جمعه, 06ام مرداد

شما اینجا هستید: رویه نخست زبان و ادب فارسی شعر مپندار این شعله افسرده گردد - سپیده کاشانی

شعر

مپندار این شعله افسرده گردد - سپیده کاشانی

سرور اعظم باکوچی، فرزند حسین باکوچی، معروف به «سپیده کاشانی» در اولین روز از مرداد ماه سال 1315 در کاشان دیده به جهان گشود. سپیده کاشانی در سال‌ 1371 بدرود حیات گفت.

سپیده کاشانی

من ایرانیم، آرمانم شهادت
تجلی‌ی هستی‌ست، جان کندن من
به خون گر کشی خاک من، دشمن من
بجوشد گل اندر گل از گلشن من
تنم گر بسوزی، به تیرم بدوزی
جدا سازی ای خصم، سر از تن من
کجا می‌توانی، ز قلبم ربایی
تو عشق میان من و میهن من
مپندار این شعله افسرده گردد
که بعد از من افروزد از مدفن من
نه تسلیم و سازش، نه تکریم و خواهش
بتازد به نیرنگ تو، توسن من
کنون رود خلق است، دریای جوشان
همه خوشه‌ی خشم شد، خرمن من
جز از جام توحید هرگز ننوشم
زنی گر به تیغ ستم، گردن من‏

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه