جمعه, 01ام بهمن

شما اینجا هستید: رویه نخست تازه‌ها خبر سودان جنوبی؛یک سال پس از استقلال

خبر

سودان جنوبی؛یک سال پس از استقلال

برگرفته از روزنامه اطلاعات


سودان جنوبی در حالی نخستین سالگرد استقلال خود را جشن گرفته که هنوز با مشکلات فراوانی دست به گریبان است.

هجدهم تیرماه 1390 در حافظه تاریخی مردم سودان، سایر کشورهای آفریقایی و عرب و حتی دیگر کشورهای در حال توسعه حک خواهد شد؛ چرا که در این روز کشوری از اتحادیه آفریقا، عضوی از اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی (سازمان کنفرانس اسلامی پیشین) و یکی از اعضای جنبش غیرمتعهدها سیر تجزیه را طی کرد.

تولد صد و نود و سومین کشور جهان با نام سودان جنوبی سبب شد مردم سودان دیگر نتوانند خود را شهروندان دهمین کشور وسیع دنیا بدانند، چراکه حدود یک چهارم زمین‌های خود را (620 هزار کیلومتر مربع) در اختیار جمعیتی 8 میلیونی (22 درصد جمعیت کل سودان پیش از تجزیه) گذاشتند. همه‌پرسی جدایی جنوب سودان از بخش شمالی به عنوان یکی از بندهای توافق «نواشا»، در حالی نوزدهم دی‌ماه 1389 پس از یک هفته به انجام رسید که دهم بهمن‌ماه همان سال بر اساس اعلام کمیساریای انتخابات، بیش از 3 میلیون نفر (نزدیک به 83 درصد از رأی‌دهندگان) پای صندوق‌های رای رفتند و 57/99 درصد آنان، استقلال جنوب را برگزیدند.

توافق «نواشا» در دی‌ماه سال 1383 بین «عمر البشیر» رئیس‌جمهوری سودان، با شورشیان جنوب این کشور امضا شد تا طولانی‌ترین جنگ داخلی آفریقا که به گفته سازمان ملل متحد بیش از 2 میلیون نفر طی آن جان خود را از دست داده بودند و حدود 4 میلیون نفر نیز آواره شدند، پایان یابد.

گرچه چنین انتظاری جامه عمل به خود ندید و کشتارهای گاه و بیگاه همچنان ادامه یافت، اما برگزاری همه‌پرسی به عنوان یکی از بندهای توافق، در دستور کار قرار گرفت و به نتیجه رسید.

تاثیر کشورهای غربی

البته در این میان نمی‌توان از تاثیر کشورهای غربی برای تجزیه سودان چشم پوشی کرد.

دادگاه بین‌المللی کیفری لاهه در سیزدهم اسفندماه 1387 حکم تعقیب قضایی البشیر را به اتهام آنچه «ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در دارفور» خواند، صادر کرد و نخستین گام جدی را برای تحت فشار گذاشتن البشیر برداشت.

پس از آن نیز جریان وعده‌ کمک‌های هنگفت به این کشور جنگ‌زده، درگیر با خشکسالی و بیماری و گرفتار میان نزاع‌های گروه‌های قومی و قبیله‌ای آغاز شد.

از آن جمله باید به وعده «جان کری» رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، مبنی بر اعطای بسته‌های تشویقی به سودان در صورت برگزاری آرام همه‌پرسی، اشاره کرد.

البته در این میان، غرب تهدید به اعمال تحریم‌های بیشتر را نیز از دستور کار خارج نکرد، به طوری که به نوشته سایت «دورنمای جدید سودان»، باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، با تهدید سودان به اعمال تحریم‌های بیشتر، اذعان کرد که تلاش این کشور برای ممانعت از بروز جنگ در سودان، فقط دلایل بشردوستانه ندارد، بلکه منافع آمریکا هم در معرض تهدید قرار می‌گیرد.

پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت امورخارجه آمریکا، در آن زمان به نقل از «جانی کارسون» معاون آفریقای وزارت امور خارجه آمریکا، گفت: دولت آمریکا علاوه بر ساحل عاج، تمرکز زیادی بر سودان کرده است.

وی درباره همه‌پرسی سودان گفت: ما خوش‌بین هستیم که همه چیز در جنوب سودان در مسیر درست حرکت کند.

کارسون همچنین اعلام کرد که ایالات متحده آمریکا تعداد دیپلمات‌های خود در منطقه همه‌پرسی را چهار برابر کرده است و با همکاری اتحادیه اروپا و جامعه جهانی، تلاش می‌کند که همه‌پرسی جنوب به بهترین نحو ممکن و در فضایی مثبت و سالم انجام گیرد.

نقش رژیم صهیونیستی

نباید نقش حمایتی رژیم صهیونیستی از تجزیه سودان را نادیده گرفت.

البته تلاش تل‌آویو برای نفوذ در بزرگ‌ترین کشور آفریقا به منظور خنثی‌سازی سیاست‌های ضدصهیونیستی عمر البشیر که پیشینه شرکت در جنگ 1973 اعراب با رژیم صهیونیستی را نیز در کارنامه دارد، کاملاً روشن است.

«زیفی بارییل» تحلیلگر روزنامه صهیونیستی‌ «هاآرتص»، اندکی پیش از برگزاری همه‌پرسی نوشت: هم اکنون شماری از ماموران تل‌آویو در جنوب سودان به سر می‌برند و به جدایی‌طلبان این کشور برای تحقق این مهم، کمک فکری می‌کنند.

رژیم صهیونیستی برای به دست گرفتن اختیار آبراهه‌های استراتژیک منطقه مانند دریای سرخ و تنگه‌های «تیران» و «باب‌المندب» در شاخ آفریقا، به دلیل جلوگیری از تکرار حوادثی مانند مسدود کردن این تنگه‌ها در سال‌های 1967 و 1973، تلاش می‌کند تا با استقرار در 380 جزیره در این منطقه عبور کشتی‌های باری و نفتکش‌های متعدد و در حقیقت شاهراه انرژی را به چنگ آورد.

گرچه در نظر نخست، سودان جنوبی به دلیل نداشتن دسترسی به آب‌های آزاد مجاور شاخ آفریقا، با محدودیت‌های زیادی روبروست و از جذابیت‌های ظاهری برای تل‌آویو برخوردار نیست، اما نفوذ رژیم صهیونیستی در اتیوپی،‌ این مانع را رفع می‌کند.

وجود 85 درصد سرچشمه‌های رود نیل در کشور اتیوپی، اسباب سفر سال 1965

«موشه دایان» فرمانده پیشین ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی به این کشور را برای تأسیس یک پایگاه نظامی و همچنین راه‌اندازی دو پایگاه نظامی دیگر با موافقت اتیوپی در نزدیک مرز میان اریتره و سودان، فراهم آورد.

با وجود اینکه ممکن است به نظر رسد آغاز به کار دولت نوپای مصر، این کشور را از موضوع‌های دیگری مانند تعیین رژیم حقوقی نیل غافل کرده است، اما تاکنون تعارض‌های پرسابقه‌ای میان کشورهای اوگاندا، تانزانیا، رواندا، بروندی، کنیا، سودان، اتیوپی و مصر در این زمینه ایجاد شده است.

به هر حال، در این آشفته بازار باید برای کشور نوپای سودان جنوبی نیز در معاهده‌ها و توافقنامه‌های مربوط به نیل، جایی ویژه باز کرد.

با توجه به وجود بقیه سرچشمه‌های نیل در سودان جنوبی و اوگاندا، حضور رژیم صهیونیستی در منطقه، اینک می‌تواند در خاک سودان جنوبی گسترش یابد.

این اهمیت زمانی بیشتر می‌شود که به شعار «از نیل تا فرات» رژیم صهیونیستی نگاهی دیگر بندازیم. این طرح، جایگاه منابع آبی عمده منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را در محاسبات این رژیم، روشن می‌کند.

بر اساس این طرح، تل‌آویو با محکم کردن جای پای خود در سودان جنوبی، علاوه بر نفوذ نظامی بین کشورهای اسلامی، نظارت بر عبور و مرور طولانی‌ترین رود جهان از بیش از 10 کشور منطقه را به دست خواهد آورد.

سدسازی، مسدود کردن و حتی انحراف مسیر نیل، اقدام‌هایی خواهند بود که می‌تواند کشورهای تشنه‌ای همچون مصر و سودان شمالی را تحت فشار قرار دهد و بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آب این کشورها را فلج کند.

ایجاد بازارهای مصرف برای محصولات کشاورزی و مصرفی صهیونیستی در منطقه، از دیگر تبعات حضور این رژیم در میان کشورهایی است که علاوه بر میزان توسعه کم زیرساخت‌ها، در راه‌اندازی صنعت‌های اولیه نیز ناتوان هستند.

گرچه بخشی از حساسیت‌های غرب در قبال سودان جنوبی به دلیل موقعیت استراتژیک این منطقه است، اما نباید از منابع طبیعی این بخش بویژه چاه‌های نفت نیز غافل شد.

جنوب سودان 85 درصد از ذخایر نفتی حدود 6 میلیارد بشکه‌ای این کشور را در خود جای می‌دهد. از سوی دیگر، قرار گرفتن بخشی از سرچشمه‌های رود نیل در جنوب سودان و کشف لایه‌هایی از معادن منیزیم، اورانیوم و مس، اهمیت این خاک را بیش از پیش می‌کند.

از سوی دیگر، درگیری‌ها در منطقه دارفور و مناطق مرزی بین دو بخش مانند «ابیه» و «کردوان» با توجه به ساختار قبیله‌ای منطقه، می‌تواند گام بعدی برای تجزیه سودان باشد.

هشدارهای مقام‌های سودانی درباره اهداف رژیم صهیونیستی برای تکه تکه کردن سودان نیز اکثرا با استناد به گفته‌های مقام‌های این رژیم درباره توجه ویژه به سودان تکرار می‌شود، چرا که «آوی دیختر» رئیس دستگاه امنیت دولت صهیونیستی (شاباک) و وزیر کشور اولمرت، طی سخنرانی در جمع دانشجویان آکادمی تحقیقات امنیت ملی رژیم صهیونیستی، به نقل از «بن گوریون» و دیگر مؤسسان این رژیم گفته بود: «تضعیف سودان از طریق پراکندگی تلاش‌ها و تضعیف نیروی این کشور، باید انجام شود.»

به گفته دیختر، طرف‌های بین‌المللی نظیر آمریکا اصرار دارند به شکل گسترده در سودان مداخله کنند تا اقلیم جنوب سودان و دارفور، مانند کوزوو، بتوانند استقلال خود را از حکومت مرکزی اعلام کنند.

«موشه فرجی» یکی از مؤسسان سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) در کتاب «اسرائیل و جنبش آزادیخواهانه جنوب سودان»، هدف غایی صهیونیسم را مخالفت با پذیرش قومیت عربی و توجیه مشروعیت حضور اسرائیلی- صهیونیستی در منطقه عنوان کرده و می‌نویسد: همین موضع و الگوی اولیه، تل‌آویو را وادار کرده است تلاش‌های خود را در جنوب و دارفور بیشتر و برای ایجاد آشوب در قسمت‌های دیگر سودان اقدام کند.

بنابراین در برنامه بلندمدت رژیم صهیونیستی، سودان باید مانند یوگسلاوی سابق که به شش جمهوری کوچک تقسیم شد، تجزیه شود.

ارتباط میان مقام‌های سودان جنوبی با مقام‌های بلندپایه صهیونیسم، گرچه از زمان جنگ‌های داخلی وجود داشت، اما پس از تشکیل این کشور، به دنبال سفر رئیس‌جمهوری سودان جنوبی به تل آویو و همچنین دیدارهای مقام‌های نظامی صهیونیستی از سودان جنوبی، این ارتباط بیش از پیش روشن شد.

در این میان، بروز ناآرامی‌هایی در مناطق مرزی با سودان که بارها آتش جنگ را برافروخت، در کنار اختلاف دو کشور بر سر مالیات انتقال نفت سودان جنوبی از خاک سودان، آرامش را از منطقه گرفته است.

درگیری‌های قومی و قبیله‌ای در سودان جنوبی و همچنین فقر مردم این منطقه نیز با هشدار سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی همراه بوده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، «آکسفام» در بیانیه‌ای اعلام کرد حدود نیمی از مردم سودان جنوبی غذای کافی ندارند و دولت، هزینه‌های مربوط به راه سازی، مدارس، بهداشت و شبکه آبرسانی را کاهش داده و قمیت مواد غذایی و سوخت به طور بی سابقه‌ای افزایش یافته است.

آکسفام به افزایش تورم، از 3 / 21 درصد در فوریه 2012، به 80 درصد در ماه می‌همین سال اشاره کرد و افزود: مردم سودان جنوبی نمی‌توانند به راحتی مواد غذایی خود را تأمین کنند و شمار کسانی که با مشکل تامین مواد غذایی مواجه هستند، از سال 2011 میلادی تاکنون، دو برابر افزایش یافته است.

«هلن مک الهینی» مشاور سیاسی آکسفام در سودان جنوبی نیز گفت: برخی از مردم سودان جنوبی فقط با یک وعده غذایی روزگار می‌گذرانند و شمار کسانی که به کمک‌های غذایی نیاز مبرم دارند، از سال گذشته تاکنون به دو برابر افزایش یافته است.

صلیب سرخ نیز از وجود مشکل خدمات درمانی در سودان جنوبی خبر داد و اعلام کرد بسیاری از مردم سودان جنوبی از خدمات درمانی محروم هستند و شمار کودکانی که به علت سوءتغذیه بستری می‌شوند، بسیار افزایش یافته است.

به نظر می‌رسد سودان جنوبی گرچه توانست سال گذشته استقلال خود را با حمایت کشورهای غربی به دست آورد، اما طی یک سال گذشته نتوانسته است بر مشکلات ساده مردم خود غلبه کند و شرایط رفاهی مناسب را برای آنان فراهم آورد.

در چنین شرایطی، هنوز آتش جنگ و اختلاف‌ها میان خارطوم و «جوبا» خاموش نشده است.

با وجود توافق اخیر دو کشور برای کاهش تنش‌ها، جای نگرانی درباره آینده روابط دو همسایه همچنان وجود دارد؛ امری که فقط به بهای از بین رفتن آرامش مردم این کشورها تمام خواهد شد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید