| تقابل عینیت و ذهنیت در سیاست خارجی ترکیه (2009-2002م) |
|
|
|
| نوشته شده توسط علی علی بابایی درمنی |
| سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۲۹ |
|
علی علیبابایی درمنی با سر کار آمدن حزب «عدالت و توسعه» در سال 2002م در ترکیه، شاهد تغییر رویکرد در سیاست خارجی این کشور هستیم. .رئوس کلی این تغییر رویکرد، توسط احمد داوداوغلو، وزیر امور خارجه کنونی ترکیه، طرح ریزی شده و مبتنی بر 4 اصل کلی می باشد. 1- «به صفر رسانیدن مشکلات با همسایگان» : زمامداران ترکیه باید این عقیده سنتی را که ترکیه توسط دشمنانش محصور شده است را کنار گذاشته و کوشش کند تا با حل مشکلات خود با کشورهای منطقه، ضمن تاثیرگذاری در جریانهای سیاسی منطقه، با قدرت چانه زنی بهتر راه خود را به اتحادیه اروپا باز کند. 2- «سیاست خارجی چند بعدی» : ترکیه باید سیاست خارجی خود را به گونهای تعریف کند که روابط گسترده آن با غرب، لطمهای به گسترش روابطش با کشورهای منطقه، از جمله کشورهای مسلمان منطقه وارد نسازد. 3- « اتخاذ یک زبان جدید سیاسی»: دیپلماسی را نباید تنها از راه سیاسی پیش برد و برای نیل به اهداف سیاسی باید روابط فرهنگی را با کشورهای منطقه گسترش داد به طور مثال باید داد و ستد استاد و دانشجو میان دانشگاههای ترکیه و کشورهای منطقه افزایش یابد. 4- « افزایش دیدارهای متناوب سیاسی با کشورهای همسایه»: دولتمردان ترکیه به منظور گسترش تاثیرگذاری ترکیه بر جریانهای سیاسی منطقه باید به طور متناوب در عالیترین سطوح با مقامات سایر کشورهای منطقه دیدار کنند.
اصل دوم فوق الذکر، به لزوم اتخاذ چند بعدی توسط دولتمردان ترکیه اشاره دارد؛ بنا بر این اصل ترکیه باید در کنار حفظ رابطه استراتژیک با غرب، روابط سیاسی خود را با کشورهای مسلمان خاورمیانه گسترش دهد. به باور داوداوغلو، این دو مسئله هیچ تقابلی با یکدیگر ندارند و در عوض نفوذ ترکیه در میان کشورهای مسلمان خاورمیانه به افزایش قدرت چانه زنی ترکیه در برابر غربیها خواهد انجامید، و به ویژه به پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، یاری می رساند. در یک ارزیابی منصفانه از تئوری «عمق استراتژیک» داوداوغلو، درمییابیم، این تئوری دارای نقاط ضعف و همچنین نقاط قوت میباشد؛ از نقاط قوت آن میتوان به توجه این تئوری به پیشینه تاریخی ترکیه به عنوان یک کشور شرقی و چرخش سیاست خارجی ترکیه از پافشاری بر روی تلاشهای بیثمر برای نزدیک شدن به غرب به منظورعضویت در اتحادیه اروپا، به سمت تعامل با کشورهای منطقه برای کسب موقعیت باثبات در قفقاز و خاور میانه، نام برد. یکی از نکات مهم طرحشده در کتاب «عمق استراتژیک»، اشاره داوداوغلو به لزوم اتکا ملتها به «اعتماد به نفس» برای پیشرفت در عرصه سیاست جهانی میباشد. با اتکا به همین اصل است که مشاهده میکنیم، نخست وزیر ترکیه در اجلاس داووس پس از متهم کردن شیمون پرز، رئیس جمهور اسرائیل، به نسل کشی فلسطینیها، آن اجلاس را ترک میکند. این امر به افزایش محبوبیت ترکیه در میان کشورهای مسلمان انجامید. داوداوغلو مدعی است که با به صفر رسانیدن مشکلات ترکیه با همسایگانش، ترکیه قادر خواهد بود تا ظرف یک برنامه کوتاه مدت، به یک قدرت منطقهای بدل شود. چشم انداز آرمانی این تئوری، رسانیدن ترکیه به یک قدرت جهانی در بلند مدت میباشد. از سوی دیگر ترکیه مدعی میانجیگری در مسئله هستهای ایران میان این کشور و غرب است، که در این مسئله نیز نزدیکی این کشور به ایران، و چانهزنی به نفع ایران، ممکن است به رنجش اتحادیه اروپا و غرب منجر شود.
منابع: 1- Vision or Illusion , M. K. Kaya and Halil M. Karaveli , w.silkroadstudies.org 2- Turkish foreign policy: from status quo to soft power , European Stability Initiative ( ESI) , www.esiweb.org |
| آخرین به روز رسانی در سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۴۴ |
در همین زمینه
آمار
هموندان : 34محتوا : 5052
پیوندها : 159
بازدیدهای محتوا : 1518957
باشندگان در تارنما
45 مهمان حاضرخبرنامه
| ایرانبوم، همهی ايراندوستان را عضو تحريريهی خود ميداند. ايرانبوم در ويرايش نوشتارها آزاد است. |






