دوشنبه, 01ام مهر

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی یادمان فراموشی میراث گذشتگان - لب‌های آب انبارها خشکید

یادمان

فراموشی میراث گذشتگان - لب‌های آب انبارها خشکید

خبرگزاری مهر: هیچ چیز بیشتر از آب خنک در هوای گرم تابستان نمی چسبد. سال ها قبل که نه یخچالی بود و نه آب سرد کنی، آب سرد و گوارای آب انبار های قدیمی بهترین نوشیدنی بود که تشنگی و کلافگی گرمای تابستان را به ویژه در شهرهای کویری برطرف می‌کرد.

نیاز به آب خنک در تابستان های داغ برای ساکنان شهر های کویری و مناطق گرمسیر آن قدر اهمیت داشت که آب انبارها از اجزای جدایی ناپذیر فرهنگ معماری این شهرها به شمار می رفت.

در استان سمنان هنوز بسیاری از آب انبار های قدیمی بر خلاف آسیاب های آبی در گوشه و کنار شهر بر جای مانده اند و روا نیست اکنون که دیگر احتیاجی به این آب انبار ها نداریم و این سازه های نجیب و هنرمندانه که کارکرد خود را از دست داده اند بی توجه باشیم.

 

آب انبار که در گویش سمنانی به آ "مزنبل" گفته می شد در فصل زمستان آبگیری می شد تا سرمای زمستانی فرصتی برای فرو نشاندن عطش تابستانی باشد.

آب انبار از بناهای عام المنفعه است

کارشناس فرهنگ سمنانی با بیان اینکه آب انبار سازه ای قدیمی با معماری ویژه است که در گذشته برای ذخیره و تامین آب آشامیدنی در فصل تابستان در نقاط مختلف استفاده می شد، افزود: آب انبار از بناهای عام المنفعه بود برای سهولت دسترسی شهروندان به آب آشامیدنی خنک؛ خیران آب انبار ها را در نقاطی از شهر می ساختند که حداکثر فاصله منازل مسکونی از آنها 200متر باشد.

نعمت الله عبدوس در ادامه اضافه کرد: هر آب انباری یک ساختمان سرایداری داشت، ساخت و نگهداری آب انبار توسط افراد خیر و مردم انجام می شد و دولت در آن نقشی نداشت.

ذخیره آب براساس جمعیت محل محاسبه می شد

این کارشناس با بیان اینکه مخزن آب انبار به طور معمول حدود 15متر ارتفاع و 10متر طول و عرض داشت عنوان کرد: دیواره های آن که با ملات، سنگ و ساروج (مانند بتن امروز بسیار سخت و محکم) ساخته می شد که یک متر ضخامت داشتند البته ظرفیت ذخیره آب در هر آب انبار بر اساس جمعیت محل محاسبه می شد مثلا آب انبار ناسار سمنان به خاطر اینکه در مرکز شهر و محله ای پر جمعیت بود از آب انبارهای دیگر بزر گتر بود.

عبدوس افزود: چله بزرگ زمستان فصل آب گیری آب انبارها بود و جالب است بدانیم حجم آبی که ذخیره می شد تا پایان فصل گرما  تمام نمی شد و ظرفیت پیش بینی شده سال های سال جوابگوی نیاز مردم بود.

آب انبار یک نهاد مردمی و مورد استفاده همگان بود

وی با اشاره به این مطلب که آب انبار یک نهاد مردمی و مورد استفاده همگان بود، تصریح کرد: افراد  محل با کمک هم، آبی را که از سال گذشته در آب انبار باقی مانده بود و گل و لایی که کف مخزن آب انبار انباشته می شد را  تخلیه می کردند.

عبدوس با اشاره به اینکه مخزن آب انبار دارای یک شیر تخلیه بود گفت: این شیر حدود 60 سانتی متر بالاتر از کف نصب شده بود اما در کف آن هم یک لوله سفالی به نام "تن بوشه " (لوله سفالی برای انتقال فاضلاب) وجود داشت که برای تخلیه آب باقی مانده و گل و لای  استفاده می شد.

این کار شناس اضافه کرد: سر تن بوشه را با یک توپی چوبی که از جنس درخت توت بود از داخل می بستن و هنگام تخلیه مخزن از بیرون با ابزاری ماندد یک چوب کلفت به این توپی ضربه می زدند تا توپی به داخل آب انبار بیفتد و راه تن بوشه باز شود.

 

عبدوس با یادآوری اینکه روی یکی از دیواره های آب انبار که پشت آن اتاق سرایداری بود پنجره ای وجود داشت، گفت: سرایدار از طریق این پنجره سطح و کیفیت آب را کنترل می کرد و به اطلاع مردم می رساند.

وی افزود: این پنجره معمولا چوبی بود و غیر از  سریدار، بزر گ محل یا کدخدا هم اجازه داشت برای بازدید از وضع آب از این پنجره به داخل مخزن نگاه کند.

استفاده از پارو برای تمیز کردن کف مخزن آب انبار

وی با اشاره به اینکه افرادی که برای تمیز کردن داخل مخزن انتخاب می شدند از طریق همین پنجره به داخل مخزن می رفتند گفت: ورود به مخزن عمیق و تاریک با طناب و یک وسیله روشنایی مثل فانوس میسر بود.

این کارشناس فرهنگی تصریح کرد: دور کمر هر یک از افراد داوطلب را با طناب محکم می بستند و او را با یک وسیله روشنایی و یک پارو به داخل مخزن می فرستادند.

عبدوس با بیان اینکه پارو برای تمیز کردن کف مخزن بود خاطرنشان کرد: قدیمیان اعتقاد داشتند استفاده از وسایل آهنی و سخت مثل بیل روح آب را زخمی می کند.

 

وی تصریح کرد: پس از تخلیه گل و لای کف را با چند سطح آب می شستند. کار نظافت که به پایان می رسید با توپی مخروطی شکلی که قطر آن به اندازه قطر تن بوشه بود و دوره آن را با پارچه کرباس می پیچیدند از داخل در تن بوشه می گذاشتند و آن را مسدود می کردند (گاهی نیز اگر توپی قبلی قابل استفاده بود آن را با اندکی تعمیر دوباره استفاده می کردند) و تاکید بر این بود تا افرادی که در تمیز کردن یا آبگیری آب انبارها نقش داشتند به خصوص آنهایی که داخل مخزن می رفتند باید از هر گونه  آلودگی پاک باشند.

آبگیری آب انبارها در شب چله بزرگ


وی با بیان اینکه همه آب انبارها از استخر محل سهمیه داشتند گفت: بیشتر آب انبارهای سمنان از استخر باغ فیض (باغ شاه) سابق آب می گرفتند و به همین دلیل هم سهمیه آب این استخر دو برابر استخرهای دیگر بود.

این کارشناس فرهنگی تصریح کرد: آبگیری آب انبارها در شب های اول زمستان یعنی چله بزرگ انجام می شد زیرا از این موقع سال کشاورزی تعطیل است و برف و باران بیشتری می بارد و آب فراوان تر است.

فراخوان کد خدا برای مراسم آبگیری آب انبار


عبدوس افزود: مراسم آبگیری با فراخوان کد خدای محل آغاز و به مدت ده شب انجام می شد کسانی که در این بر نامه حضور داشتند ابتدا جاروهایی با شاخه های جوان درخت انار درست می کردند و کف جوی  آب را در مسیری که به آب انبارها ختم می شد از گل و لای و آلودگی پاک می کردند طوری که آب تمیز و پاک وارد آب انبار شود.

وی با بیان اینکه آبگیری از ساعت 21 شب تا یک ساعت قبل از اذان صبح انجام می شد تصریح کرد: افرادی در مسیر جوی آب مراقب بودند تا حیوانات حرام گوشت از آن آب نخورند و هر شب قبل از اینکه آب وارد مخزن آب انبار شود (یعنی قبل از باز شدن ورودی مخزن) جوی را با همان جاروها تمیز می کردند.

وی با اشاره به این مطلب که پس از آنکه آب انبار پر شد راه ورود آب را با پارچه ای نو و تمیز از بیرون می بستند، گفت: پس از آبگیری نوبت تمیز کردن پله های آب انبار بود که بیشتر از تکه پاره های کوزه های سال قبل پوشیده شده بود.

 

عبدوس افزود: کوزه هایی که با بازی گوشی پسرانه و در بازی و رقابت با هم یا در رفتار شیطنت آمیز نسبت به دخترکان شکسته می شد؛ و اینگونه زندگی در بستری از شور و امید در دل کویر جوانه میزد.

نقش آب انبارها در بازی و تفریح کودکان

وی با بیان اینکه پسران گاهی با رفتار شیطنت آمیز  کوزه های دخترها را می شکستند واکنش در برابر این شیطنت معمولا مراجعه دختر به همراه مادر خود به خانه پسر و گلایه نزد مادرش بود، اظهار داشت: این شیطنت آنقدر تکرار می شد که برای خانواده ها عادی شده بود و خانواده هایی که پسر داشتند همیشه کوزه هایی ذخیره در خانه داشتند تا خسارت کوزه شکسته را بدهند، پسرها برای تنبیه باید کوزه ای را که غرامت داده  می شد از آب پر می کردند و به خانه دختر تحویل می دادند.

وی با یادآوری اینکه پله های آب انبار برای پسرها که معمولا وظیفه تامین آب خنک با آنها بود کارکرد تفریحی داشت گفت:  آنها با فریاد کشیدن یکنفس و بی وقفه از پله ها پایین می رفتند، کوزه ها را پر از آب می کردند و بر می گشتند به این کار "زوکشیدن" می گفتند، رقابت بر سر مدت زمانی بود که می توانستند یک نفس زو بکشند.

وجود سکوهای سنگفرشی در دوطرف آب انبارها

این کارشناس با بیان اینکه در دو طرف ورودی آب انبار سکوهای سنگفرشی "پیر نشین" برای نشستن بود که معمولا سالمندان از آنها استفاده می کردند، افزود: عمق بیش از 15متری آب انبارها و راهرویی با پله و شیب بسیار که رفت و آمد را سخت می نمود پیرمردها و پیرزن ها و کسانی که توان پایین رفتن از پله های آب انبار و بالا آمدن از آنها را نداشتند روی این سکوها می نشستند و از جوانانی که برای بردن آب به آب انبار می آمدند در خواست می کردند تا کوزه آنها را نیز از آب پر کنند که پاداش این عمل دعای خیر "الهی پیر شی" سالخوردگان در حق جوان بود.

عبدوس همچنین با اشاره به اینکه زمانی که آب انبار استفاده نمی شد ورودی آن را با در چوبی چند لنگه ای  که عرض هر لنگه نیم متر و ارتفاع آن سه متر بود می بستند تا کسی وارد آب انبار نشود، اضافه کرد: بام آب انبارها گنبدی شکل و سقف راه پله طاق ضربی بود و معمولا هر دوسال  یکبار اندود کاهگل آن تجدید می شد این کار حداکثر تا آخر مهر ماه باید انجام می گرفت.

 

وظیفه مهم سرایدار آب انبار در حفظ سلامت آب


وی در پایان با یادآوری وظیفه سنگین و مهم سرایدار آب انبار جهت حفظ سلامت آب خاطرنشان کرد: سرایدار وظیفه داشت مراقب باشد تا کسی آب را هدر ندهند، به موقع در مورد وضعیت آب به لحاظ حجم و کیفیت به مردم هشدار بدهد، اطراف آب انبار و راه پله ها را تمیز کند و از همه مهمتر یک ساعت قبل از نماز مغرب چراغ مخصوصی را که چراغ موشی نامیده می شد و سوخت آن روغن چراغ یا روغن کرچک بود روشن می کرد و چند پله پایین تر از ورودی آب انبار بر روی دیوار می آویخت روغن مصرفی این چراغ را مردم برای ثواب با نذورات خود تامین میکردند و این چراغ هم داخل آب انبار را روشن میکرد وهم بیرون ان را در تاریکی شب راهنمای جویندگان آب باشد.

گزارش از اعظم سالار

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید