یکشنبه, 28ام شهریور

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی زیست بوم یادداشت وارده - در مرثیه پلنگ آینه ورزان

زیست بوم

یادداشت وارده - در مرثیه پلنگ آینه ورزان

در هفته های اخیر چندین خبر پیرامون کشتن پلنگ های ایرانی به بهانه های مختلف منتشر شده، در همین رابطه داریوش شهبازی تاریخ نویس و فعال محیط زیست یادداشتی نوشته است که متن آن در ادامه می آید.

خبرگزاری میراث فرهنگی - گروه محیط زیست: خبر کشتن پلنگ از سوی چوپان هراسیده ناگزیر یا شکارچی بیدرد سراپا مسلح یا افسوسمان را بر می انگیزد یا خشممان را اما از پای افتادن این بی پناهان به تیر غفلت عاشقانشان که جان براه جانانه سپرده اند دردمان را می افزاید کاش نمی شنیدیم که در روستای آینه ورزان محیط بانان بی تجهیز پلنگی را کشتند.

امروزه بشر بقایش را به کشتن روزانه میلیاردها جاندار از مرغ آسمان تا ماهی دریا پیوسته وافتخار دارد که اشرف مخلوقات است و این تفوق زورگویانه خشم آفرین را حق خدادادی خود می داند. حقی که به گواهی تاریخ در قحطی و گرسنگی همنوعش را هم مستثنی نمی کند.

آدمی با ابزارهای پیچیده تمدنی اش بسیاری از جانداران را نابود کرده و نسل بیشماری را نیز بزودی منقرض می کند، از بوفالوی قاره امریکا گرفته تا فک دریای خزر و نهنگ اقیانوس و ...

اگر برای آن شاه قجر(ناصرالدین شاه) که امروز سپر بلای هر تیر ملامتش کرده ایم، در پهنه تهران قدیم شکار پلنگ افتخاری بود. آن روز چند صد سال بود که سراسر دشتهای تهران قرق سلطنت بود ولاغیر. دکتر فووریه طبیب فرنگی اش اگر روزی اجازه می گرفت تا به شکاری در سلطنت آباد برود و یا نوه اش معیرالممالک هم روزی به ولنجک.

دیگر روزها، طبیعت و طبیعت زیستان آزادانه زندگیشان را می کردند. آن روز بیرون از دروازه شهر یعنی میدان شهدا و ... طبیعت تهران بشمار می رفت و صد و سی چهل هزار تهرانی تنها داخل حصار خانه داشتند و مابقی گستره تهران ماوای دیگر جانوران پرشمار بود ولی امروز که حصار را شکسته ایم، نابخردانه میلیون میلیون بر آن جمعیت اندک افزوده ایم و فرسنگ فرسنگ طبیعت را تسخیر کرده ایم و صاحبان بی پناهش را اسیر.

مست باده غرور و اسیر ثروت و رفاه بیدردانه، پیوسته داریم به جلو می تازیم تا کجا نمیدانیم. فرسنگها فراتر از حصار ناصری را ساخته ایم و فضای زندگی جانوران را اشغال کرده ایم. پلنگی را که انصافا از تک تک ما زیباتر و قوی تر است، تحقیر و بیچاره کرده ایم. زیستگاه اش را تخریب و خانه و ویلا و باغ ساخته ایم حالا آن بینوا چه بکند کجا برود کجا بزاید و فرزندش را بزرگ کند. زیستگاه و شکار و قلمرواش را با ساختن معدن و ویرانی جنگل و جاده سازی و ... طعمه هواخواهی خود کرده ایم.

بقای این جاندار را با جدایی زیستگاه‌ها و قطع ارتباط ژنتیکی گروه‌های مختلف رو به انقراض کشانده ایم.غذایش نیز از ظلم و جور و چپاول انسان در امان نمانده است. غذای پلنگ بز کوهی ، گوزن ، مرال، گوسفند وحشی، آهوی گواتردار ایرانی، و گراز و حتی گاهی موش، خرگوش و تشی و روباه و شغال و گراز انواع پرندگان و خزندگان است.

پلنگ زیبا و بی نظیر روزگاری که خیلی از حضرت انسان عقب مانده تر نبود، در آسیا و افریقا از افریقای جنوبی تا کره شمالی آزاد و رها می زیست و با تنوع فراوانی نظیر؛ آفریقایی، آمور ،عربی ، هندی ، هندوچینی ، جاوه،  چینی ، ایرانی ، سری لانکایی و برفی، دل عاشقانش را می برد.

پلنگ ایرانی (Panthera pardus saxicolor ) بزرگترین زیرگونه‌های پلنگ بومی غرب آسیا واز گونه‌های «در مرز تهدید به انقراض» ‌است. ایران مهمترین زیستگاه پلنگ در خاورمیانه است.

فاجعه کشتن پلنگ را وقتی می فهمیم که بدانیم جمعیت این جاندار (تازه پلنگ به سبب کوچکتر بودن از خویشاوندش شیر، ببر و جگوار جمعیت بیشتری دارد) در کل گیتی به دوهزار قلاده نمی رسد . تعداد550 تا 850 در ایران، 200 تا 300 در افغانستان، 78 تا 90 در ترکمنستان، 10 تا 13 در ارمنستان، 10 تا 13 در جمهوری آذربایجان، 3 تا 4 در قراباغ، 5 در گرجستان، 10 در قفقاز شمالی فدراسیون روسیه و 5 قلاده در ترکیه. محیط زیست استان تهران می گوید؛ حدود 35 قلاده پلنگ ایرانی در برخی از زیستگاه‌های طبیعی دماوند و فیروزکوه وجود دارد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه