| موزۀ خجند |
|
|
|
| نوشته شده توسط عبدالرحمن حسنی |
| دوشنبه ۰۲ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۴۶ |
|
عبدالرحمن حسنی در بهار سال هزار و سیصد هشتاد و هفت ایرانی که با دوستم در شهر دوشنبه پایتخت کشور تاجیکستان بودیم از دوستان تاجیکی خود خواستیم که برنامه ای ترتیب دهند تا پس از بارها که به تاجیکستان آمده بودیم بتوانیم شهر خجند را که دومین شهر بزرگ تاجیکستان بعد از شهر دوشنبه است ببینیم و آنان نیز مهربانی کرده و جامۀ انجام به تن خواهش ما پوشاندند .
از درِ بزرگ موزه که داخل شدیم ما را به طبقۀ پایین هدایت کردند که تالاری بزرگ با دیوارهای نقاشی شده در پیرامون آن نظر را جلب می کرد . تابلو ها از جنس سنگ های مرمر رنگی بودند ، در واقع سنگ های رنگینی که تابلو از آن ها ساخته شده بود همه درون دیوار جای داشتند و هیچ برجستگی نسبت به دیوار ایجاد نمی کرد . به نظر حدود 12 تابلو هر یک به ابعاد 2 در 3 متر بود که همگی حکایت از فرهنگ و وقایع یونان باستان داشته و بزرگی یونانیان را به رخ می کشیدند و تا آنجا که حافظه یاری می کند تنها در دو تای آن ها تصاویری از ایرانیان وجود داشت ، آن هم در وضعی پایین نسبت به یونانیان . اگر همۀ جهان غرب بیایند و با جعل تاریخ، یونانیان را مظهر علم و دانش و وطن پرستی و تمدن بداند و شرق را با محور هخامنشی کانون بربرییَت و وحشیگری هیچ باک نیست، آنان با این نادرست گویی ها نان خورده اند، لیکن در موزۀ شهری چُن خجند چرا باید چنین هزینه ای بشود تا به آنان بگویند ، شما هیچ بوده اید . البته این ها در زمان اتحاد شوروی ساخته شده است ولی سخن بر سر آن است که چرا پس از فرو پاشی، اندیشمندان تاجیک به چنین نادرستیهایی پی نبردهاند.
از سوی دیگر بازدیدی از بنای بزرگی به نام قصر ارباب داشتیم که بسیار خرسند کننده بود . این بنا که به لحاظ ساختاری بیشتر به کاخ فرمانداری و یا مقر ریاست جمهوری می مانست ، بر فراز تپه ای که در گذشته نام « قصر ارباب » بر خود داشته ، ساخته شده است . مدیر و برنامه ریز این کاخ در دوران شوروی رییس یکی از کالخوزهای منطقه بوده است . کالخوز ها ، تعاونی های کشاورزی بوده اند که از پیوستن چند و یا چندین روستا با هم به وجود آمده و به صورت دسته جمعی به کار کشاورزی می پرداختند . رییس این کالخوز مردی بزرگ به نام «سعید حاجی اوران حاجی اُف» بوده است که به لحاظ عظمت کارهایی که انجام داده بارها به عنوان قهرمان کار اتحاد شوروی برگزیده شده بود و به گفتۀ راهنمای ما در تعدادی از گردهمایی های بزرگ حزبی در مسکو نیز شرکت می کرد . ساختمان مذکور دارای یک تالار مردم خانه بزرگ و یک تالار جلسه کوچکتر بوده و اتاق کارهای متعدد داشت. در دو طرف بالای تالار اجتماعات راهرو بزرگی بود که احتمالا در مواقع شلوغ بخشی از مردم که در پایین جایی برای نشستن نمییافتند آنجا ایستاده و به سخنان سخنران گوش میدادهاند. سقف این بخش توسط چوبهای نقاشی شده مزین شده بود که نمونۀ آن را تنها در باغ نارنجستان شیراز دیده بودم که حکایت از پیوند ریشۀ این هنر در شیراز و خجند دارد. در قسمت دیگر این ساختمان یک موزه از کلیه اسباب و ابزارهای مورد استفاده در کالخوز ایجاد کرده بودند که هر یک به نوبه خود دیدنی و قابل تامل هستند، لیکن آنچه بیش از همه نظر را جلب میکرد یکی کتیبههایی بود که زیر همۀ پنجرههای طبقۀ اول ساخته شده و روی همۀ آن ها یک شعر فارسی ، یک در میان با خط فارسی و سریلیک نوشته شده بود که اکثرا از سعدی و دیگر شاعران بزرگ ایران تاریخی بودند . برای مثال روی یکی از آن ها - که عکسی نیز از آن گرفتم – به خط فارسی نوشته شده بود
گر راست سخن گویی و در بند بمانی به زانکه دروغت دهد از بند رهایی و در کتیبه ای دیگر به خط سریلیک نوشته شده بود علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی
که هر دو از سعدی است، و مهمتر از اینها آنکه در ضلع شرقی این بنای بزرگ محوطهای به وسعت تقریبی 500 متر مربع سنگ فرش ایجاد شده که خاکجای این مرد بزرگ یعنی سعید حاجی اوران حاجی اُف است. در ضلع شرقی این محوطه پیکر نیم تنۀ وی از سنگ مرمر سیاه ساخته شده و در ضلع شمالی آن گورِ وی جای داشت که به شکل نیم استوانه با محوری همکف زمین از مرمر سیاه ساخته شده است و روی آن تنها یک شعر آن هم با خط نیاکان (فارسی امروز) از سعدی نوشته شده است. یاد داری کـه وقـت زادن تو همـه خندان بُدند و تو گریان انسان با دیدن زحمات این مرد اهل فرهنگ و کار به یاد مرد بزرگ تاریخ معاصر ایران ستارخان میافتد. اینان همانگونه که زنده یاد احمد کسروی گفته است نه روشنفکر که روشن بین بودهاند. دولتمردان شوروی تاریخ ملتها را نادُرستانه میان می آوردند لیکن روشن بینانِ برخاسته از میان مردم ناخود آگاهانه سر بکار خود داشته و فرهنگ ریشه دار خویش را، با همان کار می سرشتند و می رفتند .
در گفتگویی که با یکی از روشنفکران تاجیک داشتم وی اشاره داشت ، این « حاجی اوران » دو دوره قهرمان کار اتحاد شوروی شده و در مجلس عالی اتحاد شوروی که در آنجا تصمیمات بزرگ گرفته میشود - عضویت داشت. به وی گفتم از اینکه این مرد قهرمان کار شده بود با این شناختی که من از وی یافته ام شگفت نیست، ولی آنچه طی سالیان دراز در ایران و از قول رادیو مسکو و برخی افراد حزب توده شنیده ام بخش بزرگی از اعضای مجلس عالی اتحاد شوروی را کارگران و دهقانان تشکیل میدادند، پرسش من این است که چگونه یک کارگر و یا دهقان مانند «حاجی اوران اف» می توانستند مسایل جهان و تضادهای جنگ سرد و وضعیت جهان را چنان درک کنند که بتوانند در آن مجالس بزرگ تصمیم گیری کرده و رای خویش را نافذ کنند. لازمه کسب چنین جایگاه هایی آن است که کسان آنجا نه کارگر باشند، نه دهقان و نه دارای پیشه ای دیگر. چنان کسان باید مدت های دراز وقت خویش را صرف مطالعه اوضاع و احوال جهان کنند و تحلیلگر توانایی باشند که حتی کار روشنفکران عادی نیز نیست چه رسد به آنکه طرف کارگر یا دهقان و یا حتی مهندس یا پزشک باشد. آن دوست در پاسخم گفت درست دقت کرده ای. در واقع مجلس عالی اتحاد شوروی را بیش از چند روشنفکر که تعداد آن از ده درصد کل اعضا تجاوز نمیکرد می گرداندند، لیکن آنان پیش از هر رای گیری به دلیل تسلطی که برسخن و اندیشه و تحلیلگری داشتند، با سخنرانی های خویش و اطلاعات دلخواه چنان اندیشۀ کارگران و دهقانان را تحت تاثیر قرار می دادند که از آنان رایی جز آن که می خواستند نمی گرفتند. مجلس عالی اتحاد شوروی مجلسی بود که جسم آن کارگران و دهقانان بودند لیکن اندیشۀ آنان را سردمداران حزب کمونیست ساخته و می پرداختند. 5/1387
|
| آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۳۲ |
در همین زمینه
آمار
هموندان : 34محتوا : 4966
پیوندها : 159
بازدیدهای محتوا : 1498722
باشندگان در تارنما
49 مهمان حاضرخبرنامه
| ایرانبوم، همهی ايراندوستان را عضو تحريريهی خود ميداند. ايرانبوم در ويرايش نوشتارها آزاد است. |










