جمعه, 23ام مهر

شما اینجا هستید: رویه نخست زبان و ادب فارسی ادبیات

ادبیات

با تأملی در کتاب «مناقب‎العارفین»اثرشمس‌الدین احمد عارفی افلاکی / سیمای انسانی و اخلاقی مولانا ـ بخش دوم

«از بعضِ اخلاقِ حمیده آن حضرت (= مولانا) آن بوذ که به هر آحادی و طفلی و بیوه‌زنی تواضع کردی و تذلّل نموذی و دعاها فرموذی و سجده کنندگان را سجده کردی چه اگر نیز کافر بوذی. گویند که روزی قصابی ارمنی تَنیِل نام مصادف مولانا شذه هفت بار سر نهاذ و او نیز به وی سر نهاذ...»

گونه‏هاى رنگ در زبان فارسى

من هیچ‏گونه تأمل و بصیرتى در زمینه‏هاى زبان‏شناسى ندارم و پیاده پیاده‏ام. پس کوششم در گردآورى مصطلحات مربوط به رنگ‏ها لغت‏شناسى نبوده است. واژه‏ها و اطلاعات مربوط به رنگ در زبان فارسى را به مناسبت آن گرد کرده بودم که‏ یکى از موازین و قواعد کاغذشناسى در نسخه‏هاى خطى ذکر رنگ کاغذ آنهاست. فهرست‏نگاران مقید و ملزم به تعیین نوع رنگ کاغذ مى‏باشند و هر کس به ظن و سلیقه خود در تشخیص رنگ‏هاى گونه‏گون کاغذها، نام‏هایى را که با آنها آشنایى ‏داشته است آورده.

ادبیات درمانی

ادبیات درمانی در فرهنگ ایران موردی است که بیشتر مردم با آن خو گرفته‌اند. بیشتر ایرانیان که به دیوان حافظ تفأل می‌زنند، در واقع در پی یافتن آرامشی هستند که با خواندن شعر حافظ آن را به‌د‌ست می‌آورند و قدرت تصمیم‌گیری پیدا می‌کنند. بعضی هم روز خود را با خواندن شعر یا متنی روحیه بخش آغاز می‌کنند و با آنچه قدرت تغییر آن را ندارند، کنار می‌آیند.

در رثای زبان فارسی که دیگر "شکر" نیست!

 

تکرار اشتباهات دستوری و نگارشی در فضای رسانه‌های آنلاین و شبکه‌های اجتماعی صدای اعتراض برخی وبلاگ‌نویس‌ها را درآورده است. آن‌ها به دنبال پاسخ به این پرسش‌‌‌اند که چه بلایی بر سر سواد و نگارش فارسی آمده است.

جهان مطلوب سعدی در بوستان - بخش دوم و پایانی

آنجا که نهی از منکر از دست برآید، چون بی‌دست و پایان نشستن و سکوت ورزیدن روا نیست. باید نصیحت کرد و اگر مجال آن نباشد، بسا که به مهر و لطف بتوان به مقصود رسید چنان که پارسایی چنین کرد و بزرگ‌زادۀ گنجه را از معصیت به توبه واداشت.

کوهها باهمند و تنهایند - بخش چهارم

طبعاً بسیاری از مردم که کوهنورد نبودند و عظمت کوه را از دور می‌دیدند، یک تصور مبهم و مرموز از آن داشتند. تنها آنها که مظاهر طبیعت مثل آب و آفتاب و خاک و هوا را احترام می‌گذاشتند و تا حد پرستش بزرگ می‌داشتند، ناهیدپرستان ـ خدای باران و آب و بیماری‌های بانوان بود که تصور می‌کردند آناهیتا بر گردونه‌ای که چهار اسب آن را می‌کشند سوار است و برفراز کوه‌ها اقامت دارد و قلعه و بارگاه برای خود ساخته است و این برق تازیانه اوست که از آن صاعقه می‌جهد و تگرگ و برق و باران می‌بارد.

در همین زمینه