جمعه, 05ام شهریور

شما اینجا هستید: رویه نخست فردوسی و شاهنامه شاهنامه

شاهنامه

گزارشی از بزرگ‌ترین جشن در دنیای ایرانی

از رستم، جهان پهلوان ایرانی، در شاهنامه بسیار گفته شده است. با استناد به گزارش ارجمند فردوسی از نبردهای رستم بسیاری چیزها دانسته ایم و در محافل بازگو شده است. اما کمتر جایی از جشن بزرگی سخن گفته شده که به خجستگی زایش رستم بر پا شده بود. جشنی که می‌بایست بزرگ‌ترین جشن‌ها در دنیای ایرانی به حساب آید.

«شاهنامه» فرهنگ و منش ایران است

اگر بخواهیم از نگاهی بسیار کلان و فراخ و نگاهی گوهرگرایانه و پدیدارشناختی به شاهنامه بنگریم، آنچه می‌توان گفت این است که شاهنامه از آن روی جایگاهی دیگرسان و پایگاهی بلند و بی‌مانند در دل و جان ایرانیان یافته که هم در ساختار برونی، واژگانی و زبانی شاهکاری است بسیار گرامی، ارزشمند، شورانگیز و کارساز و هم در ساختار درونی، اندیشه‌ای و پیام‌شناختی.

شاهنامهٔ ابوالموید بلخی (شاهنامه بزرگ)

ابوالموید بلخی از شاعران و نویسندگان آغاز سدهٔ چهارم هجری به شمار می‌رود و از دارندگان شاهنامهٔ نوشتاری می‌باشد.

حادثه زاده شدن رستم در شاهنامه‌فردوسی و نگاهی به آینده

فردوسی، شاعر بزرگ قرن چهارم هجری، تفاوت مهمی با شعرای بنام دیگر این مرزوبوم دارد؛ دقیقی، اسدی طوسی، سعدی، مولوی، حافظ، نظامی و بسیاری دیگر از شاعران ایران در جایگاه خود بی‌نظیرند، اما افزون بر هزار‌ سال است که فردوسی بزرگ نه‌ تنها بر قله رفیع حماسه‌سرایی ایران و جهان نشسته، ‌که سکاندار بی‌همتای تاریخ و نگاهبان راستین زبان فارسی است و مهم‌ترین عامل زنده‌ نگه داشتن زبان یک ملت در زمان خود به شمار می‌آید.

رخش رستم...حماسه اسطوره ایرانی....

هنگامیکه رستم رخش را دید از پی مادر خود می‌آمد سرین و برش به پهنای مادر... سیه چشم و افراشته و گاودم... سیه شکل و تند وپولاد سم... پوستش چون داغ گل بر زعفران. رستم از چوپان پیر پرسید که این کره اسب متعلق به کیست؟ چوپان جواب داد... خداوند این را ندانیم کیست... همی رخش رستمش خوانیم و بس...

صدای پای تهمتن در کوچه‌های شهر نفتی - به یاد بادکوبه و کوچه‌هایش، آن روزها که شاهنامه‌خوانی بخشی از آن بود

در پایانه‌های سده‌ی سیزده خورشیدی، هنگامیکه شاهنامه‌خوان پرآوازهای از اهالی لنکران به خواهش گروهی از ریش‌سفیدان و بزرگان شهر باکو برای برگزاری آیین شاهنامه‌خوانی به این شهر آمد، از دیدن رونق بازار رستم‌خوانی و شاهنامه‌خوانی در هر کوی و برزن شگفت‌زده شد. تنها در خانه‌ی بازرگانان شناخته‌شده‌ای از بزرگان باکوی آن روزگار، هفته‌های پیاپی از دمدمه‌های شامگاه تا بامدادان، آیین شاهنامه‌خوانی چنان با شکوه و رونق تمام برگزار می‌شد و اهالی شهر از نامداران تا گمنامان چنان به گونه‌ای انبوه در آن شرکت می‌جستند که شاهنامه‌خوان پرآوازه خیال کرد به جای دیگری درآمده است.

شاهنـامه و شاهنـامه‌سرایـی

پس از یورش تازیان، یعقوب فرمان به گردآوری اسناد و مدارک ایران کهن داد. این کار انجام شد و سپس در دوران سامانیان، کس یا کسان یا نهادی و به گفته فردوسی «انجمن»، به این اندیشه می‌افتد که برای ماندگاری بهتر و فراگیری بیش‌تر، تاریخِ فرهنگ و تمدنِ ایران را به شعر برگردانند. این کار انجام می‌شود و حاصل آن، شاه‌نامه‌ی فردوسی است.

واژه‌های عربی در شاهنامه - دکتر پرویز ناتل خانلری

بحث و تحقیق در شیوه‌ی بیان و سبک انشای شاعران و نویسندگان بزرگ یکی از کارهاییست که محتاج روش درست و دقیق علمی است وگرنه هرچه در این زمینه گفته شود، بی‌معنی و بی‌فایده خواهد بود. موضوع میزان و چه‌گونگی استعمال لغت‌های عربی در شاهنامه‌ی فردوسی از این قبیل است. اغلب کسانی که در این باب تحقیق درست نکرده‌اند، می‌پندارند که شاهنامه فردوسی «به پارسی سره» سروده شده است. دیگران که اندکی دقیق‌ترند، درباره‌ی میزان لغت‌های عربی شاهنامه یا به افراط و تفریط سخن می‌گویند یا عبارت‌های دوپهلو و مبهم به‌ کار می‌برند.

در همین زمینه