چهارشنبه, 04ام اسفند

شما اینجا هستید: رویه نخست تازه‌ها رویدادهای فرهنگی گزارشى کوتاه از بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللى کتاب تهران

رویدادهای فرهنگی

گزارشى کوتاه از بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللى کتاب تهران

دکتر محمدرضا توکلى صابرى

 

نشر کتاب پس از انقلاب سرعت بیشترى گرفت و تنوع زیادى پیدا کرد. تا سالهاى پیش از انقلاب تعداد عنوان کتابهاى منتشر شده در هرسال بین دو تا سه هزار نوسان مى کرد و عموما تیراژ کتابها در حدود دوهزار جلد بود. البته بعضى کتابهاى جیبى، رمانها و کتابهاى دینى به تیراژهاى ده هزار تا هم مى رسید.

در چند ماه پس از انقلاب که هرگونه کتابى بدون هیچ اجازه منتشر مى‌شد، کتابهاى تاریخى و سیاسى و ممنوع در دوران پهلوى در مدتى به تیراژهاى بسیار بالایى رسیدند. تیراژ بعضى کتابها به بالاى صد هزار نسخه هم رسید. اما به تدریج در طى جنگ و مشکلات اقتصادى آن دوران تعداد عنوان کتابهاى منتشر شده بسیار پایین آمد، اما بر تیراژ اثرى نگذاشت. پس از جنگ دوباره تیراژ و تعداد عنوان کتابها بالا رفت. اما این جریان دیرى نپایید. با این که تعداد کتابهاى منتشر شده در سال بالا رفت،  به علت افزایش بسیار زیاد تعداد ناشران و نشر کتابهاى مختلف در مورد یک موضوع تعداد عنوانها و تیراژ کتابها بسیار پایین آمد. این روند در سالهاى اخیر شتاب بیشترى گرفته است و تعداد عنوان کتابها درهر سال افزایش یافته است، اما تیراژ کتاب پایین آمده است و اکنون ناشران بزرگ و معروف اولین چاپ بعضى از کتابهایشان را با ٣٠٠ و یا ۴٠٠  نسخه شروع مى کنند. اگر در اوایل انقلاب انتشار یک کتاب در پنج  یا ده هزار نسخه معمول بود، اکنون کتابى در باره همان موضوعها با تیراژ پانصد و هزار منتشر مى شود و به سختى فروش مى رود.

ایران از نظر نشر تعداد عنوان کتابها بالاترین رتبه را در خاورمیانه، شمال آفریقا،  جمهوریهاى آسیاى مرکزى ، در بین کشورهاى اسلامى،  و حتى کشورهاى اروپایى دارد. ایران  از نظر تعداد عنوان کتابهاى چاپ شده در جهان مقام هفتم را دارد. که نکته بسیار مهمى است زیرا شش کشور پیش از ایران به جز آلمان (با جمعیت هشتاد میلیون نفر و درصد باسوادان بیشتر) همگى کشورهاى بزرگ با جمعیت هایى هستند که تعداد صحبت کنندگان به آن زبان را چند برابر ایران هستند، مانند آمریکا با  ٢٧۵ هزار عنوان (و ٣١۵ میلیون نفرجمعیت) و پس آن به ترتیب، چین، هند، اسپانیا، انگلستان، و روسیه قرار دارد. اگر تعداد عنوان کتاب چاپ شده بر حسب هر نفر را در نظر بگیریم بدون شک ایران جزو سه کشور اول جهان قرار مىگیرد. تعداد عنوان کتابهاى منتشر شده در سال گذشته در ایران ۶۵ هزار جلد بوده است (با جمعیت ٧٨ میلیون نفر) و پس از ایران ژاپن با تعداد ۵۶ هزار عنوان (و جمعیت ١٢٧ میلیون) در رده هشتم قرار گرفته است. فرانسه با ٣۵ هزار عنوان (و ۶۴ میلیون نفر جمعیت)  مقام یازدهم را دارد. در میان کشورهاى اسلامى ترکیه با ۵/٣١ میلیون عنوان کتاب  (هفتاد و پنج میلیون نفر جمعیت) مقام دوم را در جهان اسلام و مقام چهاردهم را در جهان  دارد.

باید توجه داشت که نیم بیشتر کتابهاى منتشر شده در ایران را کتابهاى دینى تشکیل مى دهند و پس از آن کتابهاى ادبى، تاریخى،  و فلسفى و به طور کلى کتب مربوط به علوم انسانى بیشترین تعداد و تیراژ را دارند. درصد کتابهاى علمى و فنى با وجود دانشگاهها و مدارس عالى در کمترین حد است. بیشتر کتابهاى مربوط به علوم هم شامل حل المسایل ها و کتابهاى کمک درسى هستند که با تیراژ بالایى منتشر مى شوند.  در صحبتى که با اساتید مختلف دانشگاه تهران داشتم، آنها شکایت داشتند که دانشجویان اصلا کتاب نمى‌خوانند و اگر خیلى هنر کنند کتابهاى درسى شان را براى گذراندن امتحانات و قبولى در آنها مى گیرند. با صحبتهایى که با دانشجویان خوب و درس خوان داشتم، متوجه شدم که هیچ کدام علاقه اى به خواندن کتاب غیر درسى ندارند. علتش را نیز به کمبود وقت نسبت مى دادند.

به طور کلى مردم ایران کتاب خوان نیستند، حتى بسیارى از کسانى که تحصیلات دانشگاهى دارند با کتاب بیگانه اند. یک دلیل عمده آن این است که در مدارس ما کتابخانه وجود ندارد و در بیشتر دانشگاهها و کتابخانه هاى عمومى کتاب را به امانت نمى‌دهند. کتابخانه هاى عمومى در در محله ها و نزدیک به منازل مسکونى نیست. شاید بهتر باشد که نهاد کتابخانه هاى عمومى کشور به جاى کتابخانه سازى،  هزینه هاى آن  صرف ایجاد کتابخانه عمومى در مساجد کند،  که هم در ایران فراوان هستند و هم در هر محله چند تایى وجود دارد . به این ترتیب به جاى هزینه ساختمان هاى جدید براى کتابخانه هاى عمومى، هزینه آن را صرف بهبود کتابخانه هاى موجود و ایجاد کتابخانه در مساجد کند. براى مثال،  در هر ناحیه درمهمترین مسجدى که وضعیت مرکزى در آن ناحیه دارد کتابخانه تشکیل دهد. به این ترتیب هم مسجد برو ها زیادتر مىشوند و هم کتابخانه رو ها. علاوه برآن،  به علت این که مسجد یک محل دینى است، افراد بسیارى براى گسترش کتابخانه مسجد حاضر به کمک مىشوند. بر طبق آمار نهاد کتابخانه هاى عمومى کشور ٣١۴٧ کتابخانه عمومى ایران  فقط ٢۵١۶٩۴١ نفر عضو دارند یعنى تقریبا ٣ درصد ایرانیان از کتابخانه استفاده مىکنند، که رقم بسیار پایینى است.

بیست و هفتمین نمایشگاه کتاب تهران از تاریخ دهم تا بیستم اردیبهشت در مصلى تهران برقرار شد. مسئولین نمایشگاه یک روز دیگر نیز به مدت نمایشگاه اضافه کردند. این نمایشگاه از  سال ١٣۶۶  تا سال ١٣٨۵ در نمایشگاه بین المللی تهران برگزار می شد، اما از  ١٣٨۶ نمایشگاه کتاب در مصلای امام خمینی تهران (در پادگان نظامى  عباس آباد سابق) برگزار می شود. نمایشگاه در فضایی به وسعت ١٣٥ هزار مترمربع برپا و در آن ٢٦٦ هزار و ٤٢٩ عنوان کتاب داخلی و ١٣٢ هزار عنوان کتاب خارجی عرضه شده بود.

مصلى تهران مسجد بسیار بزرگى است که  از سال ١٣۶٩ مشغول به ساخت آن بوده اند و هنوز هم تخمین زده مى‌شود که چندین سال دیگر طول مى کشد تا به پایان برسد. محل آن اگر چه در شمال شهر و مناطق مسکونى است ولى به علت این که پارکینگى براى آن در نظر نگرفته شده است، و ساختمان یک مسجد را دارد، جاى مناسبى براى نمایشگاه نیست. مثلا سالنهاى بزرگى که در آن صدها ناشر غرفه دارند، داراى منابع آبخورى، رستوران، و توالت نیستند. و در هواى نسبته گرم اواخر اردیبهشت تهران براى دسترسى به همه این تسهیلات باید از این سالن بزرگ بیرون آمده و مدتى پیاده روى کرد تا به هریک از این خدمات دسترسى پیدا کرد.  سالن تهویه مطبوع ندارد و در هواى گرم و وجود کامپیوترها و تنفس و حرکت انسانها گرماى زیادى در این فضاى سربسته که مانند یک انبارى بزرگ است تولید مى‌شود وحال و هواى یک گشت و گذار ملایم و مطبوع و دیدن کتابها را مىگیرد. هیج جا نیمکت و صندلى دیده نمى شود که لختى بر آن استراحت کرد. خریداران را مى توان دید که در صحن آسفالته مصلى بر روى زمین و یا بر روى پله هاى درون مصلى از حال رفته اند و استراحت مى‌کنند.

وجود اختلاف سطح در بعضى از قسمتهاى مصلى یک مسئله  مهم ایمنى است و شرایط خطرناکى را ایجاد کرده است. کسانى که در این نمایشگاه در حال راه رفتن هستند نگاهشان یا به کتابها و پوسترهاست و یا به سایر بازدیدکنندگان که مبادا به آنها تنه بزنند. و ناگهان هنگام راه رفتن متوجه مى شوند که زیر پایشان خالى شده است. زیرا ناگهان به سطحى مى رسند که به اندازه یک پله کوتاهتر و یا بلند تراست و براحتى شخص زمین مى خورد.  این مورد چند بار براى خودم که چند کیسه کتاب در دست داشتم پیش آمد و نزدیک بود که آسیب جدى ببینم. هیچ علامتى هم وجود نداشت تا این تفاوت سطح را مشخص کند.

سالن از ردیفهاى متعدد غرفه هایى به اندازه هاى گوناگون تشکیل شده بود که گفته مى شد که بر حسب الفباء فارسى مرتب شده اند. در هر ردیف نام ناشرین آن ردیف بر صفحه کاغذى آمده بود. اما پس از بازدید کننده متوجه مى‌شد که نام بسیارى از ناشران معروف در محل خود نیستند، و در این جا بود که هرکسى از کس دیگر و یا عابر و یا نزدیکترین ناشر سراغ ناشر مورد نظر را مى گرفت و آنها پاسخهایى مانند « چند تا غرفه پایین تر، برو جلو دو ردیف جلوتر دست راست غرفه بغل ...» روبرو مى شد. مثلا نشر ثالث، نشر قطره، نشر الهدى و بسیارى دیگر در جاى الفبایى خودشان نبودند. البته بعضى از آنها چون غرفه هاى بزرگتر مى خواستند در ردیف الفبایى خودشان نبودند، اما یک راه حل ساده براى این کار وجود داشت و آن این که نامشان در همان فهرست الفبایى بیاید و در مقابلش آدرس آن ناشر را (شماره ردیف و یا غرفه را ) بنویسند. سوء مدیریت و نبودن یک مدیریت صحیح از بدو ورود تا خروج از نمایشگاه به چشم مى خورد.

از آنجایى که این تنها موقعیت خرید کتاب با تخفیف زیاد است و افراد زیادى از ماهها پیش از برگزارى نمایشگاه و تا ماهها پس از آن کتابى نمى خرند، اگر شخصى خرید زیادى داشت و در پایان بازدید با چند کیسه سنگین کتاب همراه داشت، هیچ تسهیلاتى وجود نداشت که آنها را در همان غرفه و یا جایى دیگر بگذارد و به بازدید و خرید بیشتر ادامه دهد. با این که کسى همراهم بود که  کوله پشتى بزرگى همراه داشت و آن را پر کتاب کردیم و در پایان هرکدام باز هم چهار کیسه پلاستیکى سنگین کتاب به همراه داشتیم، به علت سنگینى بار دیگر نتوانستیم به خرید ادامه دهیم و بقیه خرید را براى روز بعد گذاشتیم.

این نمایشگاه مانند نمایشگاههاى کتاب دیگر دنیا نیست، بلکه مانند یک حراج بزرگ کتاب در یک انبار بزرگ کتاب است. در این نمایشگاه ناشران با همدیگر براى فروش و یا توزیع کتابهایشان گفتگو نمى کنند. نویسندگان با ناشرین براى نشر کتابهایشان مذاکره نمى‌کنند. اصلا نمایشگاه بین المللى کتاب تهران جاى این چیزها نیست. تمام هم و غم ناشران فروش است و فروش، زیرا این بزرگترین فروش سال آنها است و بسیارى تمام سال را به این انتظار این فروش بزرگ مى گذرانند. نگارنده به غرفه یک ناشر آثار پزشکى رفتم و اتفاقا صاحب و مدیر آن را در غرفه دیدم و پس از معرفى و احوالپرسى در مورد تصمیم او براى انتشار کتابى که قبلا برایش فرستاده بودم پرس و جو کردم. جناب مدیر در حالى که یک لحظه را براى هدایت بازدیدکنندگان و جواب پرسشهاى آنها و پیدا کردن کتاب از قفسه ها تلف نمى‌کرد، گفت که فعلا وقت ندارد و اینجا جاى این حرفها نیست. به سرعت خداحافظى کردم و بیرون آمدم.

توصیه من به نویسندگان در هر زمینه و در هر رشته اى این است که از چند هفته پیش از آغاز نمایشگاه و تا چند هفته پس از نمایشگاه براى ارایه اثر خود و یا مذاکره براى کتابهایتان به هیچوجه سراغ ناشرین نروید. آنها اصلا وقت دیدار و صحبت کردن با شما را ندارند. توصیه دیگرم به نویسندگان و مترجمان این است که صحبت هاى ناشران را در مورد سودآور نبودن صنعت نشر، و چانه زدن براى پایین آوردن حق التالیف زیاد جدى نگیرند. دلیلش هم وجود ١٣٠٠ ناشر و بیش از ٣٠٠ کتابفروشى در اطراف دانشگاه تهران است  که به اعتقاد کتاب گینیس بوک آو ورلد ریکورد بزرگترین تعداد کتاب فروشى در جهان است و سرقفلى هاى هنگفت و کرایه هاى زیاد مى‌دهند و تعدادشان نیز رو به افزایش است.

کتاب هاى چاپ خارج که دربخش بین الملل نمایشگاه به فروش می رفتند براساس قیمت جهانی عرضه می شدند ، ناشرین در سال های گذشته با ارز یارانه ای که از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد به آن ها اختصاص می یافت کتاب ها را خریداری می کردند اما این ارز امسال به ناشرین این بخش تعلق نگرفته بود و بنابراین آنها مجبور شده بودند با بودجه شخصی کتاب ها را خریداری کنند که هزینه زیادى را به خریدار تحمیل مى کرد. به دلیل تخصیص نیافتن ارز بانکی برای واردات و بالا بودن قیمت دلار در بازار آزاد عرضه کتاب در این بخش بسیار محدود شده بود.

ناشرین اروپایى و آمریکایى امسال حضور کم رنگ ترى را نسبت به سال پیش داشتند. از آنجایى که در دوران ریاست جمهورى احمدى نژاد پول فروش ناشران خارجى را به دلار پرداخت نکرده بودند، امسال تعداد کمترى شرکت کرده بودند و بیشتر آنها کتابهاى فروش نرفته سالهاى قبل خود را آورده بودند، در حالى که چاپهاى سالهاى بعد را در کشورهاى خود مى فروختند.
بخش کتابهاى دانشگاهى بیشتر ترجمه کتابهاى دانشگاهى بود، این ترجمه ها که گروهى صورت مىگیرند، دارند زبان جدیدى را ایجاد مىکنند که نه زبان فارسى است و نه انگلیسى، بلکه فارگلیسى است. ترجمه ها با عجله و معمولا توسط دانشجویانى  ترجمه شده است که ابتدا باید زبان و یا دانش آن کتابى را که دارند ترجمه مى‌کنند یاد بگیرند. خواندن بعضى از این ترجمه ها خالى از تفنن نیست.

در بخش کودکان کتابهاى گوناگون و کمک درسى، هم ترجمه و هم تالیف، فراوان و زیاد بود.

کتابهاى شعر مانند مثنوى و دیوان شمس تبریزى، شاهنامه و خیام  توسط ناشرین گوناگون به شکلهاى مختلف، با تفسیر، با مینیاتور، و قطع هاى گوناگون و به قیمتهاى بسیار متفاوت عرضه شده بود.

نکته جالبى را که در این سفر متوجه شدم این بود که بازار، بازار ناشر است، یعنى به علت فراوانى مترجم و نویسنده، و کتابهاى فراوان روى دست نویسنده مانده، این ناشر است که حرف آخر را مى زند و نه نویسنده. مثلا بعضى ناشرین کتاب مولف را به خرج او چاپ مى کنند، یعنى سرمایه گذار و نویسنده کتاب یکى است و این میان ناشر مانند یک دلال عمل مى کند. اتفاقا یکى از ناشرین چنین پیشنهادى را به من داد. به او گفتم که به نظرم کتابى که با پول مولفش چاپ شود باید آن کتاب در سطل زباله انداخت. چون معتقدم که نشر کتاب یک کار تجارتى است که مولف باید حق التالیفش را بگیرد و ناشر به عنوان سرمایه گذار باید سودش را ببرد. اگر ناشر قدرت ریسک کردن ندارد، پس معلوم است این صنعت مناسب حال او نیست، باید به صنعت و یا تجارت دیگرى روى آورد. بعضى از نویسندگان تازه کار به این ترتیب موفق به چاپ اولین اثر خود مى شوند. بعضى ناشران اصلا حق التالیف نمى دهند و منتى هم بر سر نویسنده مى‌گذارند که کتابشان را چاپ کرده اند و فقط چند درصدى کتاب به آنها مى دهند. فقط نویسندگان معروف و صاحب نام هستند که آثارشان، بدون توجه به این که چه ناشرى آن را منتشر کرده است، حق التالیف مى گیرند.

وجود زنان در صنعت نشر قابل توجه است. در چند دهه پیش که حروفچینى دستى بود، حروفچین ها مردان میانسال بودند و کار نشر کار مردانه اى بود. اما با کامپیوتریزه شدن کار نشر،  زنان هم در ابتدا به عنوان تایپیست، و سپس به عنوان طراح و نقاش و گرافیست، و ناشر وارد این صنعت شدند. اکنون در کتابفروشى ها هم مى‌توان زنان را دید و در نمایشگاه در همه سطوح نشر زنان شرکت داشتند. وجود چند ناشر زن که کتابهاى خوبى را هم منتشر مىکنند قابل توجه است و امید که بیش از پیش آنها جاى خود را در این صنعت باز کنند.
کتابهایى که نه به درد دنیا مىخورد و نه به درد آخرت، در نمایشگاه فراوان بود و  این نوع کتابهاى عامه خان با تیراژ و تنوع زیادى چاپ  شده بودند. خرافه هاى غربى و شرقى کتابهایى مانند هومیوپاتى، خوددرمانى هاى مختلف، از آب درمانى گرفته تا یوگا درمانى، طب سوزنى، حجامت، طب سنتى،  جن شناسى، جن گیرى،  مهملات مربوط به فلسفه پست مدرن و مسایل فراطبیعى و فراعادى مانند پارا پسیکولوژى وکف بینى و طالع بینى و تعبیر خواب  و شبه فلسفه ها و شبه عرفانهاى چینى و هندى به وفور دیده مى‌شد که نشانه اقبال جامعه به سوى مسایل فراطبیعى و معنویتى غیر دینى اما کاذب است.  حتى ناشران جدى و معروف نیز نتوانسته بودند منفعت حاصل از نشر این کتابها را نادیده بگیرند و سهم مهمى از انتشارات آنها را تشکیل مىداد. دلیلش هم این است که به اصطلاح «مىصرفد». این کتابها که خوانندگان آن معمولا مردم عادى هستند بازار خوبى داشتند. جاى ناشران علمى براى عموم مردم بسیار کم بود، شاید به تعداد انگشتان یک دست، و این براى جامعه علمى ایران بسیار تاسف آور است. بعضى از  ناشرین  کتابهاى فروش نرفته و یا به اصطلاح «بادکرده» خود را به رایگان به خریداران کتابهاى خود مىدادند.

این هم ارقام فروش امسال این نمایشگاه:
فروش کتاب امسال تقریبا دو برابر سال قبل بود و از حدود ٢٧۴ میلیارد ریال در سال پیش به ۵٢٢ میلیار ریال رسیده بود. سهم ناشران الکترونیک، شامل بعضى کتابها، موسیقى، و بازیها در حدود ٨ میلیار ریال بوده است. سهم ناشران خارجى با فرو حدود ۶٢ میلیارد ریال بوده است.

امید که برگزارکنندگان نمایشگاه کاستى‌هاى این نمایشگاه را جدى بگیرند و به جاى تبریک گفتن به همدیگر به خاطر موفقیت در نمایشگاه و توجیه کاستى ها به رفع این مشکلات اقدام کنند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه