پنج شنبه, 02ام بهمن

شما اینجا هستید: رویه نخست ایران پژوهی ایران پژوهی

ایران پژوهی

نگاهی به تاریخ‌پژوهی ایرانی

یادکرد شیوه پژوهش و ذکر اَسناد و راویان وچگونگی گردآوردن منابع برای پژوهش و در نهایت پرداختن کتاب، در میان دانشمندان و بزرگان ما سخن ازین گفتارارزشمند دارد که یک جریان دانشی بزرگی بر سرتاسر کانون‌های دانشی کشور حاکم بوده تا آن جا که این بزرگان از وَرارود تا بغداد؛ در پرداختنِ کار دانشی، خود را ملزم به پاسداشت آن می‌دیده‌اند. این نگاه دانشی درباره تاریخ ایران بسی جدی‌تر دنبال می‌شده است.

نگاه ایرانی به تحدید حدود و مرزهای ایران و نگاهی به نام‌واژه‌های پارس، ایران، سرزمین‌های‌ایرانی، ایران‌شهر

رویکرد ایرانی داشتن به متون: یعنی تاریخ ایران را براساس متون تاریخ سنتی خودمان بخوانیم. نخستین سندی که برای هر قوم ملاک عمل است تاریخ سنتی‌ای است که در متون خود نقل شده است. منابع دست دوم، نوشته‌های دیگر کشورها درباره یک کشور است. در کشور ما گویا این جریان واژگونه شده است و رویکرد ما به تاریخمان بر اساس منابع دست دوم می‌باشد، و درین‌باره همانند دیگر شاخه‌های دانشی، زیر هیاهوی غرب، یونانی عمل کرده‌ایم، یعنی تاریخمان را طبق گزارش‌های هرودوت از زمان ماد و هخامنشیان می‌دانیم.

پیرامون مباحث فرهنگ ملی (14) - گذشته، حال و آینده

با دگرگون ساختن استنباط و دریافت از تاریخ، سیمای جهان نیز دگرگون می‌گردد. شناخت راستین تاریخ، عبارت است از جست‌وجوی موجودیت کنونی در گذشته و دریافت و تاثیر آن بر آینده. چنین برداشتی از مساله تنها مربوط به «تاریخ انسان» نیست؛ بلکه می‌توان آن را همگانی کرد. با چنین برداشتی، می‌توان در پی مفردات بود و یا آن که در پی شناخت مفردات در قالب مجموعه‌ها و هنداد (نظم/سامان)ها. برپایه‌ی چنین نگرشی، تاریخ عبارت خواهد بود از شناخت «رویداد»ها در قالب «هنداد»ها. در حالی که تاریخ مردگان، تنها شناخت رویدادهاست.

«بررسی ویژگی‌های هویت ایرانی» (میزگردی با حضور استاد دکتر فتح الله مجتبایی، دکتر سید صادق سجادی و دکتر علی بهرامیان)

بنابراین نتیجه می‌گیریم بنابر مأخذ غیر قابل‌انکار و روشن و آشکار تاریخی، گرچه قلمروی ایران در طول تاریخ دستخوش تغییر شده است، ولی فرهنگ متشخصی دارد که در طول تاریخ قابل‌شناسایی است و خود آن هم دستخوش فراز و فرودی شده است، ولی آن فرهنگ هم در آن عصر و هم در این عصر شناخته شده است و همانطور که یک ایرانی و فارسی زبان، فارغ از این که اهل کجا باشد، در قرن  پنجم «شاهنامه» را می‌خواند و می‌فهمید، در قرن های هفتم و هشتم تا هم اکنون نیز باز می‌خواند و با آن کتاب از لحاظ روحی احساس پیوند می‌کند و ایران یک حقیقت زنده است.

گفت‌وگو با «احسان هوشمند»، جامعه‌شناس، به بهانه بازخوانی مفهوم «هویت و همبستگی» - هویت‌ ملی به مثابه چسب اجتماعی

در سرزمین بزرگی مانند ایران و با تاریخ چند‌هزارساله ممکن است که این هویت اجتماعی دارای ویژگی‌هایی باشد که آن را از دیگر هویت‌ها جدا می‌کند که این دیگری می‌تواند کشور‌های همسایه‌اش باشد. ما می‌توانیم برای هویت ایرانی تاریخی  بسیار طولانی تعریف کنیم و این به دلیل وجود یک تمدن بسیار دیرین در فلات ایران است که دارای یک امپراتوری بسیار قدرتمندی بوده و ظهور ادیانی چون آیین زرتشت و هم‌سرنوشتی مردمانی که در این امپراتوری زندگی می‌کردند هم از نظر سیاسی و هم از منظر اجتماعی در این گذر طولانی باهم بودن موجب برآمدن عناصر فرهنگی‌ای شده که به شکل‌گیری این هویت ملی کمک کرده است. جمع این پدیده با آن ملاحظات اجتماعی، تاریخی و فرهنگی را می‌توان «هویت ملی» نامید.

پیرامون مباحث فرهنگ ملی (14) - گذشته، نه تنها امروز؛ بلـکه فـردا را نیز می‌سـازد

دریافت ما از دانش، هنر و اندیشه‌های اجتماعی، از سامان (هنداد) فکری ما سرچشمه می‌گیرد. از آنجا که عصر کنونی تا به امروز، عصر سلطه و رجحان افکار فردپرستی بوده است، ناخودآگاه در بسیاری از امور، روش استنباط توده‌ها با تفکر فردپرستی همآهنگی و هم خوانی دارد، از جملهٔ این موارد، دریافت توده‌ها از تاریخ است.

در همین زمینه