‌ شده یکی از دیدگاه های اساسی و فراگیر روانشناسی یونگ است. وی شخصیت را واحدی متشکل از سیستم‌های‌روانی مختلف می‌داند که اگرچه ‌ازهم‌ دیگر جدا هستند، ولی تاثیری متقابل نسبت به یکدیگر دارند. این سیستم ها عبارتند از: من‌یاخودآگاه، ناخودآگاه ‌فردی، ناخودآگاه جمعی، پرسونا، آنیما، آنیموس‌و سایه. کهن‌ الگوها صورت‌های مشترکی هستند که باسابقه‌ی چندین‌ هزارساله ازاجداد بشر، نسل‌ به نسل‌ منتقل شده ‌و در ضمیرناخودآگاه جای‌گرفته‌اند. این‌صورت‌ها برای‌رسیدن به مرز خودآگاهی در نمادهای‌ گوناگون ‌طبیعت‌‌‌‌‌جلوه‌گر می‌شوند و درآثار هنرمندان‌ نمود می‌یابند. با بررسی‌دقیق داستان ‌همای‌چهرزاد دریافتیم‌ که‌این اثر با آرا و اقکار یونگ‌ هم‌خوانی‌بسیار‌دارد، پس برآن شدیم تا در این جستار داستان پادشاهی همای و فرزندشداراب را از منظر اسطوره شناختی و آرای روانشناسی تحلیلی‌یونگ‌ مورد نقد و پژوهش‌ قرار دهیم ‌وکهن‌الگوهای‌ مادر، کودک، قهرمان، پیرخرد، خویشتن، سایه، من، ماندالا و نیز مساله ‌فرایند فردیت ‌وگذر از آب را درارتباط با قهرمان اصلی این داستان دست‌مایه‌ی کار خویش سازیم بدان امید که در مسیر پژوهش‌های میان رشته‌ای ‌گامی‌هرچند اندک برداشته باشیم.
کلید واژه ها : شاهنامه، فرایندفردیت، کهن‌الگو،ماندلا، یونگ.

 

 

 

 


کاربرد نشانه‌شناسی در تحلیل متون ادبی
  دکتر سهیلا فرهنگی
استادیار دانشگاه پیام نور مرکز رشت

       نشانه‌شناسی(semiotics) رویکردی میان‌رشته‌ای است که با بهره‌گیری از زبان‌شناسی، منطق، پدیدارشناسی و نقد ادبی به تجزیه و تحلیل متون می‌پردازد. از نشانه‌شناسی می‌توان برای بررسی لایه‌های پنهان هر متنی – اعم از متون نوشتاری، دیداری، شنیداری، نمودهای فرهنگی، خوراک، پوشاک و ... – بهره گرفت، امّا تحلیل نشانه‌شناختیِ متون ادبی در مقایسه با سایر متون از جذّابیّت بیشتری برخوردار است. رمزگانهای نظام ادبی مانند رمزگان علائم راهنمایی و رانندگی صریح، واقعی و شفّاف نیستند. رمزگانهای زیبایی‌شناختی از نوع مبهم، خیالی و شناورند و رمزگشایی از آنها پیچیده‌تر از سایر رمزگانهاست. همچنین برای درک معانی نشانه‌های متون ادبی- همچون سایر نظامهای نشانه‌ای- توجّه به بافت بسیار حائز اهمّیّت است، زیرا نشانه خارج از نظام نشانه‌ای آن بی‌معناست. چگونگی خوانش نشانه‌شناسانة متون ادبی اعم از شعر و روایت و نوع رابطة نشانه‌شناسی با شگردهای ادبی از قبیل استعاره، نماد، اسطوره، مجاز و کنایه موضوعی است که این مقاله به دنبال بررسی و تبیین آن است. بررسیها نشان می‌دهد که نشانه‌شناسی می‌تواند در عرصة روایت‌شناسی، رمزگشایی متون ادبی و شناسایی لایه‌های ضمنی و عمیق متون ازجمله متون چندصدایی و متونی که در آنها از شیوه‌های گوناگون بیان ازجمله استعاره، کنایه و مجاز استفاده شده است بسیار راهگشا باشد.

کلید واژه‌ها: تحلیل نشانه‌شناختی، متن ادبی، شعر، روایت، شگردهای ادبی.

 


بررسی تطبیقی شروح مثنوی درباره تمثیل پادشاه و کنیزک

فاطمه فریدی
علیرضا مظفری
       تمثیل های مولانا نیز مانند هر روایت تمثیلی دیگر از طریق دلالت اجمالی خبر از مدلولی می دهد که در این مقاله از آن با عنوان ژرف ساخت تمثیل یاد خواهیم کرد. دلالت میان دال (صورت ظاهر روایت) و مدلول تمثیل (ژرف ساخت یا پیام اصلی داستان) از نوع مشابهت اجمالی است. مراد از مشابهت اجمالی این است که مدلول شامل تمام اجزای دال نیست بلکه دال تنها از طریق نوع پیوند اجزاء خود نمایندگی مدلول را به عهده دارد بنابر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌این هرگز نباید تصوّر کرد که تمام اجزای دال انعکاسی از تمام اجزای مدلول است یا باید همان اجزائی را که در دال دیده می شود در مدلول نیز لا محاله یافت. شاید یکی از علل پرخاشگری مولانا نسبت به مریدانش در اعتراض به رفتار حکیمی که حکم قتل زرگر داده بود همین عدم درک درست آن مریدان از دلالت اجمالی تمثیل باشد.‌‌‌‌‌ودریافت مشابهت دال و مدلول این روایت به دنبال اسناد اعمال شخصیت های ظاهری این روایت به شخصیت های بنیادی و ژرف ساختی این روایت بودند و ساحت «انبیاء» را که ما به ازاء درونی این شخصیت هستند از هرگونه حکم ظالمانه - چون حکم به قتل بی گناه- مبرّا می دانستند. گاهی خود مولانا، دست به کالبد شکافی روایات تمثیلیمثنوی زده است و مراد خود را از طرح آن روایات آشکار کرده است امّا این شیوۀ غالب او نیست. دراین پژوهش ضمن بررسی ژرف ساخت تمثیلی روایت پادشاه و کنیزک در شروح مثنوی به تعریف تمثیل و انواع آن و سپس به ذکر وجه اشتراک و افتراق نظرات شارحان پرداخته شده است. نویسنده در راستای قبول یا عدم قبول آراء ایشان، به ارائه دیدگاه شخصی از ابعاد  گوناگون من جمله بعد روانشناختی تمثیل که کمتر مورد توجه شارحان بوده، پرداخته است. شروحی که به عنوان منبع مورد استفاده و نقد و تحلیل قرار گرفته اند به ترتیب زمانی عبارتند از: جواهر الاسرار و زواهرالانوار خوارزمی، شرح ملاهادی سبزواری، شرح مثنوی شاه داعی الی الله شیرازی، ، شرح کبیر انقروی، نقد و تحلیل مثنوی محمدتقی جعفری، شرح مثنوی شریف بدیع الزمان فروزانفر .
کلید واژه ها : مثنوی، پادشاه و کنیزک ، روایت تمثیلی ، ژرف ساخت ، مقایسه تطبیقی.

تحلیل گفتمان انتقادی برخی از نامه‌های مولانا به لحاظ متغیر ارجاع (ضمایر)
سیده مریم فضائلی*
دانشجوی دوره دکتری زبان‌شناسی همگانی دانشگاه فردوسی مشهد
دکتر شهلا شریفی**
دانشیار گروه زبان‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد
       تحلیل گفتمان انتقادی رویکردی میان‌رشته‌ای است که با بررسی رابطة میان زبان و قدرت سروکار دارد. این رویکرد سعی دارد تا با کمک ابزارهای عینی زبانی، الگوهای غیرشفاف نابرابری اجتماعی و مناسبات قدرت را بین افراد و گروه‌ها ابهام‌زدایی نماید. در این مقاله با روش تحقیق توصیفی- تحلیلی قصد داریم با بررسی بیست و هشت نامة مولانا دریابیم رابطة قدرت در این نامه‌ها در قالب ضمایر غیرمستقیم و مستقیم، متصل و منفصل، مفرد و جمع چگونه منعکس شده است. بدین منظور، مخاطبان نامه‌ها به دو ردة اصلی تقسیم شدند: خویشاوندان و غیرخویشاوندان. هر یک از این رده‌ها به نوبة خود به رده‌هایی فرعی تقسیم شدند: ردة خویشاوندان به رده‌های سیاسیون و مریدان و ردة غیرخویشاوندان به رده‌های فرزندان و عروس. نتایج نشان می‌دهد رابطة بین مولانا و ردة سیاسیون نسبت به رابطة او با ردة مریدان زیاد مؤدبانه‌ و رسمی بوده است.  این نشان می‌دهد که سیاسیون در زمان مولانا در موضع قدرت بودند. وجود رسمیت هر چند به میزان کم بین مولانا و ردة مریدان نشانگر این است که مولانا برای این رده احترام قائل بوده است. رابطة بین مولانا و ردة عروس نسبت به رابطة او با ردة فرزندان زیاد رسمی بوده است. وجود این رابطة رسمی چه به میزان زیاد در ردة عروس و چه به میزان کم در ردة فرزندان نشان دهندة این است که مولانا برای این رده‌ها احترام قائل بوده است.
کلید واژه ها‌: تحلیل گفتمان انتقادی، قدرت، صورت‌های ارجاعی، ضمایر، نامه‌های مولانا

 


نقد ترجمه های معاصر از قرآن
دکتر عبدالحسین فقهی
استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران
عفت صفری نژاد
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران

      ترجمه متون مقدس و در رأس آنها قرآن کریم، هم از جهت ساختار ممتاز ادبی و هم به لحاظ قداست و حساسیت جایگاه معنوی آن،از دیر باز مورد توجه بوده است.ترجمه قرآن به زبانهای گوناگون، به منظور رساندن پیام آسمانی به مخاطبان، در تمامی جوامع بشری، ضرورتی انکار ناپذیر است.ارائه ترجمه های متعدد و گوناگون در دهه های اخیر و تلاش برای تقدیم ترجمه ای موفق تر، دقیق تر و کاملتر از قرآن به زبان فارسی، بررسی و ارزیابی آنها و تحلیل رویکرد و سبک هریک از آنهارا اقتضا میکند.بررسی نمونه هایی از چند ترجمه معاصرومشهورقرآن و مقایسه آنها موضوع این مقاله است. 
کلید واژه ها: ترجمه متون مقدس- ترجمه قرآن- نقد ترجمه- ترجمه های معاصرقرآن

 

 

 

بررسی رابطه ی  متقابل محیط و شرایط اجتماعی با اندیشه و شعر  شاعران
نسرین فقیه ملک مرزبان
 عضو هیئت علمی دانشگاه الزهراء(س)
لیلا ایزی
 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
        از جمله مسائلی که در بررسی آثار، مورد توجه قرار می‌گیرد، مسأله‌ی صورخیال و چگونگی کاربرد آن است. عوامل مختلفی موجب می‌شود که هر یک از شاعران در آثار خود به‌گونه‌ای متفاوت، از صورخیال بهره بگیرند؛ یکی از این عوامل تأثیر محیط و اجتماع بر اندیشه‌ی شاعر است. چنان‌که در محیطی خفقان‌آمیز ممکن است کاربرد کنایه فزونی یابد و یا در محیطی ادب دوست، قوه‌ی خیال شاعر پرورش یافته و در نتیجه کاربرد آرایه‌هایی همچون استعاره‌ی تخییلی، تجسم و ... بیشتر به چشم ‌آید.در این پژوهش برآنیم تا با بررسی شعر وحشی بافقی و عرفی شیرازی - این دو شاعر هم‌عصر - ابعاد تأثیر محیط بر اندیشه و شخصیت هر یک از این شاعران را از دیدگاه صورخیال مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. جامعه‌ی آماری، مثنوی‌های “خلدبرین”  و “مجمع‌الابکار” می‌باشد که تمامی ابیات آن‌ها مورد مطالعه قرار گرفته است. روش تحقیق در این پژوهش به صورت تجزیه و تحلیل عقلانی و مطالعات کتاب‌خانه‌ای می‌باشد. نتیجه‌ای که از این بررسی حاصل شد، حاکی از آن است که به سبب خفقان حاکم بر جامعه، وحشی بافقی شخصیتی گوشه‌گیر و منفی‌نگر داشته که این مسأله بر تمام مثنوی خلدبرین سایه افکنده است؛ از سوی دیگر، از آن‌جا که عرفی از رفاه و شرایط اجتماعی مناسبی برخوردار بود، در شعر خود از تصاویر و مضامینی بهره برده است که گویای شخصیت مثبت‌اندیش شاعر می‌باشد.

کلید واژ ه ها:خلدبرین ؛ صورخیال؛ عرفی شیرازی؛ مجمع‌الابکار ؛ محیط و اجتماع؛ وحشی بافقی.


     


نگاهی گذرا بر کاربرد پرکننده‌های زبانی در ادبیات داستانی معاصر

محمد هادی فلاحی
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد
واحد علوم و تحقیقات فارس
 عبدالرسول صادق‌پور
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد
واحد علوم و تحقیقات فارس
         کورش آزادی
                                               استاد دانشگاه آزاد                                                                         واحد علوم و تحقیقات فارس
          پرکننده‌های زبانی یکی از نشانه‌های زبان گفتار هستند که در گفتار رسمی و غیررسمی نمودهای متفاوتی دارند. به عبارت‌هایی که سخنگو برای ایجاد تأخیر در مکالمه به کار می‌برد تا بتواند مکالمه را به هنگامی که برایش دشوار می‌شود ادامه دهد، «پرکننده» می‌گویند (برون و یول 1989). پرکننده‌ها در حقیقت به دور از معنای حقیقی‌شان، فضاهای خالی گفتمان را پر می‌کنند (مهدی‌پور، 1378). در این مقاله با بررسی 30 داستان‌ و نمایش‌نامه‌ی معاصر از «صادق هدایت، محمدعلی جمال‌زاده، نادر ابراهیمی، و محمد‌علی افراشته» که نویسندگان سعی داشته‌اند زبان گفتاری شخصیت‌های داستان را در نوشته‌هایشان منعکس نمایند، به بررسی این مسئله می‌پردازیم که آیا پرکننده‌های زبانی به‌عنوان یکی از کلام‌نماها و نشانه‌های زبان گفتار، در این داستان‌ها و نمایش‌نامه‌ها مورد توجه نویسنده بوده‌اند یا خیر.
کلید واژه ها: پرکننده های زبانی ، ادبیات معاصر، صادق هدایت

 


تطبیق دیدگاه های سهراب سپهری وجبران خلیل جبران
در ارائه ی آرمان شهر عرفانی

      رحمان فلاحی مقدم
مدرس دا نشگاه آزادواحد دهدشت
     علی اکبر کمالی نهاد
دانشجوی دکتری زبان و  ادبیات فارسی دانشگاه اراک
دبیر اتحادیه ی انجمن های علمی – آموزشی معلمان زبان و ادبیات فارسی کشور

       دراین مقاله آرمان شهر عارفانه ی سهراب سپهری وجبران خلیل جبران ازخلال آثارآن دو  شاعربه صورت تطبیقی موردبررسی قرارگرفته است؛از آنجا که هردوشاعر دردامان طبیعت بزرگ شده اند، جای جای آثارشان نیز سرشار از حضور وظهور عناصر طبیعت می باشد ومدینه‏ آرمانی خودرا نیز در همین طبیعت ساده به نمایش گذاشته ا ند وچون دغدغه  نجات خود و بشر نوع خود رادارند،بنابراین  مدینهگمشد ه شان کاملا رنگ وبوی عارفانه دارد  ودر پهنه طبیعت بکر وآرام نمود عینی یافته است. همه عناصر طبیعت طبق همان قانون  وفطرت خدادادی اولیه به زندگی خود ادامه می دهند وهیچ کاستی ، نقص، زشتی ، بی عدالتی، منت گذاشتن وظلم وتجاوز وجودندارد ، همه زبان هم را می فهمند و به یاری و دستگیری هم می پردازند . از رفتار ناعادلانه حاکمان وتقلید کورکورانه ی زیردستان  خبری نیست . سپهری وجبران با تامل درطبیعت بکر ودرس آموزی از آن ،تجلی خدارا به تمام و کمال به نظاره نشسته اند و انسان ها را به تدبر و درس آموزی از طبیعت تشویق کرده اند.
 
کلیدواژه ها:سهراب سپهری ،جبران خلیل جبران،عرفان وطبیعت،ادبیات تطبیقی، آرمان شهر.

 

تطبیق دیدگاههای سهراب سپهری وجبران خلیل جبران
در ارائه ی آرمان شهر عرفانی

رحمان فلاحی مقدم
مدرس دانشگاه آزادواحد دهدشت
علی اکبر کمالی نهاد
دانشجوی دکتری زبان و  ادبیات فارسی دانشگاه اراک
دبیر اتحادیه ی انجمن های علمی – آموزشی معلمان زبان و ادبیات فارسی کشور

دراین مقاله آرمان شهر عارفانه ی سهراب سپهری وجبران خلیل جبران ازخلال آثارآن دو  شاعربه صورت تطبیقی موردبررسی قرارگرفته است؛از آنجا که هردوشاعر دردامان طبیعت بزرگ شده اند، جای جای آثارشان نیز سرشار از حضور وظهور عناصر طبیعت می باشد ومدینه‏ آرمانی خودرا نیز در همین طبیعت ساده به نمایش گذاشته ا ند وچون دغدغه  نجات خود و بشر نوع خود رادارند، بنابراین  مدینهگمشده شان کاملا رنگ وبوی عارفانه دارد  ودر پهنه طبیعت بکر وآرام نمود عینی یافته است. همه عناصر طبیعت طبق همان قانون  وفطرت خدادادی اولیه به زندگی خود ادامه می دهند وهیچ کاستی ، نقص، زشتی ، بی عدالتی، منت گذاشتن وظلم وتجاوز وجودندارد ، همه زبان هم را می فهمند و به یاری و دستگیری هم می پردازند . از رفتار ناعادلانه حاکمان وتقلید کورکورانه ی زیردستان  خبری نیست . سپهری وجبران با تامل درطبیعت بکر ودرس آموزی از آن ،تجلی خدارا به تمام و کمال به نظاره نشسته اند و انسان ها را به تدبر و درس آموزی از طبیعت تشویق کرده اند.
کلیدواژه ها:سهراب سپهری ،جبران خلیل جبران،عرفان وطبیعت،ادبیات تطبیقی، آرمان شهر.

 

بررسی جریان سیال ذهن در داستان‌های سمفونی مردگان، شازده احتجاب، سنگ صبور و تسخیرشدگان
زهرا فلامرزی
راشین مسیّبی
در سیر روایت یک داستان گاه نویسنده از قول خود به بیان مسائل می پردازد و حوادث را از منظر خود شرح و توضیح می دهد و در این راستا برخی مواقع قصد راوی صرفاً اطلاع رسانی و آگاه ساختن مخاطب از رویدادهایی است که به وقوع پیوسته است و در اصل، فضای روایت گونه ی داستان ایجاب می کند تا نویسنده آنچه به وقوع پیوسته است را به تفصیل شرح دهد  امّا گاه راوی خویش را مخاطب می سازد و بررسی و شرح و توضیح اتفاقات را در ذهن خویش مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. از این تکنیک در ادبیات با عنوان صورخیال یاد می شود. در این پژوهش نگارنده بر آن است صور خیال را تعریف نموده و به بررسی عناصر صور خیال در رمان های سمفونی مردگان ، شازده احتجاب، سنگ صبور و تسخیر شدگان بپردازد. صور خیال مطابق تعاریفی که در کتب نظریه های ادبی از آن ارائه گردیده است توجه به سطوح پیش گفتار تکلم است، به این معنا که حوادث، گفتگوها، مسائل و به طور کلی امور مختلف از ذهن فرد می گذرد و وی آن را بدون رعایت قواعد دستور زبانی و بدون در نظر گرفتن اصول نگارشی و همچنین بدون ملاحظه ی رابطه ی منطقی و رعایت توالی داستانی بیان می کند و در واقع بی نظمی ناشی از عدم رعایت موازین کلامی در آن مشهود است.
کلید واژه ها : صورخیال، روایت، سمفونی مردگان، شازده احتجاب، سنگ صبور، تسخیرشدگان.

 

 


بررسی تطبیقی نام بزرگان‌اسطوره‌ای،دینی و تاریخی
دکتر محمد فولادی
 استادیار زبان وادبیات فارسی ،  دانشگاه قم
دکتر یحیی کاردگر
 دانشیار زبان وادبیات فارسی ، دانشگاه قم
     نامها یکی ‌از‌بارزترین نمودهای حیات فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و اقتصادی ملت‌ها به‌شمارمی‌آیند.به گونه‌ای که همزمان با تحول ملت ها،نامها نیز دگرگون می شوند.از این روبررسی تحول نامهادرگسترهءتاریخی می تواندگویای چگونگی تغییروتحول ملت هاونشانگردغدغه های آنان باشد.ازآنجاکه نام آوران دینی ومذهبی وحاکمان هردوره، تاءثیری ویژه در رویکردهای گوناگون ملل دارند،بررسی نام این بزرگان می تواند درتبیین سیاست های حاکم هردوره نیز به کار آید.در این مقاله کوشیدیم با بررسی نام آغازگران سلسله های حماسی،دینی وتاریخی و درآیینهءنام آنها، تحولات ادوار مختلف را مورد نقد و تحلیل قرار دهیم. پژوهش حاضر نشان می دهد که در نامگذاری افراد،سیمای ظاهری و جسمانی آنها،چگونگی احوال مادی و معنوی ادوار،آرزوهاو آمال ملل،اخلاق رایج اعصاروسرانجام اعتقادات دینی و مذهبی،نقش اساسی دارد.  به گونه ای که می توان نامها را منبع بسیار مهمی جهت تحقیق و پژوهش در تبیین سیمای ملل به شمار آورد.
کلید واژه ها:نامها،ادواراسطوره ای،دینی و تاریخی ،حیات مادی و معنوی.

 

 

 

 

 


جلوه‌های رمانتیسم در اشعار حسن هنرمندی

یعقوب فولادی
دانشجوی کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
ایوب امیدی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

     حسن هنرمندی یکی از شاعران مشهور معاصرِ ایران است که در دهه‌ی سی با مجموعه اشعار خود - هراس- شهرت خاصی در ایران پیدا کرد. روحیه‌ی رمانتیسم ایرانی که از دوره‌ی مشروطه به این طرف، از رمانتیسم غربی تأثیراتی پذیرفته است و به شکل و جریانی قدرتمند در شعر معاصر ایران جریان دارد در ذهن و زبان او بسیار پررنگ است. به‌ گونه‌ای که زیباترین جلوه‌های رمانتیسم شعر فارسی را می‌توان در مجموعه‌ی شعر "هراس" این  شاعر دید. این پژوهش برآن است که ضمن بیان مضامین و مبانی اصول رمانتیسم، به تأثیرگذاری این اصول بر ذهن و زبان حسن هنرمندی بپردازدوخصیصه‌هایبرجسته‌یرمانتیک رادراشعاراوبکاودوباذکرشواهدشعری،ابعادومختصاتاینمقولهرابنمایاند.

کلید واژه ها: حسن هنرمندی، رمانتیسم، احساسات فردی، ، یأس و ناامیدی، مرگ.

 

 

 


باد ایام
(بررسی نشانه ی باد در اشعار محمد رضا شفیعی کدکنی)
پرند فیاض منش
دانشگاه آزاد اسلامی،واحد صحنه،گروه زبان وادبیات فارسی،صحنه،ایران
سمیه حاجتی
دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی دانشگاه گیلان     
«باد» یکی از نشانه‌های واژگانی برجسته در شعر فارسی است که بسیاری از شاعران برای انتقال پیام خود به مخاطب از آن استفاده کرده‌اند.این نشانه‌ی واژگانی در نوشتار به صورت بسیط وگاه در ضمن ترکیب به کار رفته است؛یعنی شاعر ازرهگذر تحدید وتعمیم واژگان از واژه‌ی باد استفاده کرده تا معانی و مفاهیم متفاوت را با ترکیب‌های جدید خلق کند. بررسی نشانه‌ی باد با تکیه بر عنصر تقابل در چهره‌ی اسطوره‌ای آن در مجموعه اشعار شفیعی‌کدکنی مسأله‌ای است که مقاله‌ی حاضر بدان پرداخته است.باد در اشعار شفیعی کدکنی به شکل‌های مختلف به کار رفته،فراز وفرودهای خاص خود را دراین اشعار دارد.شکل اهورایی باد در کنار دنیای اهریمنی آن قرار گرفته که البته باد و واژگان هم‌کارکرد آن در این مجموعه‌ها  تصویر ایزدی باد را نمایان‌تر ساخته‌اند.مجموعه‌های تناسبیِ هم نشین با باد، بسیار ملموس و عینی‌اند وچهره‌ی نسیم وطوفان که در این مجموعه‌ها به ترتیب خوب و ویرانگر است در برخی موارد رنگ می بازد.
کلید واژه ها:نشانه، باد، شعر،شفیعی کدکنی.

 

 


بررسی اصول و معیارهای ادبیات کودک و نوجوان در اشعارکتابهای فارسی دوره‌ی ابتدایی ایران
دکتر حسین قاسم پور مقدم
عضو هیئت علمی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی
دکتر بهمن زندی
عضو هیئت علمی پیام نورتهران جنوب
پورچیستا علیزاده
دانش آموخته ارشد آموزش زبان فارسی پیام نور
آنچه در این پژوهش مد نظر بوده است بررسی اشعار موجود در کتاب های فارسی دوره‌ی ابتدایی ایران است. دراین تحقیق از روش کتابخانه‌ای استفاده شده است و برای جمع‌آوری اطلاعات و ارزیابی، مراحل ذیل صورت گرفته است: مرحله‌ی اول: کتابهای مربوط به تاریخچه‌ی ادبیات کودک در ایران و جهان مطالعه گردیده و نمونه‌هایی از ادبیات کودک در چند کشور به عنوان مثال بررسی شده است. مرحله‌ی دوم: کتابها، مجلات، جزوه‌ها و مقالاتی که در زمینه‌ی شناخت کودک، رشد کودک، ویژگیها و خصوصیات کودک در دوره‌ی دبستان نگاشته شده و نیز نظریات بزرگان این رشته مورد مطالعه قرار گرفته است. مرحله‌ی سوم: با توجه به خصوصیات و ویژگیهای کودکان در دوره‌ی دبستان ملاک‌ها و معیارهای شعر کودک، نظریه‌ی کارشناسان و روانشناسان کودک و متخصصین فن در این زمینه بررسی شده است. مرحله‌ی چهارم: بعد از بررسی کتب مربوط به ادبیات کودک، کتابهای فارسی دوره‌ی ابتدایی با ملاک‌ها و معیارهای شعر کودک مورد مطالعه  قرار گرفته و جدول بندی شده است. مرحله‌ی پنجم: با استفاده از روش مصاحبه از تجربیات معلمین کلاسهای پنج پایه‌ی ابتدایی، اشعار منتخب و نمونه‌ی هر پایه که بیشتر مورد علاقه‌ی کودکان بوده تجزیه و تحلیل شده است. از 58 شعر با 1160 معیار و ملاک زبانی، رشدی، ادبی، 1081ملاک و معیار مطابقت دارد که برابر است با %93.18 و 79 ملاک و معیار مطابقت ندارد که برابر است با %6.81 .
کلیدواژه ها: ادبیات فارسی، ادبیات کودکان و نوجوانان، دوره‌ی ابتدایی، شعر، کودک، کتاب فارسی.


بررسی مفهوم و کارکرد میل در لیلی و مجنون نظامی گنجوی: رهیافتی روانکاوانه (لکانی)
عاطفه قاسم نژاد
کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزش عالی غیر انتفاعی حافظ شیراز
در هر دلی از هواش میلی     گیسوش چو لیل و نام لیلی
ادبیات فارسی گنجینه ی بی نظیری است که رویکرد های نوین در عرصه ی نقد ادبی ، تنها نمایانگر گوشه ای از پیچیدگی ها و ظرافت های ادبی، فلسفی و روانکاوانه آن است. جستار پیش رو، ضمن بررسی مفهوم میل در عرصه ی تاریخ و فلسفه، این واژه را بنا به تحلیل رویکرد ژک لکان روانکاو معاصر فرانسوی در لیلی و مجنون بررسی می نماید.در این راستا، تحلیل فرهنگ عام بر مبنای رویکرد روانکاوانه ی لکانی، از طریق فیلسوف و جامعه شناس معاصر اسلوای ژیژک در ادبیات بررسی گردیده و در این اثر بکار گرفته می شود. این بررسی بر آن است تا  به این پرسش که قیس، شخصیت اصلی داستان منظوم لیلی و مجنون، از چه رو به این نام شهرت می یابد را از طریق مفهومی روانکاوانه بررسی نماید. مجنون، نامی که قیس بدان اطلاق می یابد، خود به تنهایی لزوم بهره گیری از رهیافتی روانکاوانه را توجیه می نماید. جنون ، در این بررسی، نه به عنوان نوعی بیماری روانی که به عنوان جزء لازمه ی وجودی مجنون در امتدادی لایتناهی بررسی می گردد.
کلیدواژه ها:میل، لکان، مجنون، هدف میل، گفتمان خرد گریز، خرد محور.

 

 


طرح ساختار قصیده در دیوان انوری
سعید قاسمی پُرشکوه
انوری از شاعران قرن ششم هجری و از شاعران دورة گذار از سبک خراسانی به عراقی است و در واقع از جمله شاعرانی است که در دورة بینابین یا حدّ واسط به سر می‌برد. از این روی در سروده‌های وی می‌توان بُن مایه‌های سبک خراسانی و نشانه‌هایی از سبک عراقی را جستجو کرد. در حقیقت کسانی چون انوری و مجیرالدّین بیلقانی و دیگر شاعران سبک بینابین از مایه‌های سبک خراسانی استفاده و زمینة پیدایش سبک عراقی را فراهم کرده‌اند. افزون بر تغییر و تحوّل مضامین و مفاهیم رایج در دورة نخست شعر فارسی(= خراسانی) و تغییر نسبی دیدگاه‌های شاعران در دورة واسطه، می‌توان شاهد دگرگونی ساختار قالب‌های شعری نیز بود. برخی از این قالب‌ها مانند مسمّط در دورة میانین و پس از آن، در دوره‌های بعدی مثل عراقی و هندی بسیار کمرنگ شده است و برخی نیز مانند ترکیب‌بند و ترجیع‌بند که از قالب اصلی قصیده پدید آمده‌اند، تغییر شکل یافتة قالب‌های اصلی و اوّلیّه است. مورد أخیر نوعی تغییر در ساختار برونی قالب شعری است و در حوزة تحوّل برونی قالب‌های شعری ارزیابی می‌شود، امّا افزون بر این گونه دگرگونی برونی و تبدیل قالب‌ها به یکدیگر، گونه‌ای از تحوّل برونی را نیز در قالب‌های شعری می‌توان دنبال کرد. از جملة این قالب‌ها قصیده است که در دورة حدّ واسط و در اشعار شاعران این دوره در ساختار آن تغییراتی حاصل شده است و در اجزاء آن تحوّلاتی دیده می‌شود. در این جستار تلاش بر این است که این دگرگونی‌ها در قصاید دیوان انوری مورد بررسی قرار گیرد و در حقیقت نگاهی است به ساختار قصیده در دیوان انوری و در آن نخست به ساختار و اجزاء اصلی قصیده در شعر شاعران پیش از وی پرداخته شده است و سپس ساختار قصیده و انحراف از معیارهایی که بویژه در ساختار قصیده‌های انوری دیده می‌شود، مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت طرح ساختار قصاید انوری با نامگذاری آنها ارائه شده است.
کلیدواژه ها: انوری، قصیده‌، اجزای اصلی قصیده‌، انحراف در ساختار قصاید انوری، طرح ساختار قصاید انوری.


مفاهیم مشترک در دیوان منسوب به امام علی (ع) و خمسة نظامی گنجوی
سعید قاسمی پُرشکوه
دانشجوی دکتری دانشگاه علاّمه طباطبایی تهران
دیوان اشعار منسوب به امام علی (ع) پُر است از تعالیم و آموزه‌هایی که در طول تاریخ بُن‌مایة شعر فارسی بوده است و همة بزرگان ادب فارسی از شیعه و سنّی از این آموزه‌ها به اندازة توان و هضم خود بهره بُرده‌‌اند و به قدر تشنگی خود از این دریا چشیده‌اند و این موضوع در آثارشان به خوبی روشن است و با وجود اینکه تا کنون کتاب‌ها و مقاله‌های بسیاری دربارة تأثیر سخنان آن حضرت بر ادب فارسی به رشتة تحریر درآمده است، هنوز جای تحقیق بیشتر در این زمینه خالی است و ضرورت پژوهش در این زمینه احساس می‌شود. از این روی می‌توان در حوزة ادبیّات تطبیقی آثار هر یک از سخنوران این مرز و بوم را مورد بررسی قرار داد و این تأثیر پذیری را در آثار ادبی دنبال کرد. در پژوهش حاضر نیز با توجّه به موضوع مقاله تلاش شد تا آموزه‌ها و مفاهیم مشترک میان اشعار امام علی، علیه‌السّلام، که برخی آنها را منسوب به ایشان می‌دانند، و خمسة نظامی جستجو و پیگیری شود و با در کنار هم قرار دادن آنها آموزه‌های مشترک میان کلام امام علی (ع) با نظامی گنجوی بررسی و روشن شود و در این میان بیشتر به همانندی در حوزة آموزه‌های اخلاقی و تعلیمی تأکید شده است  که با دقّت نظر در اشعار خمسة نظامی، تأثّر او از اشعار امام علی، علیه‌السّلام، بیشتر آشکار خواهد شد.
کلیدواژه ها: دیوان منسوب به حضرت علی (ع)، خمسة نظامی، مفاهیم اخلاقی و تعلیمی، ادبیّات تطبیقی.

 

 


سیمای فردوسی در آیینه ی اشعار لایق شیرعلی
علی اکبر قاسمی گل افشانی
دبیر و سرگروه زبان و ادبیات فارسی سوادکوه ِ مازندران
بزرگوار حکیم سترگ فردوسی     که مام ایران چون او دگر نزاد پسر
« دکتر پرویز ناتل خانلری »
      حکیم فرزانه ی طوس ، ایرانی ترین ایرانی ، گنجور گنجینه ی دری ، فردوسی بزرگ با پی افکندن کاخی بلند و استوار و مانا و جاویدان از گزند باد و باران و حوادث روزگار ، همچون آفتاب جهان تابی بر بلندای ایرانشهر نور افشانی می کند –پر فروغ باد این نور ایزدی - . امروزه می بینیم شاهنامه ، این نامه ی فرهنگ و فرهنگ نامه ی هویت ایرانیان مرزهای شرق و غرب عالم را در نوردیده و به عنوان یک شاهکار جهانی در محافل و مجالس ادبی – فرهنگی در اطراف و اکناف عالم خوش نشسته است . نام فردوسی زینت بخش دفتر شعر و تحقیق و پژوهش صدها ادیب و شاعر و اندیشمند ؛ نظیر ، فرانسواکوپه ، ویکتور هوگو ، ژول مل ، هانری ماسه ، تئودور نلدکه و ... در سراسر جهان است .در تاجیکستان ، این سرزمین دیر آشنا با فرهنگ و زبان و ادبیات مشترک که « نامش برم به اوجسما می رسد سرم ، از شوق می پرم ، صد مرد معتبر ، آیند بر نظر » ، نیز فردوسی و نامور نامه ی او از جایگاه والایی برخوردارند . کتاب خانه ی ملّی شهر دوشنبه که بزرگترین کتابخانه ی تاجیکستان است ، به نام نامی ابوالقاسم فردوسی مزین شده است  . تندیس فردوسی نیز در دوشنبه وجود دارد . مردم تاجیکستان از خرد و کلان عاشق و شیفته ی فردوسی هستند . کمتر شاعری را در تاجیکستان می توان یافت که شعری درباره ی فردوسی و شاهنامه و یا شخصیت های اساطیری – پهلوانی آن نداشته باشد . شاعران زیادی در تاجیکستان ؛ نظیر ، مومن قناعت ، گل نظر ، گل رخسار ، اسکندر ختلانی  زبان به ستایش و تکریم فردوسی و شاهنامه ی او گشودند . یکی دیگر از این شیفتگان فردوسی ، چهره ی برجسته ی فرهنگی تاجیکستان ، شاعر معاصر لایق شیرعلی ( 1941 – 2000 ) است . لایق شیرعلی دغدغه ی فرهنگی داشته است و در کلام او دلباختگی به فرهنگ گذشته و مشاهیر و مفاخر فرهنگی از جمله فردوسی ، حافظ ، خیام و ... را می بینیم . خوشبختانه کلیات اشعار لایق شیرعلی در ایران هم به چاپ رسیده است .لایق در شعرِ « ریشه ی منمنشأ اجداد من»  به ستایش ایران  پرداخته  و ایران را خانه ی ایمان و میعاد خود  دانسته است  . لایق در این شعر شاهنامه را به همراه مثنوی مولوی توشه ی خود معرفی کرده . لایق در شعر خراسان بزرگ به پیوند مشترک تاجیک و ایرانی اشاره می کند و از هویت مشترک سخن به میان می آورد و از فریدون و درفش کاویانی و سیاوش و جام جم می گوید ؛ لایق در یک رباعی ، فردوسی و سلطانمحمود غزنوی را در تقابل هم آورده و به آن ها صفات عاقل و ناکس داده است ؛ شمار عاقلانی هم چون فردوسی کمند و حساب ناکسانی هم چون محمود بی شمار .  لایق در آستانه ی استقلال تاجیکستان در غزلی از اوضاع نابسامان تاجیکستان به فغان درآمده و ظهور کاوه ی آهنگر آن انقلابی شاهنامه را به انتظار نشسته است .یکی از مجموعه های لایق « الهام از شاهنامه » نام دارد که در سال 1978 به جایزه ی دولتی ابوعبدالله رودکی نایل گردیده است . لایق در این مجموعه به شخصیت های رستم ، تهمینه ، کاوه ، کاووس و فردوسی می پردازد . وی در این مجموعه شخصیت کاوه را یک شخصیت زنده و نامیرا می داند و می گوید : « کاوه عصیانگر دوران است ».  « پسر هژدهم کاوه » ، « روح رخش » ، « غرور رستم » و ... بعضی از عناوین این مجموعه هستند  ما بر آنیم که در این مقاله به سیمای فردوسی در آیینه ی اشعار لایق شیرعلیبپردازیم . تا که قبول افتد و چه در نظر آید .
کلیدواژه ها : فردوسی،شاهنامه،تاجیکستان،لایق ، شیرعلی،کلیات اشعار،الهام از شاهنامه.

 

 

 

 

شیرین تر از عسل
بررسی تحلیلی و تطبیقی مضامین اخلاقی، حکیمانه و پند آموز
در اشعار رودکی سمرقندی، نظامی گنجه ای و سعدی شیرازی
رضا قاسمی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
عضو انجمن ترویج زبان و ادبیات فارسی
    نیک اندیشی و خیرخواهی برای مردم در قالب سخنان پندآموز و حکیمانه، از اخلاق پسندیده است. انسان نیک اندیش پیوسته خواهان سعادت و هدایت مردم بوده و در ایجاد رابطه نیکو بین مردم و اصلاح ذات البین کوشش وافر دارد و مانع فساد و خصومت در میان مردم است.از آنجایی که هدف پندها تربیت و آماده سازی مردم است برای شنا در دریای زندگی و رویارویی با دشواریها و خطرهایی که ممکن است آدمی را زیر فشار بگذارند و از پا درآورند. پندها به قصد راهنمایی و ترغیب آدمیان به سوی رفتاری بهتر بیان شده اند.شعرای بزرگ که از خرد و دانش بهره دارند با تأسی به دستورات قرآن کریم و سخنان گهربار معصومین (ع) به بیان عقاید و افکار خود که تراویده خرد و دانش است سعی داشته اند حس خیر خواهی مردم را در قالب سخنان پندآموز و دلنشین برانگیزند یکی از این شعرای بزرگ، رودکی سمرقندی است.او سجایای اخلاقی را در زربفتی از کلام دلنشین که از دل برخاسته و لاجرم بر دل می نشیند بر سبیل هدایت و ارشاد به دیگران اهدا می‌کند او در عین حال که مفرح قلوب و زداینده غم از دلهای مردمست آموزگار ایشان نیز می‌باشد. در اشعار خویش افکار حکیمانه و اندرزها به یادگار گذارده است. در بیشتر اشعاری که از وی مانده اشعار وزین در حکمت و موعظه می توان یافت.پژوهشگر در این مقاله با راهنمایی استاد محترم دکتر سید مهدی نوریان، بر آن است ضمن مراجعه به کتب معتبر، اشعار رودگی سمرقندی را از دیدگاه موضوعات اخلاقی و اجتماعی و پند آموز مورد بازبینی و تحلیل قرار داده و در قلمرو ادبیات تطبیقی نیز محورهای فکری و عقیدتی این شاعر را با افکار و اندیشه های دو شاعر توانای ادب پارسی، نظامی گنجه‌ای و سعدی شیرازی، پیوند زده و به تحلیل و تطبیق آنها بپردازد. باشد که بتواند در حلقه ارادتمندان استاد شاعران، رودکی سمرقندی، درآید.
کلید واژه ها :‌  اخلاق، پند، رودکی، سعدی، نظامی، مضامین اخلاقی، نوع دوستی، دنیا گزینی و دنیا گریزی.
 
فیض کاشانی، حکیم روحانی و عارف سبحانی
بررسی زندگینامه و آثار ملامحسن فیض کاشانی
رضا قاسمی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
عضو انجمن ترویج زبان و ادبیات فارسی
محمد بن محسن فیض کاشانی، دانشمند بلند آوازة، اواخر عصر صفوی و نویسندة متفکر و حکیم فقیه و محدّث مشهور قرن یازدهم هجری است. او عارفی است که به سر منشاء حقایق عرفانی راه یافته و هم حکیمی اشراقی که استدلال و اثبات را از طریقه مشائیان به ارث برده و هم متفکری که گاه به خود آزادی بیرون جستن از قیدهای سنتی و تعلیمی را داده است.دانشمندی پر کار و مردی گوشه گیر بوده که در تمام رشته‌های علمی از معقول منقول و فروع و اصول و شعر و ادب  و اخلاق، فلسفه، تفسیر، حدیث، فقه و عرفان کتب و رسائل زیبایی را که هر کدام ره توشه عارفان و سالکان بوده به رشته تحریر درآورده است.بر این اساس پژوهشگر در این مقاله سعی نموده است موارد زیر را مورد بازبینی و بررسی قرار داده و روزنه‌ای به گلستان سرسبز علم و دانش به روی خود بگشاید و حاصل پژوهش خود را به پیشگاه صاحب نظران عرضه دارد.
1-    روزگار و زمانه حکیم ملامحسن فیض کاشانی
2-    زندگی نامه حکیم ملامحسن فیض کاشانی
3-    خاندان حکیم ملامحسن فیض کاشانی
4-    مراتب علمی حکیم ملامحسن فیض کاشانی
5-    نوع و نحوه گرایش فیض کاشانی به تصوف و حدیث
6-    مقام شاعری ملامحسن فیض کاشانی
7-    جهان بینی و اعتقادات ملامحسن فیض کاشانی
8-    ویژگی‌های روحی و اخلاقی ملامحسن فیض کاشانی
9-    وفات ملامحسن فیض کاشانی
10-‌  بررسی آثار و تأالیفات ملامحسن فیض کاشانی
کلید واژه‌ها :‌عرفان، تصوف، اخلاق، فیض کاشانی.


جایگاه انسان کامل در حوزه عرفان عملی در اندیشه عطار نیشابوری

مهدی ماحوزی
 دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن
شهین قاسمی
عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی واحد رودهن

      در بررسی اجمالی ادب فارسی ملاحظه می شود که خمیرمایه اصلی تمام انواع ادبی، توجّه به حقایق و ارزش هایی است که از فطرت پاک انسانی سرچشمه گرفته اند و این رمز بقا و جاودانگی آثار برجسته شاعرانی چون، فردوسی، ناصرخسرو، سنایی، عطّار، مولوی و غیره است.در آثار عارفان بزرگ ، هدف نهایی از ارائه داستان ها و تمثیلات چیزی جز بیان و توجیه صفات ارزشمند انسان کامل نیست . عارفان بزرگ به درستی انسان را «عالم اکبر» می دانند، عالمی که خداوند در سرنوشت او استعداد های شگفت به ودیعت نهاده است . انسان می تواند به مدد اراده و کوشش خویش راه تکامل وعروج معنوی را طی کند . اما این راهی سخت دشوار است . بنابراین، دریافت معرفت یا از راه پیوند پیچیده ادراکات است، یا از طریق قبول بدیهیات یا از راه دل و تصفیه باطن. به طور خلاصه آن که : معرفت یا از طریق چشم سر است یا از راه چشم دل. با توجه به احساس های مختلف آدمی می توان این تعبیر را تعمیم داد و بنیان معرفت را تا مرزهای بی نهایت گسترش بخشید.عطّار نیز به عنوان یکی از قلّه های رفیع عرفان، محور آثار خویش را انسان و سعادت او قرار داده و همواره در سراسر مثنوی هایش سیر ترقی انسان را تا مرتبه کمال و رسیدن به مرحله انسان کامل به تصویر کشیده است.

کلید واژه ها :انسان کامل ، عرفان ، عرفان عملی، اندیشه ، عطار نیشابوری

تحلیل حکایت های مینی‌مالیستی بوستان سعدی

نویسندگان: مالک قاسمی
 کارشناس‌ارشد زبان و ادبیات فارسی و مدرس دانشگاه محقق اردبیلی
پیام نوزادحور
کارشناس‌ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی
مینی‌مالیسم جریانی است با مولفه ها و ویژگی های خاص خود که قابلیت تطبیق و تحلیل با بسیاری از حکایات و قصص کوتاه ادبیات کلاسیک فارسی را داراست. از طرفی بوستان سعدی نیز به دلیل اشتمال بر حکایات اخلاقیٍ کوتاهتا حد زیادی دارای قابلیت‌های مینی‌مالیستی است و می‌توان آن ها را با ویژگی‌های داستان‌های مینی‌مال سنجید. ویژگی‌هایی چون ساده، کوتاه و کم حجم بودن، داشتن زبان تصویری، واقع گرایی، محدودیّت زمان و مکان و...که در این پژوهش به آن‌ها پرداخته ایم، به صورت بارزی در این حکایات جلوه‌گر است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که حکایت های کوتاه آثار منظوم و منثور فارسی آثاری چند بعدی با قابلیت های تحلیل تطبیقی است و این امر مبین این حقیقت است که با استفاده از جریان‌های ادبی امروزه نیزمی توان به بررسی و تحلیل آثار کلاسیک ایران پرداخت و دیگر این که این ادبیاتفراگیر، گنجینه‌ی بی‌نظیری است که می‌توان آن را با معیارهای نقد ادبی امروز سنجید.

کلید واژه ها:مینی‌مالیسم، بوستان سعدی، حکایت، داستان، واقع گرایی، سادگی.

 

 

 

 

بررسی ، مقایسه و تحلیل متن بازنویسی شده ی داستان رستم و اسفندیار برای گروه سنی کودک و نوجوان
معصومه قاسمی1
حمید رضایی2
بازنویسی متن نوعی تکرار "بینامتنی" است. افسانه ها و اسطوره های دیرین بدین طریق  حیاتی دوباره می یابندو متون کهن در شکل و ساختاری جدید عرضه می شوند .بازنویسی و ساده سازی متون کهن ادب‍ی به زبان قابل فهم برای گروه های سن‍ی مختلف از جمله نوجوانان اهم‍یت زیادی دارد. ضرورت این کار آشنا شدن نوجوانان با فرهنگ، آداب و رسوم، تمدن، مفاخر ملی و گذشته ادب‍ی این مرز و بوم است. یکی از این متون کهن و ارزشمند ادبی، کتاب شاهنامه ی فردوسی است . از این داستان گونه ها ی مختلفی بازنویسی شده است که در این پژوهش،به بررس‍ی و مقایسه متن بازنویسی شده داستان رستم و اسفندیار به لحاظ اصول مهم داستان‍ی (پ‍یرنگ، شخص‍یت و شخص‍یت پردازی، درون مایه، زاویه دید، فضاسازی)  برای گروه کودک و نوجوان با متن اصلی، پرداخته شده است.با مقایسه ی دو داستان بازنویسی شده برای کودکان و نوجوانان می توان گفت که نویسنده ی داستان باز نویسی شده برای نوجوانان موفق تر عمل کرده است،ولی بهتر بود برای قابل فهم کردن ماجرا از تصاویر هم استفاده می کرد.با توجه به اینکه تنها می توان گفت داستان از لحاظ طرح اولیه آن هم به طور کامل با اصل داستان شباهت دارد و داستان هم فضایی غم بار و غم انگیز دارد، طرح چنین مسائلی با این همه امور متضاد برای کودکان و نوجوانان درست به نظر نمی رسد،در این گونه موارد بهتر است که از هنر بازآفرینی کمک گرفت، تا بتوان باحفظ رگه هایی از اصل ماجرا آن را برای گروههای سنی مختلف تغییر داد.
کلید واژه ها: رستم و اسفندیار ،بازنویسی، متنکهن، کودک ،نوجوان.

 


جان مایه های اخلاقی و تربیتی در شعر امامی نجفی دهکردی
رضا قاسمی
مدرس دانشگاه پیام نور
اهمّیّت علم اخلاق و مکارم اخلاقی در میان علوم، بر کسی پوشیده نیست، چه سعادت دنیوی و اخروی انسان در گرو این علم است. در اهمّیّت مکارم اخلاقی همین بس که پیامبر اکرم(ص) ، هدف و سرّ رسالت خویش را تکمیل مکارم اخلاقی بیان داشته و خداوند بزرگ او را به «خُلق عظیم» توصیف نموده است. علاوه بر سفارش های قرآنی، بازتاب مسائل اخلاقی در نیل به جامعه ی آرمانی در سفارشات ائمّه ی معصومین(ع)، اندیشمندان، فلاسفه، متکلمین و عُرفا نیز وجود دارد. متون ادب فارسی اعّم از عرفانی، حماسی و تاریخی نیز مملو از مضامین اخلاقی و نکات عالی آن است.در جوامع انسانی، اخلاق پدیده ای است که پیوند سلامت اجتماعی در روابط انسانی را ضامن بوده و نبود یا کمرنگ شدن آن مسئله ای است که هر جامعه ای را به تباهی می کشد. در ادبیّات فارسی شاعران و نویسندگان نیز سعی کرده اند مضامین اخلاقی و تربیتی را به روشی نیکو در قالب تمثیلات زیبا بیان نمایند. یکی از این شاعران و عارفان متعهد که شایستگی دارد زوایای پوشیده ی اشعارش بر ارباب علم و ادب نمایان تر گردد، آیت الله حاج سیّد محمّد باقر امامی نجفی دهکردی است.محمّدباقر امامی فرزند سیّد محمّد جواد امام جمعه، از علما و روحانیون بزرگ شهرکرد بود که در حدود سال 1300هجری قمری چشم به جهان می گشاید. تحصیلات خود را در رشته ی فقه و حقوق و اصول در شهر اصفهان به پایان می رساند و بعد از مراجعت به شهرکرد، مرجع احکام شرعی و حل و فصل محاکمات را عهده دار می شود و به نشر آثار و ترویج شعائر مذهبی اهتمام می ورزد.از مرحوم امامی نجفی دیوان اشعاری باقی مانده که در آن بیشتر به شیوه ی  مثنوی مولوی، به بیان حقایق دینی و شرح احادیث و اخبار مذهبی و لطایف عرفانی پرداخته شده است. پژوهشگر با توجّه به اهمّیّت علم اخلاق و نشر آموزه های تربیتی از یک طرف و نمایاندن سیمای معنوی این عارف شهیر و شاعر فهیم استان چهارمحال و بختیاری برآن شد آموزه ها و جان مایه های اخلاقی و تربیتی شعر دلکش میرزا محمدباقر امامی نجفی را با مراجعه به مجموعه اشعار و منابع معتبر و موثّق دیگر به تصویر کشد تا زوایای پوشیده او بر ارباب هنر و ادب نمایان تر گردد.

کلیدواژه ها: میرزامحمّدباقرامامی نجفی دهکردی ،حقیقتنامه، فضایل اخلاقی، رذایل اخلاقی، آرمانشهر دینی واخلاقی.

شباهت  دیدگاه های سهراب سپهری  و سلمان هراتی
شیما قاسمی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
مدرس مدعو دانشگاه پیام نورمرکزگرمسار
       در این مقاله سعی شده است نزدیکی دیدگاه های دوشاعر معاصر، سهراب سپهری وسلمان هراتی _باتکیه بر آثارشان _مورد بررسی اجمالی قرارگیرد.اگرچه سپهری، شاعر پیش از انقلاب است وتا میانسالی رادرک کرده است وهراتی، شاعر انقلاب است و در جوانی به دنیای جاوید شتافته است ؛ می توان در آثارشان به اندیشه ها وخیال بندی های مشابهی دست یافت .می دانیم که آن یکی، ازکاشان ، سرزمینی گرم وخشک  و این یکی، از مازندرانی که طراوت وسرسبزی در آن حرف اول رامی زند؛ برخاسته است اما عناصرطبیعت ، آیاتی برای شناخت خداوند وسجده گاه هر دوشاعرند . عشق این دو به طبیعت تاجایی است که حتی گذر زمان رابا عناصر آن ، اندازه می گیرند.سپهری وهراتی در بسیاری از باور هابه هم نزدیکند ؛ هر دو مرگ رازشت نمی بینند، درختان راسمبل مهربانی می دانند ، سادگی رادوست دارند ونیز روستا را راکه جایگاه این سادگی است .آنها پنجره ها را آغشته به آفتاب می یابند ،ماه رادر کنار کودکان می بینند ودوست دارند پرده ها رابدرند وکنار بزنند .
کلیدواژه ها : شعر، معاصر، سپهری ، هراتی.

 

 

 

نام موجودات دینی و افسانه‌ای در شاهنامه فردوسی
عالمجان قاسمی
دکتر علوم فلولوژی
مدیر دفتر فرهنگ نگاری و اصطلاحات پژوهشگاه زبان و ادبیات رودکی آکادمی علوم جمهوری تاجیکستان
شاهنامه فردوسی یکی از بزرگترین شاه‌کارهای ادبیات جهان است که با زبان فارسی پاکیزه و اندیشه‌های والای انسانی دل هزاران دوستداران فرهنگ و ادب فارسی را تسخیر کرده است. زبان شاهنامه فردوسی که بیشتر با زبان فارسی دری یاد می‌شود، فارسی‌ترین گونه زبان فارسیست. که از روی پژوهش‌ها، واژگان بیگانه در آن از پنج درصد بیش نیست. فردوسی بزرگ با شاهنامه بی‌زوال خود توانست نه تنها مقام زبان فارسی را نگه دارد، بلکه سد راه نابودی وی فراموشی خرد و فرهنگ ایرانیان گردد.آموزش و بررسی واژگان (شاهنامه) نیرو و توان زبان فارسی را بیشتر می‌سازد. در شناخت ساختار و معانی واژگان زبان فارسی کمک می‌ر‌ساند. زبان شاهنامه فردوسی بایداز نگاه واژه‌شناسی آموخته شود زیرا امروزه زبان فارسی ایران، تاجیکستان و افغانستان زیر تأثیر وام‌واژه‌های زبان بیگانه و غیر قرار دارند. سزاوار یادآوریست که واژه‌شناسی شاهنامه به آشکار ساختن روند تکمیل واژه‌های زبان فارسی دری در طول هزار سال، دگرگون شدن ترکیب لغوی ویگی‌های معنایی واژگان یاری می‌رساند. در مقاله حاضر واژگانی که نامبرده شده‌اند، از نگاه پیدایش، ساختار معنی و تابش‌های معنایی در متن شاهنامه بررسی و تدقیق گشته‌اند.
کلید واژه‌ها: فردوسی، شاهنامه، زبان فارسی دری، واژگان.

 

 


گذری بر ساخت اضافه در زبان فارسی
زهرا قانع
دانشجوی کارشنارسی ارشد دانشگاه اصفهان
مدرس دانشگاه پیام نور
در این مقاله گروه اسمی در زبان فارسی در چارچوب نظریه کمینه گرای چامسکی (1995)مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است و نشان داده شده است که چگونه تکواژ اضافه در ساختار درختی گروه اسمی جای گرفته و ایفای نقش می کند .در ادغام دو هسته مثلا اسم و صفت مجموعه ای بدست می آید که نمی توانند فرافکنی یابند و در نتیجه تکواژ اضافه به عنوان یک مقوله نقشی با این مجموعه ادغام می شود و برای برآورد کردن مشخصه اصل فرافکنی گسترده (EPP) یکی از آنها را به جایگاه مشخصگر حرکت می دهد و به عنوان هسته ویژگی اسمی خود را به گروه می دهد در این مقاله همچنین سعی بر آن است که به بررسی دو تحقیق برجسته (سمیعیان و قمشی)در این زمینه بپردازد و دیدگاههای آن دو را برخواننده روشن کند.
کلید واژه ها: تکواژ اضافه ،ادغام ،حرکت ،هسته.

 

 

 

 

 


ساخت ارتقایی در زبان فارسی

زهراقانع
دانشجوی کارشنارسی ارشد دانشگاه اصفهان
                مدرس دانشگاه پیام نور
    در این مقاله، سعی می شود نظریات زبانشناسان نامی در مورد وجود یا عدم وجود ساخت ارتقایی در زبان فارسی،که دارای متمم خودایستا است، به صورت موجز و مختصر ارائه گردند. در این زمینه سه نظریه اصلی مطرح می شود. براساس نظریه اول ساخت ارتقایی در زبان فارسی وجود ندارد. طبق نظریه دوم ساخت ارتقایی در زبان فارسی وجود دارد و حرکت در این ساختار به جایگاه موضوع می باشد، و از نقطه نظر سوم، این حرکت به جایگاه غیرموضوع صورت می پذیرد.
کلیدواژه ها: ساخت ارتقایی، جایگاه موضوع، جایگاه غیرموضوع، متمم خودایستا.

 

 

 

تحلیل داستان فرود شاهنامه از دیدگاه پل تیلیش با تاکید بر مسئله اضطراب
دکتر حسینعلی قبادی*
الهام نیکوبخت**
      اضطراب ، در همه زمان ها همراه بشر بوده، اما به فراخور مقتضیات زمانه انواع و خاستگاه های آن تغییر کرده است. انسان اولیه به دلیل ناآشنایی و انس نداشتن با محیط و احساس تهدید از خطرهای پیرامونش، همواره درگیر اضطراب مرگ بوده است. این نوع اضطراب با پررنگ شدن مسائل اخلاقی جای خود را به اضطراب اخلاقی داده است. اما انسان امروز به دلیل مخاطراتی که جهان معاصر برایش پیش می آورد، اضطراب حاصل از بی معنایی را تجربه میکند. نظریه اضطراب پل تیلیش، متاله قرن نوزدهم به دسته بندی و تبیین انواع اضطراب های بشری می پردازد.بازتاب اضطراب های بشری بر روی آثار ادبی آشکار است و خوانش این آثار با دید نقادانه به کشف رد پای اضطراب در این دسته آثار می انجامد. این مقاله می کوشد تاثیرات حاصل از ناخودآگاه مضطرب بشر در یک اثر ادبی (داستان فرود شاهنامه) را نشان بدهد. آثار حماسی جزو آن دسته از آثاری به حساب می آیند که به دلیل پرداختن به اسطوره های یک ملت از لحاظ زمانی داستان مردمان نخستین را بیان میکنند و برمبنای نظریه تیلیش در این بازه زمانی غلبه "اضطراب وجودی" بارزتر از دیگر شاخه های اضطراب است. این مقاله به بررسی نشانه های اضطراب و به طور اخص اضطراب وجودی در داستان فرود شاهنامه می پردازد.اضطراب غالب بر داستان، در درجة اول اضطراب مرگ و سرنوشت و محکومیت (یعنی اضطراب وجودی- نوع اول) است. اضطراب گناه نیز به عنوان دومین اضطراب در داستان به طور مداوم تکرار می شود. اضطراب پوچی و بی‌معنایی فقط در پایان داستان - جایی که فردوسی به بیان نتیجه داستان می‌پردازد- به چشم می‌خورد.
کلیدواژه: پلتیلیش،اضطراب وجودی،اضطراب مرگ،اضطراب اخلاقی،اضطراب بیمعنایی،داستانف رود شاهنامه.

 

 


حکیم سنایی غزنوی و اخلاق
دکترکرمعلی قدمیاری
استاد یار دانشگاه ارومیه
حدیقه الحقیقة سنایی که در زمرۀ برجسته ترین منظومه ها ی تعلیمی عرفانی به شمارمیرود یکی از ارزشمندترین و اصیلترین میراثهای ملی وفرهنگی ایرانیان درصحنة ادبیات فارسی است. ازدیگرشاهکارهای سنایی،قصاید اوست.اندیشة زهد و عرفان نیز از مهمترین محورهای موضوعی در قصاید سنایی است. نکوهش دنیا، تفکر درباره مرگ، توصیه به گسستن از آرزوهای طولانی و بیحد و حصر، تذکر به خویشتن حقیقی آدمی، از مضامین رایج قصاید اوست. تعالیم اخلاقی از دیربازدر ادبیات فارسی جزو مفاهیم برجستة شعربوده است و شعرا تلاش زیادی برای نشر فضایل و جلوگیری از رذایل داشته اند. سنایی نیز یکی از این شعرا است. از این رو،بررسی وتحلیل آموزه ها ی اخلاقی حدیقه و قصاید او،موضوع این پژوهش است.
کلیدواژه ها:حدیقةالحقیقه، قصاید،آموزه، اخلاق، شعر.

 

 

 

«بازتاب باورهای عامیانه و عقاید خرافی در شعر ادیب الممالک فراهانی»

دکتر کرمعلی قدمیاری
استادیارگروهزبانوادبیاتفارسی دانشگاهارومیه
سمیّه نوری
دانشجوی کارشناسی ارشد زبانو ادبیّات فارسی دانشگاهارومیه.
اعتقاد به خرافات موضوعی است که تقریباً در همه ادوار شعر و نثر فارسی با اشکال گوناگون وجود داشته و بشر همواره  به ارتباط با یک قدرت برتر و نیروی فرا زمینی نیازمند بوده است تا به آن وابستگی خاطر پیدا کند و به پرستش آن بپردازد و از چنین قدرتی هم یاری بخواهد. توجه بشر به خدایان و عناصر طبیعی از جمله خورشید و ماه و نیروهای مرموز و جادویی و باورهای خرافی در همین چشم انداز قابل بررسی است. در عصر قاجار نشانه های فراوانی از باورهای خرافی بویژه در بین زنان دیده می شود. رسوبات این نگرش نزد شاعر اندیشمندی مانند ادیب الممالک فراهانی به وفور مشهود است. در این مقاله باورها و عقاید خرافیاز دیوان اشعار ادیب الممالک فراهانی استخراج شده است. با توجّه به زیادی شواهد، تنها برخی از آنها تحت عناوین ذیل تقسیم بندی و تبیین می شود: 1- اعتقادات و باورهای خرافی. 2- باورها و اعتقادات مربوط به موجودات موهوم و اساطیری.

کلید واژه ها: ادیب الممالک فراهانی، باورهای عامیانه، عقاید خرافی، شعر.

 

 

 

بررسی تطبیقی گناه در غزلیات حافظ و اعترافات آگوستین قدیس
دکترخاورقربانی
نسرین عنایتی
همانگونه که آگوستین کتاب خود را در بیان گناهانی که در زندگی مرتکب‌شده، نوشته، حافظ هم در لابه‌لای غزلیات خود به گناهانی که در زندگی خود مرتکب ‌شده، اشاره‌کرده‌ بنابراین، این مقاله، پژوهشی است در راستای تطبیق مسألۀ گناه در دو اثر "اعترافات آگوستین" و "غزلیات حافظ".  این کار به روش توصیفی - تطبیقی صورت‌گرفته وپس از بررسی اوضاع اجتماعی، تأثیر آن بر ذهنیت این دو نسبت به بررسی مباحثی مانند گناه اولیه، عوامل انجام گناهان، انواع گناهان از دید آنها پرداخته شده‌است. با وجود تفاوتی که در دین و بالتبع افکار این دو در این باب موجود است، همنوایی خاصی در این زمینه مشاهده می شود. این شباهتها بیشتر در حوزۀ گناهانی است که در مقولۀ اخلاقی مطرح می شوند مانند کبر، ریا، عشق به شهرت و آوازه، تعلقات دنیوی و.... آنچه این اشتراک را به وجود می آورد، در اساس عشق این دو به ذات خداوند و وصال اوست و هردو ارتکاب به این گناهان را مانع دستیابی به آن می دانند.
کلیدواژه‌ها: حافظ، آگوستین، گناه، اجتماع، اخلاق. عشق.

 


بررسی  باورها، اعتقادات و موسیقی در خسرونامه عطار
سعیدالله قره بیقلو
استادیار دانشگاه آزاد تبریز
مینا محمد علیزاده شیروانی
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی دانشگاه تبریز
    یکی از ارکان اصلی شعر، این است که می تواند بازتاب دهنده برخی عناصرمانند: اعتقادات، آداب و رسوم، آلات موسیقی، نجوم و همچنین باورهای مردمانی  که با آنها زیسته اند باشد بنابراین با نگاهی گذرا به اشعار شاعران در هر دوره ای می توان ردپایی از تمامی این نگرش ها و اعتقادات را در اشعار شاعران ملاحظه نمود و عطار نیز در خسرونامه به مانند دیگر مثنویاتش که مشحون از معانی خوش عرفان وتصوف و مبانی دلکش سیرو سلوک است از این امر مستثنی نبوده همچنان که در داستان های عاشقانه و افسانه ای خود در خسرو نامه نتایجی بزرگ گرفته است ودراشعار خود از آنها سخن به میان آورده بنابراین ما در این مقاله بر آنیم به بررسی باورها، موسیقی و ...بادیدگاهی نو در منظومه ی عطار بپردازیم.
کلید واژه ها: عطار، شعر، باورها، خسرونامه.

 

 

 

 

شهادت نامه ی ابن همام شیرازی قدیمیترین منظومه ی موجود در وقایع کربلا
وحید قنبری ننیز
دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسیدانشگاه شهید باهنر کرمان
    در تاریخ اسلام هیچ واقعه ای به مانند عاشورای خونبار سال 61 هجری تأثیرات عمیق سیاسی و اجتماعی بر فرهنگ شیعه نداشته است واز آنجا که ادبیات بستر مناسبی برای تجلی این تأثیرات است بازتابهای این رخداد مفصل ترین بخش ادبیات شعررا تشکیلمی دهد.این مقاله سعی دارد تا ضمن گذری بر پیشینه ی شعر عاشورایی در ادبیات فارسی به معرفی منظومه ی "شهادت نامه "اثر ابن همام شیرازی که قدیمیترین منظومه ی موجود در وقایع کربلاست بپردازد.ابن همام از شعرای شیعه قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری است که شهادت نامه را به سال 903ه.ق.سروده است .از آثار ابن همام شیرازی مجموعه ای به شماره 2654در بخش نسخ خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران محفوظ است که این مقاله بر اساس آن پرداخته شده است .
کلیدواژه ها:شعر شیعه، ابن همام شیرازی ، شهادت نامه.

 

 

 


بررسی تطبیقی خودستایی های شاعران عباسی با خاقانی شروانی
دکتر علی قهرمانی
جعفر بامدادی
خودستایی در لغت به معنی «مداحی و تحسین از خویشتن» است.این صفت در زندگی اجتماعی امروز و البته در اعصار و قرون گذشته ،نزد مردم عامی امری زشت و ناپسند و منفی تلقی می شد. اما در ادبیات به ویژه شعر، یکی از فنون سخنوری است و کمتر شاعری دیده می شود که به خودستایی و مدح و ستایش از خود نپرداخته باشد و دانش و هوشمندی خود را برتر از دیگران نشان ندهد. نمودهای خودستایی در شعر شاعران متفاوت است.برخی علم و دانشخود را به رخ دیگران کشیده اند، برخی شخصیت شاعری خود را ستوده اند و برخی شخصیت حقیقی و ذوق هنری خود را می ستوده اند.در یک پژوهش تطبیقی به بررسی و مقایسه‌ی خودستایی چندین شاعر عرب- متنبی، ابوتمام، بحتری و أبوالعلا- با خودستایی یکی از خودستاترین شاعران زبان فارسی- خاقانی شروانی- پرداخته شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شاعران عرب، بیشتر شیفته‌ی منش و شخصیت خود بوده اند اما خاقانیشروانی بیشتر به فضل و دانش و اطلاعات وسیع خود می بالیده است.
کلید واژه ها: خودستایی، شاعران دوره‌ی عباسی،خاقانی شروانی، شعر.

 

 


بررسی سبک شاعرانه رمان کلیدر( محمود دولت آبادی)
یحیی کاردگر
 دانشیار زبان و ادبیات فارسی
فاطمه باباشاهی
 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
محمود دولت آبادی از نویسندگان پرآوازه ی ادبیات معاصر ایران است. اثر مشهور او رمان کلیدر در ادبیات داستانی از جایگاهی ویژه برخوردار است. امتیاز بارز این رمان کاربرد حجم گسترده ای از عناصر شاعرانه در متن  آن است.در مقاله ی حاضر با بررسی و مطالعه ی دقیق متن رمان، مصادیق این کاربردهای شاعرانه را از متن استخراج وسپس با طبقه بندی این عناصر به تقسیم آنها در بخشهای جداگانه اقدام نموده ایم.
طبق نتایج به دست آمده ، می توان گفت نثر کلیدر، از جنبه ی کاربرد عناصر شاعرانه، نثری پیشتاز است که گنجینه ای از ادبیات فارسی، اعم از نظم و نثر را در خود نهفته دارد.بهره گیری از این کاربرد های شاعرانه در عین حال که به شکل گیری نثری نو و بدیع در حوزه ی رمان نویسی انجامیده است، با تلفیقی همگون و هماهنگ با محتوای متن و بسط و گسترش فضای عاطفی آن، در القاء هرچه بهتر این فضای عاطفی به مخاطب نیز تأثیری بسزا داشته که قابل تأمل است.

کلیدواژه ها: محمود دولت آبادی، کلیدر، سبک ،نثر شاعرانه،رمان فارسی.

 

 


نقش زاویه‌دید در صحنه‌پردازی داستان‌های مثنوی

مهدیه کارگرسنگاچینی
کارشناس‌ارشد زبان و ادبیات فارسی
دکتر محمد‌کاظم یوسف‌پور
 استادیار دانشگاه گیلان
مثنوی معنوی اثر ارزشمندیست که گذر روزگاران آن را به دست فراموشی نسپرده است. شاید یکی از دلایل ماندگاری مثنوی داستان‌های دلنوازی است که موجب تلطیف کلام متعالی مولوی گردیده‌ و هر روزه پنجرۀجدیدی بر آنها گشوده می‌شود؛ روزنه‌ای که مخاطبان خودرا به نگاهی تازه بر این داستان‌ها دعوت می‌‌کند. در داستان‌نویسی معاصر،عناصرداستان(طرح، زاویه‌دید،شخصیت، صحنه و...) بسیار مورد توجه‌اند. این عناصر در ارتباط با یکدیگر، پیکرۀانداموارِداستانراشکلمی‌دهند؛ آن‌چنان که انتزاع کامل آنها از یکدیگر دشوار است. بر این اساس، این نوشتار توجه خود را بر  نقش زاویه‌دید در صحنه‌پردازی داستان‌های مثنوی مبذول داشته‌است. صحنه و صحنه‌پردازی درمعنای بُعد مکانی و زمانی و چینش آنها در داستان است. این نوشتار سعی دارد نشان دهد که چگونه گزینش زاویه دید کانونی‌گر بیرونی(راوی دانای کل) و کانونی‌گر درونی(شخصیت کانونی‌گر) و همچنین تلفیق آنها در داستان‌، در شکل‌گیری صحنه موثر است و با بررسی برخی داستان‌های مثنوی آشکار سازد که ذهن خلّاق مولانا به خوبی توانسته زاویه‌دید مناسب با داستان را برگزیند و از دریچۀ آن مخاطب را با ظرف مکانی و زمانی که کنش داستان در آن روی می‌دهد، آشنا ‌سازد. چنانکه در بیان خاطرات از زاویه‌دید شخصیت کانونی‌گر بهره می‌جوید و مخاطب را پا‌به‌پای همان شخصیت، تنها در مکان و زمان‌های که شخصیت حضور دارد، وارد می‌سازد. از سویی در داستان‌‌هایی که نیازمند آگاهی بیشتر مخاطب از موقعیت مکانی و زمانی دیگر شخصیت‌های داستان است، به کمک راوی دانای کل، به صورت موازی و همزمان،  مخاطب را آزادانه در میان صحنه‌های مختلف با خود همراه می‌سازد و بدین وسیله، متناسب با نیاز داستان از عهدۀ صحنه‌پردازی آن بر می‌آید. همچنین در پایان، توانایی مولانا در به‌کارگیری چهار عدسی (فراخ‌منظر، گروهی، نمای‌نزدیک و درونی) در آفرینش صحنۀ داستان، میدان دید و فضاسازی آن بررسی خواهد شد.

کلید واژه ها:  مثنوی، صحنه، زاویه‌دید‌، کانونی‌گر درونی، کانونی‌گر بیرونی.

 

ديدگاه بنويسيد


كد امنيتي
بازيابي

آمار

هموندان : 45
محتوا : 14487
پیوندها : 172
بازدیدهای محتوا : 8421716

باشندگان در تارنما

 151 مهمان حاضر

خبرنامه

نام:

رایانامه:

ایران‌بوم، همه‌ی ايران‌دوستان را عضو تحريريه‌ی خود مي‌داند. ايران‌بوم در ويرايش نوشتارها آزاد است.

من یار مهربانم
کتـاب بهترین هدیه است. به عزیزان خود کتاب پیش‌کش کنیم.

موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان
می‌خواهم در طرح 1000 تومانی محک شرکت کنم