شنبه, 01ام مهر

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی سیوند اولین قربانیان سد سیوند

سیوند

اولین قربانیان سد سیوند

برگرفته از روزنامه اعتماد دوشنبه، 21 آبان 1386

لیلا صمدی

سرانجام خیلی زودتر از آنچه پیش بینی می شد چندی پیش اولین دستاورد تخریبی راه اندازی سد سیوند به بار نشست و مرگ بیش از دو هزار جوجه فلامینگو، دوباره این مساله را از حاشیه به متن راند و سکوت چندماهه مخالفان آبگیری سد سیوند را شکست.

اگرچه غرق شدن منطقه های مهم و کاوش نشده باستانی در تنگه بلاغی و تاثیر مخرب رطوبت سد سیوند بر آثار تاریخی منطقه پاسارگاد، علت العلل مخالفت ایران دوستان با آبگیری سد سیوند بود، اما تخریب محیط زیست با مرگ بیش از دو هزار فلامینگو بر اثر خشک شدن دریاچه بختگان، پیش از تاثیر رطوبت سد به آثار تاریخی خود را نشان داد.

روزهایی که پیش بینی می شد تالاب ها، آبگیرها و دریاچه های استان فارس بر اثر راه اندازی سدهایی چون سیوند در بالادست دریاچه بختگان، با معضل خشکی و کم آبی مواجه شوند از راه رسید و نشانه های مرگ زیست مندان در این مناطق با مرگ فلامینگوها در دریاچه بختگان آشکار شد.

در روزهای گذشته به علت تداوم خشکسالی و خشکیدگی دریاچه بختگان در شهرستان «نیریز» در شرق استان فارس، هزاران فلامینگوی بومی در این منطقه تلف شدند و هزاران فلامینگوی دیگر نیز در معرض آسیب قرار گرفتند. سرعت بروز این حادثه که کارشناسان از آن به عنوان فاجعه اقلیمی و رخداد تلخ زیست محیطی یاد کرده اند به حدی سریع بود که حتی با بسیج نیروهای مردمی و استفاده از سازمان های مردم نهاد نیز نتوانستند همه فلامینگوهای در معرض آسیب را نجات دهند و دام مرگ به سرعت برای زیست مندان در این دریاچه گسترده شد.

چشم انداز دریاچه بختگان در مدخل ورودی شهر نیریز همیشه یادآور آبادی، رونق، سرسبزی و طراوت این شهر آباد بود و همنشینی این دریاچه پرآب با باغ های سرسبز، منطقه نیریز را به شربت خانه فارس معروف کرده بود.

اکنون چشم انداز دریاچه بختگان به سفره یی از نمک، عطش و ترک خوردگی تبدیل شده است و عطش و کم آبی جای طراوت و سرزندگی را در دریاچه گرفته است.

وزش تند بادها نیز بر بحران کم آبی و خشکیدگی دریاچه بختگان افزوده و موجب شده است که لهیب گرما و عطش بر بستر این دریاچه حرکت کند و نمکزارها را گاه با گردبادی از نمک و شوری به حرکت درآورد.

مسوولان اداره کل حفاظت از محیط زیست استان فارس راه اندازی سدهایی مانند سیوند در بالادست دریاچه بختگان و رعایت نکردن سهم این دریاچه از دریافت آب رودخانه های بالادست را عاملی برای خشکیدگی آن دانستند. از جمله سدهایی که در بالادست این دریاچه راه اندازی شده، سد «درودزن» است که سابقه راه اندازی آن به دهه 50 برمی گردد که بی تاثیر در خشکیدگی دریاچه بختگان نبوده است هر چند تیر خلاص این فاجعه را سد سیوند شلیک کرده است. از دیگر سدهایی که در سال های اخیر ساخته شده و به بهره برداری رسیده سد ملاصدراست که روی سرشاخه رودخانه کر در بالادست این دریاچه قرار دارد. اداره کل حفاظت از محیط زیست پیش تر اعلام کرده بود راه اندازی سد، کم آبی در پارک ملی بختگان و نابودی حیات وحش را در پی داشته و این منطقه را در معرض خطر و تهدید قرار داده است.

سد سیوند در فروردین ماه امسال همزمان با سفر رئیس جمهوری به استان فارس در حالی آبگیری شد که سازندگان آن در برابر دوستداران یادگارهای فرهنگی اطمینان دادند سد سیوند هیچ گونه آسیبی به میراث فرهنگی و محیط زیست نمی رساند و این سد با بررسی کارشناسانه ساخته می شود. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هم در میان اعتراض ها و جنجال فراوانی که از سوی دوستداران یادگارهای فرهنگی صورت گرفت، اعلام کرد؛ کاوش باستان شناسی در تنگه بلاغی به پایان رسیده و آبگیری سد سیوند از نظر این سازمان بلامانع است.

بازنگری اعتراض ها به ساخت سد سیوند

خطر ساخت سد سیوند در نخستین ماه های سال 84 با هشدار معدودی از رسانه های گروهی و بیشتر به دست دوستداران حقیقی میراث فرهنگی و سازمان های مردم نهاد به گوش افکار عمومی رسید و اولین زمزمه های مخالفت با ساخت این سد از همان زمان آغاز شد.

در آن زمان که نهادهای غیردولتی با برگزاری همایش ها، رایزنی های مختلف با مقام های مسوول و... سعی در جلوگیری از ساخت و آبگیری این سد داشتند. وزارت نیرو اعلام کرد؛ 13 سال پیش برای ساختن این سد از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به عنوان متولی میراث فرهنگی کشور استعلام شد اما پاسخی از سوی این سازمان به وزارت نیرو داده نشده است.

سازمان میراث فرهنگی نیز احساس خطر دوستداران یادگارهای فرهنگی، دلسوزان این مرز و بوم و نقدهای مطبوعاتی را غیرکارشناسی، احساسی و یک روند موج گونه دانست که با گذر زمان به فراموشی سپرده می شود.

آنان به نظریه های غیرکارشناسانه یی مانند به زیر آب رفتن مقبره کوروش با آبگیری سد سیوند استناد می کردند و بر این باور بودند که مجموعه پاسارگاد و آرامگاه کوروش در پنج کیلومتری سد قرار دارند و با آبگیری سد سیوند، هیچ گونه آسیبی نمی بینند. این در حالی بود که دوستداران میراث فرهنگی بر نابودی آثار کاوش نشده تنگه بلاغی و خطر رطوبت و آسیب رسانی آن به مقبره کوروش و مجموعه باستانی پاسارگاد تاکید داشتند نه زیر آب رفتن پاسارگاد.

در همان زمان در راستای نگرانی های ایران دوستان و کسانی که برای یادگارهای فرهنگی این کشور دل می سوزاندند، سازمان متولی میراث فرهنگی به مردم قول داد که با استفاده از تیم های کاوش، سایت های باستانی تنگه بلاغی را کاوش کنند و اشیای باستانی و باارزش را از خطر زیر آب رفتن نجات دهند.

در دو سال گذشته اما نهادهای غیردولتی و دوستداران یادگارهای فرهنگی کشور، بیکار ننشستند و در راستای جلوگیری از آبگیری سد سیوند، به اعتراض ها و چانه زنی های خود ادامه دادند.

به وجود آمدن تشکل های مردم نهادی مانند «پایگاه اطلاع رسانی برای نجات یادمان های باستانی» از شهریور سال 84، نمونه یی از تلاش های ایران دوستان و کسانی بود که هنوز دلی در سینه داشتند که برای فرهنگ و میراث گذشتگان می تپید و ارزش قائل بود. برگزاری نشست های کارشناسی که از سوی پایگاه اطلاع رسانی در سال 84 آغاز شد، در نیمه دوم سال 85 با صدور بیانیه هایی مستدل و مورد تایید شمار بالایی از سازمان های مردم نهاد ادامه یافت هرچند سازمان های دانشجویی و تشکل های مردمی خودجوش دیگر هم بر اعتراض هایشان افزودند و تحصن های ریز و درشت پرشماری را شکل دادند.

برگزاری همایش سازمان میراث فرهنگی و اعلام پایان یافتن کاوش های باستان شناسی تنگه بلاغی در 30 دی 85 هر چند به خاطر حضور اعتراض آمیز یاران پایگاه و دوستداران یادگارهای فرهنگی به قطعنامه یی رسمی ختم نشد اما مجوزی غیرمستقیم بود برای آبگیری سد سیوند. با این حال چندی بعد شتاب گرفتن اعتراض ها سبب شد مقام های سازمان میراث فرهنگی در حالی که در همایش نام برده هیچ اشاره یی به موضوع رطوبت نشده و در این باره پاسخی به اعتراض ها داده نشده بود درباره مساله رطوبت و تلاش برای رفع خطر ناشی از آن قول هایی را بدهند؛ قول هایی که همچنان در حد سخن باقی مانده اند چرا که نه تنها وزارت نیرو هنوز اقدامی برای تهیه رطوبت سنج های وعده داده شده انجام نداده است، سازمان میراث فرهنگی نیز به دغدغه های پایگاه اطلاع رسانی در بیانیه های پایانی ترتیب اثری نداده و کارشناسانی را که مدعی است روی خطر رطوبت کار کرده اند معرفی نکرده و حتی گزارش کار آنان را هم برای تنویر افکار عمومی ارائه نداده است.

مقام های سازمان بارها خاطر نشان کردند تنها پس از آبگیری سد است که می توان میزان رطوبت را محاسبه کرد در حالی که در سده بیست ویکم بسیار شگفت آور است هنوز دانش بشری به آن پایه از توانایی نرسیده باشد تا این موضوع را پیش بینی کند.

راه های باقی مانده

امروز پس از بروز اولین زیان ناشی از راه اندازی سد سیوند، به نظر می رسد برای جلوگیری از سایر آسیب های آن بر محیط زیست و میراث فرهنگی، فقط می توان بر راهکارهای قضایی تکیه کرد.

در اصل 50 قانون اساسی، حفاظت و حمایت از محیط زیست وظیفه یی همگانی دانسته شده و نه تنها سازمان حفاظت از محیط زیست بلکه کل دستگاه های حاکمیتی نظام و مردم عادی یا نهادهای غیردولتی باید حامی محیط زیست باشند. به نظر می رسد با توجه به اینکه ایران عضویت در برخی از کنوانسیون های بین المللی زیست محیطی و پاسداری از میراث فرهنگی را پذیرفته، مسوول پیگیری این گونه مسائل است. در این راستا سازمان های غیردولتی می توانند با همان پافشاریً قبل از اعلام اسمی آبگیری سد سیوند، برای جلوگیری از افزایش زیان های راه اندازی این سد، پرونده حقوقی آن را پیگیری کنند. هنگام واقعی آبگیری سد سیوند به استناد سخنان شماری از کارشناسان به هنگام پایان یافتن سیلاب های فصلی در پایان پاییز خواهد بود و هنوز فرصت برای پایان دادن به کابوس شمار بالایی از مردم دوستدار میراث فرهنگی وجود دارد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه