دوشنبه, 29ام شهریور

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی یادمان احسان یغمایی: بورس اموال تاریخی حفاری غیر مجاز خانه‌های مردم است!

یادمان

احسان یغمایی: بورس اموال تاریخی حفاری غیر مجاز خانه‌های مردم است!

یک پیشکسوت باستان‌شناسی و کار‌شناس اموال تاریخی گفت: یعنی دولت اینقدر بی‌پول شده که حالا نوبت به اشیا تاریخی مردم رسیده است؟! تاریخ بخشی از مردم است، مملکتی که تاریخش را به حراج بگذارد؛ مردمش را به حراج گذاشته است! شما حاضرید کتاب قرآن پدربزرگتان را به من بفروشید؟ چه کسی یادبودش پدر بزرگش را می‌فروشد؟ مجموعه داران با همکاری حفاران غیر مجاز هرچه اموال تاریخی در تپه‌ها و محوطه‌های تاریخی بود، خالی و از مرز‌ها خارج کردند، حالا نوبت به خانه‌ها رسیده است. می‌دانید من اسم این بورس را چه می‌گذارم؟ این یک جور حفاری غیر مجاز در خانه‌های مردم است. نمی‌توانند با بیل و کلنگ شبانه از دیوار خانه مردم بالا بروند، در یک قالب جدید با یک ظاهر شیک دست به چنین اقدامی می‌زنند.

احسان یغمایی، باستان‌شناس و پژوهشگر پیشکسوت که از بهار ۱۳۷۵ به عنوان کارشناس ارشد به همکاری ناپیوسته با موسسه ی فرهنگی موزه های بنیاد پرداخته است در گفت و گو با هنرنیوز درباره بورس اموال تاریخی اظهار می کند:« پس از اموال فرهنگی نوبت سعدی، ابن سینا، خیام، حافظ و.. است که بفروش برسند و بعد هم لابد کل کشور!» به اعتقاد یغمایی این بورس هیچ کمکی به جلوگیری از قاچاق اموال تاریخی که نمی کند، هیچ! بستر قانونی را برای تجمع سوداگران اموال تاریخی فراهم می آورد اما او در عین حال بر شناسنامه دار شدن اموال تاریخی – فرهنگی اصرار دارد و معتقد است حتا در این زمینه تعلل هم شده است. با او درباره بورس اموال تاریخی به گفت و گو نشستیم.

هنرنیوز: در باقی نقاط جهان بورس اموال تاریخی وجود دارد؟ قرار است بورسی مختص اموال تاریخی در دست مردم و مجموعه داران در ایران راه اندازی شود.

نخست آنکه مردم خیلی بهتر از سازمان میراث فرهنگی اشیا خود مانند کتاب و نسخ خطی را حفظ می کنند. چه کسی تضمین می کند اشیایی که از موزه ها به سایر کشورها رفته و برگشته، اصل است. مردم از دولت امانت دار بهتری هستند اگر کسی چیزی بدست بیاورد واقعا به دولت امین می دهد و دولت و میراث فرهنگی در دوره های مختلف امین نبودند. اگر این اشیا در این بازار دست به دست شد و سر از سایر کشورها در آورد تکلیف چیست؟ همینطور که اینک سر از آن طرف مرزها در می آورد .پدیده قاچاق اشیا عتیقه همواره در این ممکت وجود داشته است از زمان حضور فرانسویان تا کنون و دومین قاچاق سودآور محسوب می شود.

 من معتقدم حتا مردم تخت جمشید و بردک سیاه را بهتر حفظ می کنند تا اداره میراث فرهنگی استان فارس و بوشهر، بنابراین اگر مادر ما یک ظرف از پدر پدربزرگش به ارث برده باشد خیلی بهتر آن را نگهداری می کند تا سازمان. او یک لباسی که از چند نسل پیش به او رسیده را در بقچه ترمه نگه می دارد و سالی دوبار در آفتاب می گذارد تا هوا بخورد و نفتالین لای بقچه آن می نهد. اما سابقه میراث فرهنگی نشان داده که خدعه می کند و دروغ می گوید ، بنابراین مردم به آن اعتماد ندارند و هرگز اموال تاریخی خود را نه تحویل سازمان میراث فرهنگی می دهند و نه برای قیمتگذاری به این سازمان می آورند. شاید آثار تاریخی برای مردم محل دغدغه نباشد و نسبت به تخریب آن واکنش نشان ندهند اما اصلا فکر نکنیم که حافظه شان ضعیف است، به محض این که بخواهیم اشیا شان را به سازمان میراث فرهنگی یا بورس دولتی بیاورند بلافاصله یاد تخریب ها و ویرانی ها و موزه ها می افتند و می گویند:« ای بابا! اینها اگر بیل زن بودند باغچه خودشان را بیل می زدند نه این که به فکر نگه داری اشیا ما باشند. از کی تا به حال دولت دلسوز مردم و اموال آنها شده است؟!»

 

هنرنیوز: حالا اگر یک نفر بخواهد شی تاریخی - فرهنگی را بفروشد اما تحویل سازمان میراث فرهنگی ندهد یا بخواهد فقط قیمت کارشناسی آن را بداند، این بورس به کمک این دسته آدم ها می آید یا نه؟

نه! برای این که سازمان میراث فرهنگی صادق نیست، سیستم اقتصادی ایران هم صادق نیست. این همه اخبار از فساد مالی که در مراکز اقتصادی رخ داده است همگی گواه این موضوع است. به چه اطمینانی قرآن خطی پدر پدربزرگتان را به میراث فرهنگی می دهید؟ آنها چگونه قیمتگذاری می کنند؟ کارشناس امین مورد تأیید کیست؟ چه کسی امین بودن کارشناس را تأیید می کند؟ چه کسی امین بودن بورس را تأیید می کند؟ چه کسی امین بودن خریدار و فروشنده را تأیید می کند؟ همه اینها مسأله است. شاید شی یی برای شما میلیاردها تومان بیارزد اما سازمان فرضا دو میلیون تومان قیمتگذاری کرده است. شی تاریخی در یک خانواده فقط ارزش تاریخی ندارد بلکه ارزش خانوادگی دارد. ممکن است کل وسایل عروسی مادر مادربزرگ شما ۵۰ هزار تومان بیارزد اما برای شخص شما ۵۰ میلیارد تومان ارزش معنوی داشته باشد. این گونه اموال قابل قیمتگذاری نیست.
اوایل انقلاب خیلی ها قباله ازدواجشان را به اوقاف دادند. کار خیلی اشتباهی کردند اما برخی دیگر همان قباله ها را قاب کردند به دیوار خانه شان زدند. بعضی چیزها ارزش خانوادگی دارد. عینک پدرم برای من بسیار بسیار ارزشمند است. شاید یکی آن را۲ هزار تومان هم نخرد اما برای من دنیایی می ارزد.

چه کسی قیمتگذاری می کند؟ بر اساس چه ملاکی؟ شاید یک کارشناس دلسوز باشد و برای جلوگیری از خروج اثری فاخر یک قیمت نجومی مثلا دومیلیارد تومان برای یک شی تعیین کند در حالی که در صورت خروج و فروش آن اثر در حراجی«ساتبی» قیمت اصل آن ۱۰ میلیون تومان باشد و وی صرفا برای جلوگیری از خروج چنین قیمتی داده باشد! اینها اتفاقاتی است که هم اکنون نیز در حال رخ دادن است.

 

هنرنیوز : فکر می کنید چرا سازمان میراث فرهنگی به فکر راه اندازی چنین بورسی افتاد؟

تا زمانی که میراث فرهنگی به دست باستانشناسان نیفتد، نهضت ادامه دارد. نهضت تخریب، فروش، تعیین عرصه و حریم غیر واقعی، نهضت واگذاری بناها و محوطه ها یا مجوز ساخت فلان طرح عمرانی یا بنا در حریم آثار تاریخی و الی آخر.
تا زمانی که سازمان میراث فرهنگی به دست باستان شناسان نباشد و مدیر ادارات میراث فرهنگی باستان شناس نباشند، فرجام خوشی برای سازمان میراث فرهنگی متصور نباشید. بیشتر اشیایی که در حراجی «ساتبی» و «کریستی» به فروش می رسد توسط قاچاقچیان از کشور خارج می شود. دولت مصر و یونان برای خروج غیر قانونی و فروش آثارشان در این حراجی ها اعتراض کرده اند ،ما هم باید این کار را انجام دهیم.
از طرفی این درد حماقت بار پولداران است. فرض فلان میلیارد آمریکایی یک تکه از فلان سرستون تخت جمشید را در خانه اش نگه دارد، این چه فایده ای برای او دارد! غیر از این که یک تکه از اثری را از بافت اصلی آن جدا کرده است، هیچ سودی برایش ندارد جز تفاخر این که در حراجی ساتبی شرکت کرده و یک اثر هنری یا تاریخی را در یک رقابت به قیمت گزاف خریده است! چون نمی دانند با این پول چه کنند، در این حراجی ها شرکت می کنند.


هنرنیوز: برخی معتقدند با ایجاد مرکز رسمی خرید و فروش اشیا تاریخی، دیگر سوداگران این حوزه به دنبال حفاران غیر مجازنخواهند رفت؟

واقعا فکر می کنید تخریب آثار تاریخی، با ایجاد چنین فضاهایی کمتر می شود! شما فکر می کنید چند مجموعه دار به صورت رسمی و غیر رسمی در سراسر کشور فعالیت می کنند؟ چند نفر از آنها از سازمان میراث فرهنگی درخواست ایجاد موزه های خصوصی یا کسب مجوز رسمی کرده اند؟ می دانید همین افراد چند شی تقلبی را دست به دست می چرخانند و با چه قیمت گزافی به پولداران ناآگاه و بی سواد می فروشند؟

حالا بورس راه اندازی شود، چه اتفاقی می افتد؟ حفاران غیر مجاز کمتر می شوند یا دلالان اشیا عتیقه؟ این ها همگی رفیق دزد و شریک قافله اند و همین افراد پیشنهاد چنین بورسی را به سازمان میراث فرهنگی می دهند. واقعا امر به سازمان میراث فرهنگی مشتبه شده که مجموعه داران ایران تا کنون در هیچ حراجی شرکت نکرده اند و یا اشیا تاریخی را از کشور خارج نکرده اند و یا با حفاران غیر مجاز در ارتباط نیستند؟

یا فکر می کنند با تدوین و تصویب چند قانون جلوی این افراد را می گیرند و فرضاً اگر شیی از کشور خارج شد آن را به راحتی پس می گیرند؟ اگر چنین است پس چرا هر روز یک بنا یا محوطه تخریب می شود ، قانون عتیقات ایران که مصوب ۱۳۰۹ است پس چرا هر روز هزاران شی توسط قاچاقچیان از کشور خارج می شود، قانونی که ضمانت اجرا ندارد به چه دردی می خورد؟

هنرنیوز: در یک حراجی چگونه قیمت یک شی تعیین می شود؟ چرا برخی از اجناس قیمت نجومی پیدا می کنند؟

در حراجی فرضا قیمت فرش ۲ میلیون تومانی را ۲۰۰ هزار تومان اعلام می کنند. هفت هشت نفر از یک سیستم در جمع نشسته اند، یکی می گوید من ۵۰۰ هزار تومان می خرم و بعدی ۲میلیون تومان، یکی ۲۰ میلیون و الی آخر. یکباره فرش ۲ میلیونی را ۴۰۰ میلیون تومان می فروشند .

دربازار معمولی فرو شنده سعی دارد جنس را به بیشترین قیمت بفروشد و خریدار هم تلاش می کند تا به کمترین قیمت بخرد اما در حراجی، چکش دار کمترین قیمت را برای شی اعلام می کند با علم به حضور آن هشت نفری که با هم تبانی می کنند و قیمت را به بالاترین حد ممکن می رسانند.

هنرنیوز: در چنین حالتی فکر می کنید راه اندازی چنین بورسی به نفع چه کسی است؟

به منفعت حراج کنندگان آثار تاریخی، به نفع سازمان میراث فرهنگی آن هم نه سازمانی که از صدر تا ذیلش متخصص باشند، سازمانی که از صدر تا ذیلش نور چشمی دولت ها هستند،افرادی که با یک سیستم می آیند و با سیستم دیگر می روند و تنها چیزی که برایشان مهم نیست میراث فرهنگی، تاریخ و فرهنگ این مملکت است. آنچه برایشان مهم است پر کردن جیبشان است حالا به هر اسمی و در لباس هر پستی که باشد.
هر چند ظاهراین حرفها فریبنده است اما پشت پرده چه خبر است جز دروغ که جزو خصایص سازمان میراث فرهنگی شده است. سازمانی که نماینده فرهنگ مردم است، خودش حتا نام «ایران» را به دنبال ندارد چون مدتها است که دیگر عرقی به ایران ندارد، چون مدتهاست جز دروغ و نیرنگ حرفی برای گفتن ندارد. اگر راست می گویند مسببین تخریب آثار تاریخی و قاچاق را پای میز محاکمه بکشانند.


در یک کلام حراج اموال تاریخی حراج شی نیست، حراج خانواده است، حراج هویت است!
یعنی دولت اینقدر بی پول شده که حالا نوبت به اشیا تاریخی مردم رسیده است؟! تاریخ بخشی از مردم است، مملکتی که تاریخش را به حراج بگذارد؛ مردمش را به حراج گذاشته است! چه کسی یادبودش پدر بزرگش را می فروشد؟ شما حاضرید کتاب قرآن پدربزرگتان را به من بفروشید؟ مجموعه داران با همکاری حفاران غیر مجاز هرچه اموال تاریخی در تپه ها و محوطه های تاریخی بود، خالی و از مرزها خارج کردند، حالا نوبت به خانه ها رسیده است. می دانید من اسم این بورس را چه می گذارم ؟ این یک جور حفاری غیر مجاز در خانه های مردم است. نمی توانند با بیل و کلنگ شبانه از دیوار خانه مردم بالا بروند ، در یک قالب جدید با یک ظاهر شیک دست به چنین اقدامی می زنند. رییس سازمان میراث فرهنگی از مجلس برای نشستن بر مسند وزارت وزرش رای نیاورد اما با راه اندازی این بورس و شعار خصوصی سازی خوب خم میراث فرهنگی را به خاک مالیده است تا ثابت کند اگر کشتی ایران از حضور ایشان بی بهره ماند اما میراث فرهنگی چه روزهای سرشار از افتخار و پیروزی را پشت سر می گذارد!

 

منبع: هنر نیوز

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه