پنج شنبه, 26ام مرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست هنر هنر نقدی بر فیلم یتیم‌خانه ایران

هنر

نقدی بر فیلم یتیم‌خانه ایران

آزاده احسانی چمبلی
دانشجوی دکترای ایرانشناسی، گرایش ادیان، از دانشگاه کنکوردیا، کانادا

چند وقتی بود که تابلوهای تبلیغاتی فیلم یتیم‌خانه ایران را می‌دیدم و بسیار علاقمند به دیدن فیلم بودم. فیلمی خوش ساخت از برهه‌ای از تاریخ ایران که درباره‌اش بسیار اندک گفته و نوشته شده است. در یک غروب پاییزی، هنگامیکه در حال و

هوای اجراهای زیبای گروه موسیقی جوانان یهودی در برنامه بزرگداشت مرتضی خان نی داوود ۱ بودم، و سرم از شنیدن آهنگ زیبای مرغ سحر که بی تردید شاهکار مرتضی خان نی داوود است، و نیز اجرای " ایران ای سرای امید... "

جوانان کلیمی خوش بود، باز پوستر فیلم یتیمخانه ایران را در راه بازگشت به خانه دیدم. به دوست کلیمی ام که در جلسه همراهم بود - بدون اینکه بدانم در فیلم یتیمخانه ایران یک شخصیت منفی ایرانی یهودی وجود دارد-  گفتم خیلی دوست دارم

این فیلم راببینم و در پاسخ شنیدم که او نیز همچنین، و در ادامه گفت، یک شخصیت یهودی هم در فیلم هست...

چند روزی گذشت، قرار شد با هم برای تماشای فیلم برویم اما مشغله نگذاشت و بالاخره پیامی از دوستم گرفتم مبنی بر اینکه شخصیت یهودی نقشش منفی بود. البته خیلی توضیح نداد، و نمیدانستم چقدر منفی ...
از آنجا که شاخه مطالعاتی من یهودیت را نیز شامل می شودکوشش میکنم مختصر ارتباطی برای پیشبرد مطالعاتم، با جامعه یهودی تهران داشته باشم و کانال تلگرامی انجمن یهودیان تهران را دنبال میکنم. و چند روز پیش در کانال عکسی دیدم

مربوط به سال ۱۳۲۱ و کلنگ زدن بیمارستان خیریه دکتر سپیر ۲، بیمارستان خیریه ای که اندیشه احداثش شاید چند سالی پس از قحطی و موج بیماریهایی مانند طاعون و تیفوس درکشور به ذهن هم میهنان خیر یهودی رسید و بالاخره پس از

گردآوری کمک و اعانه از خیرین یهودی در سال ۱۳۲۱ کلنگش خورده شد. ناخودآگاه یاد شخصیت یهودی فیلم یتیمخانه ایران افتادم ! یهودی ای که هنوز نمیدانستم دقیقا در فیلم چه شخصیتی دارد و تصمیم داشتم بدانم. باز با دوستم تماس گرفتم

و گفت فیلم هنوز اکران می شود و برای هر دومان بلیط گرفت.
جمله ای که شاید باید در آخر نوشته ام بیاورم همینجا می نویسم :چند بار هنگام تماشای فیلم به مغزم خطور کرد که رو به دوستم کرده و بگویم من از شما معذرت می خواهم، بابت شخصیت عبالستار یهودی ! اما جمله بی معنایی بود از جانب

من ...
دوستانی که فیلم را دیده اند میدانند که چه حسی دارد هنگامیکه کنار دوست یهودی ایراندوستت بنشینی، و چهره کلنگ زنندگان بیمارستان دکتر سپیر در آن عکس قدیمی قهوه ای در ذهنت باشد و ببینی که در یک فیلم ملی و میهنی یار و یاور

جنایتکاران انگلیسی که مردم ایران را به خاک و خون کشیدند و خاک ایران را به توبره، یک شخصیت خیالی ایرانی است، از باورمندان به موسی کلیم الله.
من در زمینه سینما هیچ سر رشته ای ندارم، و نقد فیلم نمیدانم، اما میدانم که نویسنده رمان و فیلمنامه بی شک حق دارد از تخیل خود یاری جوید. نویسنده یتیمخانه ایران نیز در زمینه خلق شخصیت عبدالستار یهودی ( در فیلم جهود زرنگ !) از

قوه تخیل یاری جسته است. اما از آنجا که بن مایه فیلم یک واقعیت انکار ناپذیر تاریخیست، یعنی همان قحطی انگلیس آفریده و بیماریهای همه گیر پس از آن، شایسته نیست که یکی از عاملین قحطی را یک شخصیت تخیلی ایرانی معرفی نماییم. ۳
پس از سالیان سال یک فیلم خوش ساخت و جذاب با یک موضوع بکر و روشنگرایانه تاریخی در سینمای ما ساخته شده است، اما افسوس که باز هم انگلیسیها پیروز میدان بودند. افسوس که باز هم جنایات تاریخی انگلیس را ناخواسته به گردن یک

هموطن یهودی انداختیم که در آن دوران هیچگاه وجود نداشته است. افسوس که باز هم انگلیس تفرقه افکند.  به گمان شخصی نگارنده این سطور اگر حتی نویسنده و کارگردان گرامی فیلم در گفته ها و شنیده ها و روایتها از وجود چنین شخصیتی

( عبدالستار یهودی) آگاه می شدند، می بایست به احترام ملت ایران آن را سانسور می کردند و جنایات فجیع انگلیس را به گردن یک ایرانی نمی انداختند، فارغ از اینکه آن ایرانی پیرو چه دین و مذهبیست.

پی‌نوشت‌ها:

۱. مرتضی خان نی داوود، زاده ۱۲۹۷ در اصفهان، از نوازنوگان و موسیقیدانان بزرگ ایرانی است. وی از یهودیان اصفهان بود، و از شاگردان آقا حسینقلی و درویش خان.
وی در اوایل بیست سالگی اقدام به تأسیس کلاسی برای تدریس تار و ردیف موسیقی ایرانی نمود و پس از مرگ نابهنگام استاد درویش خان ادامه آموزش شاگردان استادش را نیز برعهده گرفت.

۲. برای آگاهی بیشتر نک http://www.iranjewish.com/essay/Essay_41_sapir.htm

۳. برای آگاهی درباره قحطی بزرگ در ایران نک http://famine.blogfa.com

 

 فیلم سینمایی یتیم‌خانه!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه