شنبه, 17ام خرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست نام‌آوران ایرانی بزرگان تختی، مردی که از جنس مردم بود

نام‌آوران ایرانی

تختی، مردی که از جنس مردم بود

بازوبند پهلوانی با تمام ابهت و قدمتش بر بازوی او چندان جلوه نمی‌کرد، انگار این بازوبند بود که پرفروغ و درخشان‌تر شده، از بس که خوش نشسته بود بر بازوی نماد پهلوانی و فروتنی.

46 سال از درگذشت ناباورانه اسوه جوانمردی و پهلوانی غلامرضا تختی می‌گذرد. انسانی که پهلوانی در خون و گوشت و پوست و استخوانش بود، راه که می‌رفت این موضوع را می‌شد حس کرد، پهلوانانه گام بر می‌داشت، اما به دور از حتی ذره‌ای کبر و غرور. سه مرتبه پهلوانی پایتخت را از آن خود کرده بود، دیگر انگار بازوبند هم دلش نمی‌خواست بر بازوی دیگری بسته شود. از مردم بود و برای مردم، کشتی را هم برای دل مردم می‌گرفت و سرافرازی نام وطن.

جهان پهلوان غلامرضا تختی در دل همه ایرانیان جای داشت و مردم، دلیرترین مرد لقبش داده بودند. برای دیگر ملت‌ها سفیر فرهنگ و منش‌ پهلوانی نیاکانان و پهلوانان ایران زمین بود و آن‌ها را هم شیفته مرام و جوانمردی خویش ساخته بود."الکساندر مدوید" اعجوبه کشتی روس آنچنان مجذوب مرام تختی شد که این روزها پس از گذشت حدود نیم قرن، ورزش زورخانه‌ای را در کشور خود بنا نهاده تا جوانه‌های جوانمردی سربرآورند از خاک گود زورخانه در کشورش.

اگر چه تختی با کسب یک مقام قهرمانی آسیا،2 قهرمانی و 2 نایب قهرمانی جهان، یک قهرمانی و 2 نایب قهرمانی المپیک افتخارات زیادی را برای کشتی ایران رقم زد، اما خودش افتخار را در پهلوانانه زیستن می‌دانست و به تایید همه آن‌هایی که سری در سرها دارند و دستی بر آتش، در جوانمردی سرآمد همه قهرمانان ورزشی عصر حاضر بود.

او الفبای پهلوانی را در گود زورخانه آموخته بود، جایی که خاستگاه جوانمردی و جایگاه کهن دلیرانی چون پوریای ولی و حاج سید حسن رزاز و ... بوده است.

روزی که تختی یک 100 تومانی از جیبش بیرون آورد و بدهی مرد لبو فروشی را که طلبکار در کنار بساط‌ش یقه‌اش را گرفته بود پرداخت یا آن روز که یا علی گفت و راه افتاد و برای زلزله زدگان بویین زهرا کمک‌های مردمی جمع آوری کرد و چینی دل شکسته زلزله زدگان را بند زد، تمام قد ایستاد و ثابت کرد سرخط را که گم نکرده هیچ، درس‌هایش را هم خوب پس می‌دهد.

تختی چه در بوته آزمایشی کوچک و چه در میدان‌های بزرگ، مشق پهلوانی را مشفقانه نوشت تا که هر دم آدمیت دفتر جوانمردی را ورق زد بخواند که پهلوانانه زیستن افسانه نیست.

یادداشت از عزیزالله مشفقی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید