دوشنبه, 20ام مرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست ایران پژوهی جهان ایرانی

جهان ایرانی

شتاب‌گیری برنامه‌ی نابودسازی حقوق تاریخی و طبیعی ایران در عراق

این نوشته، فشرده‌ای از پیشینه‌ی تاریخی پیوستگی‌های فرهنگی، دینی و جمعیتی عراق با ایران را پیش ‌رو قرار می‌دهد. هنوز چند ماهی از ‎آغاز جنگ جهانی اول نگذشته بود که ارتش بریتانیا وارد میان‌رودان (بین‌النهرین) شد. دولت بریتانیا در این اقدام، افزون بر گسترش دامنه‌ی امپراتوری، دو منظور اساسی زیر را در راستای هم دنبال می‌کرد.

ایران، ایرانی و زبان فارسی از نگاه علامه اقبال لاهوری

حاصل سخن این‌که اقبال، جسمش پاکستانی ولی روحش، ایرانی است. او واله و شیدای ایران بود. نام او، اعتلای نام برای خوانندگان آثارش در سراسر جهان یادآور نام ایران است؛ آرزوهای او آرزوهای ماست؛ زبان او زبان ماست؛ او با ما هم‌دل و هم‌زبان است؛ گستراننده‌ی زبانی است که در این سرزمین قوام یافته و فرهنگی که از این خاک سربرآورده. بنابراین اعتلای نام و هویت جمعی ماست، رایحه‌ی اندیشه‌هایی که او مروج آن است، هر انسان نیک‌اندیش را چنان مست می‌کند که دامنش از دست می‌رود، زیرا او بوی ایران را می‌دهد.

همه عالم تن است و ایران، دل - گفت‌و‌گو با ایران‌شناسِ ایران‌دوست آقای دکتر قابیل جمال‌اف

وقتی که شما در مورد تاریخ، ادبیات و فرهنگ ایران صحبت می‌کنید، نباید فراموش کنید که تاریخ و فرهنگ و ادبیات ایران از آن مردم جمهوری آذربایجان نیز هست. درست است که در حال حاضر عده‌‌ی زیادی می‌خواهند در مناسبات ما و ایران سایه بیفکنند و متأسفانه دسیسه‌هایی نیز در کار است که می‌خواهد این روابط را به هم بزنند. ولی مردم ما را نمی‌شود از مردم ایران جدا ساخت و خواست شیطانی آن‌ها که می‌خواهند میان مردم ایران و جمهوری آذربایجان دشمنی به‌وجود آورند، توفیق نخواهد یافت. برای این‌که این فرهنگ ماست، این تاریخ ماست و این کشور سابقاً‌ مشترک ماست که بین‌مان پیوند برقرار می‌کند. شما از دوره‌ی هخامنشیان بگیرید تا اشکانیان و ساسانیان و همین‌طور پس از اسلام، تا برسیم به دوره‌ی قاجاریه، می‌بینیم که ما تاریخ مشترکی داشته‌ایم. در دوره‌ی صفویه جمهوری آذربایجان جزیی از ایران و ما همه یکی بودیم.

باباجان غفورف: فراموش کردن فارسی ممکن نیست

این گفت‌وگو سی‌سال و اندی پیش انجام شده است زمانی که بابا‌جان غفورف، سیاست‌مدار و دانشور تاجیک (1909-1977) برای نخستین و آخرین‌ بار به ایران آمد. آن زمان او 64 ساله بوده و دو سه سال بعد شنیدم که گویا در خود تاجیکستان درگذشت. یادم نیست چگونه باخبر شدم که او به ایران سفر کرده است ولی تا آنجا که به یاد دارم این تنها گفت‌وگویی است که در سفر به ایران از او در مطبوعات تهران انتشار یافت. من او را در هتل محل اقامتش در تهران دیدم و گفت‌و‌گو نیز در همان‌جا انجام پذیرفت. گفت‌وگو با او در دو شماره‌ی پیاپی آیندگان ادبی در تاریخ‌های 11 بهمن و 18 بهمن 1352 انتشار یافته و من به یاد دارم که پس از چاپ گفت‌وگو باز هم او را دیدم و نسخه‌هایی از آیندگان ادبی را به او تقدیم کردم.

زبان فارسی 1000 سال زبان رسمی هند بود

فارسی زبان شیرینی است و علاوه بر این بیش‌ترین متون اسلامی به زبان فارسی و عربی است. دیگر این‌که زبان فارسی حدود 1000 سال زبان رسمی هند بود و من به سهم خود می‌خواهم آن را در این کشور زنده کنم. نکته‌یی که احتمالاً برای شما جالب خواهد بود این که اسناد و مدارک خانه‌ها و زمین‌ها در هند، غالباً فارسی است.

نفوذ ادبیات فارسی در شبه‌قارهٔ هند

شباهت‌ها و رابطه میان زبان‌های کهن پارسی و هندی که خاستگاه یکسانی دارند، کاملاً هویداست و هنگامی که واژگانی همانند پدر، مادر، برادر، دختر، سر، بدن، دست، دندان، فیل، گاو، گوسفند، جو، گندم، لوبیا، شکر و غیره را در این زبان‌ها می‌سنجیم، این وابستگی و پیوند عیان‌تر می‌شود.

در همین زمینه