پنج شنبه, 02ام بهمن

شما اینجا هستید: رویه نخست ایران پژوهی ایران پژوهی

ایران پژوهی

آنچه ایران به جهان آموخت - دکتر عبدالحسین زرین‌‏کوب

ایران باستانى به دنیا درس تسامح آموخت، درس عدالت و درس قانون و انضباط یاد داد. به دنیایى که آشور و بابل و مصر و یهود آن را از تعصب و خشونت آکنده بود، نشان داد که با اعمال تسامح بهتر می‌‏توان امپراتوریهاى بزرگ را از اقوام گونه‌‏گون به وجود آورد و اداره کرد. به دنیا تعلیم داد که عدالت هم اگر با دقت و مساوات همراه باشد، به اندازه آزادى یا بیش از آن می‌‏تواند صلح و آرامش را تأمین کند. به عالمى که گه‌‏گاه مفتون زهد و ریاضت بود، تعلیم داد که پارسایى در ترک دنیا و در التزام زهد و ریاضت نیست، پارسایى واقعى سعى در آبادانى دنیا و افزونى نعمت و برخوردارى از شادیهاى این جهانى است.

براى شناخت ایران چه باید کرد؟

دوست داشتن ایران یعنى حرمت این مرز و بوم کهن و مردم آن را نگه‏داشتن، گذشته خود را خوار نشمردن، میراث خود را از بین نبردن، و زبان فارسى را که از ارکان هویت ملى است، به الفاظ بیگانه نیالودن. دوست داشتن ایران، یعنى از مرزهاى میهن خود در برابر ترکتازى دشمنان دفاع کردن و از آن مهمتر، از مرزهاى ذهن و جان خود و ذهن و جان فرزندانمان در برابر تهاجمهاى فرهنگى محافظت کردن. دوست داشتن ایران، یعنى دل به مهر ایرانیان باختن و خود را به زى تازى و فرنگى در نیاوردن، نام پسران خود را اسکندر و تیمور و اوکتاى و چنگیز ننهادن.

نام‌ها و پیام‌ها

جدایی خاک‌ها، بر حسب تغییرات سیاسی، جدایی ریشه و تمدن را با خود نمی‌آورد. در ایران پس از اسلام، زبان فارسی و تمدن ایرانی قلمرو وسیعی داشته. همه‌ی کسانی که در بطن این تمدن زیسته و اندیشیده‌اند، وابسته به ایران حساب می‌شوند. گسستگی سیاسی، آن‌ها را در دامن کشور تازه‌بنیاد نمی‌افکند. ملیت‌های تازه‌ایجاد شده، نمی‌توانند «عطف به ماسبق» شوند.

سیمای پارسی

معمای بازسازی هویت ایرانی و مسأله‌ی چگونه بازتعریف کردنِ خویشتن در زمانه‌ی امروز، دیرگاهی است ما را به خود مشغول داشته است. پاسخ به این معما را در آفریدن شالوده‌ای فلسفی و بنیادی نظری یافتیم، و استخراج راهبردها و رویکردهایی عملیاتی که از دل این چارچوب بیرون آید و در زمینه‌ی این‌جا و اکنون اثربخش گردد. از آنجا که رویکردِ نظری‌مان دشوار و پیچیده و چارچوب پیشنهادی‌مان مفصل و دشوار می‌نمود، روایتی ساده و آسان از دستاورد نهایی و آماجِ کاربردی این دیدگاه را برای پیشنهاد کردن برساختیم، که «منِ پارسی» نام گرفت.

ایران و حدود آن به روایت یک مورخ و جغرافیدان اندلسی

شنیدن روایت قاضی صاعد اندلسی( 420-462 ه.ق/ 1029 – 1070 م.) نویسنده " التعریف بطبقات الامم"  از مرزهای ایران هر چند که برای بسیاری از ما تکرار و بدیهی باشد، اما شاید برای برخی از نحله‌ها و فرقه‌های قوم گرا در اطراف و اکناف، که در صدد جعل و قلب تاریخند، زیاد خوشایند به نظر نرسد. اما واقعیت این است که جهان تاریخ و به طور کلی جهان علم، جهان ادعاها و فرضیه هایی است که باید از سوی مدعی به اثبات برسند.

فرهنگ و نقش آن

همچنین «هویت فرهنگی موجبات توانایی و زنده بودن ملت‌های مستقل را فراهم می‌سازد». چنانکه با آگاهی و کنجکاوی به تاریخ استعمار در سرزمین‌های مستعمره و کشورهای به ظاهر مستقل ولی زیر سلطه بنگریم، میتوان سیاستهای زیرکانه‌ای را بازشناخت که بوسیله کارگزاران استعمار و هیأتهای حاکمه وابسته به سلطه‌گران در راستای قطع رابطه میان ملتها و تاریخ و فرهنگ آنها به نیت تبدیل آن مردم به ملتهایی بی‌هویت و بی‌ریشه به مورد اجراء گزارده شده است. اساس اینست که جامعه‌های مورد تجاوز قرارگرفته الگوهای خاص جهت‌داری را که غرب عرضه می‌دارد بپذیرند، بر آن پایه بیاندیشند و بر آن روال عمل کنند. از آن پس دیگر برای مدت زمانی طولانی زیر مهمیز و نفوذ همه جانبه دیدگاه غرب از طیف مارکسیستی گرفته تا سرمایه‌داری قرار خواهند داشت و هرگونه دگرگونی و پیشرفتی در چهارچوبه برنامه‌ها و ارزیابی‌ها و توجیه‌های متفکران و برنامه‌ریزان و طراحان مغرب‌زمین، در ارتباط با حفظ منافع بنیادی آنها صورت خواهد پذیرفت.

در همین زمینه