شنبه, 27ام آبان

شما اینجا هستید: رویه نخست یادگارهای فرهنگی و طبیعی سیوند انقراض نسل رودها به بهای ساخت سد

سیوند

انقراض نسل رودها به بهای ساخت سد

برگرفته از روزنامه اعتماد دوشنبه، 28 آبان 1386

فاطمه ظفرنژاد

می گویند اگر بر فناوری مسلط نباشی، فناوری بر تو مسلط می شود. و این عبارت درباره ساخت و ساز در آبخیزها مصداق بسیار نیرومندی می یابد. بشر در سده بیستم میلادی به طور متوسط هر روز یک سد بزرگ ساخت. بزرگ ترین سدساز جهان کشور چین با بیش از 19 هزار سد بزرگ است که به جز هشت تای آنها بقیه پس از انقلاب 1949 ساخته شده اند. پس از چین، امریکا با 5500 سد بزرگ و سپس شوروی سابق و هند قرار می گیرند. ایران با آنکه از نظر وسعت بسیار کوچک تر از این کشورهاست اما آن گونه که دکتر کدیور در مقدمه نسخه فارسی کتاب سدها و توسعه نوشته است ما خود را پس از چین و هند و ترکیه، بزرگ ترین سدساز جهان می دانیم. آیا این افتخارآمیز است یا...؟ بد نیست بدانیم که کشورهای مختلف جهان، در پی آگاهی از پیامدهای مخرب سدها بر محیط، چندین دهه است که نه تنها سدسازی را متوقف کرده اند، که به برچیدن سدها با هزینه های بسیار گزاف مشغولند. امریکا در دهه 90 بیش از 500 سد خود را برچیده است.

پیامدهای سدسازی که به انقراض نسل رودها انجامیده کدامند؟ سدها ریخت شناسی رودخانه، اعم از بستر یا کناره های آن را تغییر می دهند. سدها کیفیت آب را در اثر یک جا ماندن در مخزن به ویژه در مناطق گرمسیر تغییر می دهند آن را بویناک می کنند. سدها تنوع زیستی در بالادست یا در اطراف رودخانه را تغییر می دهند. سدها نقاط مسکونی و روستاها و نیز اراضی زراعی و باغی و جنگل ها و مراتع متعلق به آنها را زیر آب می برند و سبب جابه جایی و آواره شدن مردم و ساکنان منطقه دریاچه می شوند، سدها موجب زیر آب رفتن نقاط تاریخی و میراث فرهنگی می شوند. سدها میراث دیداری و زیبایی های طبیعی تکرار نشدنی کره زمین را از میان می برند. در سراسر دنیا 400 هزار کیلومتر مربع از بهترین اراضی، مهم ترین و متنوع ترین زیستگاه های رودخانه یی و سیلابدشتی در زیر دریاچه سدها مدفون شده است. سدها در پایین دست رودخانه میزان جریان، توزیع زمانی جریان، نوسانات طبیعی جریان آب، ریخت شناسی رودخانه از بابت کاهش جریان و از همه مهم تر کیفیت آب پایین دست را تغییر می دهند و البته کاهش تنوع زیستی در ساحل پایین دست و سیلابدشت ناگزیر و حتمی خواهد بود. وزن دریاچه سد ها می تواند سبب زمین لرزه شود. رابطه میان لرزش های زمین و مخزن سدها در بیش از 70 سد جهان به ثبت رسیده است. میزان تبخیر آب از سطح دریاچه سدها بسیار زیادتر از رودخانه است در نتیجه آب پشت سدها به سرعت شور می شود. ساخت سدها سبب از میان رفتن نسل ماهی های مهاجر مانند ماهی آزاد و ماهی قزل آلا در بسیاری از نقاط دنیا شده است. ماهی هایی که در دریا زندگی می کنند اما برای تخم گذاری حتماً باید به رودخانه های آب شیرین بازگردند و بچه ماهی ها پس از طی دورانی از زندگی خود در آب شیرین رودخانه، به دریا باز می گردند، ساخت پلکان های ماهی رو یا سایر پیش بینی های سازه یی نیز نتوانسته است از این مساله جلوگیری کند. سدهایی که برای انحراف آب برای آبیاری روی آمودریا و سیردریا (سیحون و جیحون) زده شد فاجعه آرال را آفرید و بزرگ ترین دریاچه و پیکره آب شیرین جهان را از وسعت 64500 کیلومتر مربع به تنها 30 هزار کیلومتر مربع رساند و آب آن را از آب اقیانوس ها شورتر کرد. سدها به شیلات تجاری دریاها آسیب زیادی زده اند. سدسازی ده ها میلیون نفر از مردم فقیر و فاقد قدرت سیاسی را از خانه و زمین هایشان بیرون رانده است. میزان خسارت پرداخت شده در برخی موارد نیز کمتر از ارزش و قیمت زمین های کشاورزان است. آمار سدزدگان تنها در چین و براساس آمار دولتی این کشور 2/10 میلیون نفر است. سدها می شکنند و تلفات انسانی زیادی در هنان چین در 1975 ( 230 هزارنفر) یا در آیداهو در ژوئن 1976 (12 هزار) یا در ایتالیا و... داشته اند. هر سال 50 میلیارد مترمکعب رسوب (یک درصد ظرفیت ذخیره مخازن جهان) در پشت سدهای دنیا جمع می شود. سد سان منشیا روی رود زرد سه سال پس از آبگیری 50 میلیارد تن رسوب در پشت خود ذخیره کرد. حتی اگر آمار درازمدت 50 ساله هم وجود داشته باشد باز نمی توان تضمین کرد که الگوی بارندگی در 50 سال آینده شبیه 50 سال گذشته باشد به ویژه اگر به گرم شدن عمومی زمین نگاهی داشته باشیم. رایانه و شبیه سازی و تحلیل ریاضی آماری، پاسخگوی تغییرات اقلیمی نیست.

در 1947 نزدیک به 114 میلیون نفر به شیستوزومیاسیس مبتلا بودند. در 1980 به رغم پیشرفت های چشمگیر پزشکی و کشف داروهای بسیار موثر برای آن این رقم به 200 میلیون نفر رسید که ناشی از ساخت مخازن و دریاچه های سدها بوده است که محل مناسب برای رشد و نمو نرم تنان گونه های بولینوس و بیومفالاریا را به شدت گسترش داده اند.شیوع تب زرد دره ریفت در 1977 در نزدیکی سد آسوان مصر و در پی پر شدن مخزن سد دایاما در موریتانی، شیوع فیلاریاسیس لنفاوی (تورم غول آسای دست و پا و تبدیل آنها به اندام های غول آسا) در اواسط دهه 1970، که بیش از 40 درصد از جمعیت مناطق بورکینافاسو را در اثر تکثیر پشه های ناقل فیلاریاسیس لنفاوی مبتلا ساخت، انسفالیستیس ژاپنی، تب زرد، تب استخوان شکن و لشمانیاسیس، اونشوسرسیاسیس یا کوری رودخانه که 7 سال پس از ساخت طرح آبیاری برنج در بورکینافاسو همه افراد منطقه را مبتلا ساخت و نیمی از مردم بالای 40 سال منطقه را کور کرد در حالی که تا پیش از آن، این بیماری، در این دره بسیار نادر بود، از دیگر موارد هستند. اما اینکه آیا سدها ضرورت واقعی هستند یا بسیاری از آنها را می توان با روش های پایدار جایگزین و از انقراض نسل رودها جلوگیری کرد موضوعی است که دراین مختصر نمی گنجد و مثنوی هفتادمن کاغذ است که آن را به بحث دیگری موکول می کنیم.

منابع؛

رودهای خاموش-پیامدهای زیست محیطی سدهای بزرگ
«سدها و توسعه، چارچوب جدیدی برای تصمیم گیری»

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه