سه شنبه, 21ام آذر

شما اینجا هستید: رویه نخست زبان و ادب فارسی زبان پژوهی نگاهی به واژه‌های مصوب فرهنگستان/ استوانک به‌جای سیلندر

زبان پژوهی

نگاهی به واژه‌های مصوب فرهنگستان/ استوانک به‌جای سیلندر

یکی از فعالیت‌های فرهنگستان زبان و ادب فارسی ساختن معادل برای واژه‌های بیگانه‌ای است که به زبان فارسی وارد می‌شوند.

بخش ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مروری دارد بر برخی واژه‎های عمومی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی که در ادامه می‎آیند:


«سیلندر «(cylinder): «استوانک» (محفظه‏‌ای استوانه‏‌یی در موتور که پیستون درون آن حرکت می‏‌کند)

«اپتایزر» (appetizer): «اشتهاآور» (لب‌چره‌ای که پیش از غذا با نوشیدنی صرف می‌شود)

«بیزی» (busy): «اشغال یا مشغول» (حالتی که در حین آن وسیله ارتباطی نمی‏‌تواند در اختیار کاربر یا برخوان دیگری قرار گیرد)

«باگ» (bug): «اشکال» (خطا یا نقصی در نرم‏‌افزار یا سخت‏‌افزار که باعث اختلال در برنامه شود)

«دی‌باگ» (debug) «اشکال‌زدایی کردن» (عمل یافتن و رفع اِشکال برنامه)

«رفرم»: (reform)‌ «اصلاح، اصلاحات» (اقدام برای تغییر برخی از جنبه‏‌های حیات اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی، بدون ایجاد دگرگونی، برای بهبود وضعیت جامعه»،

«رفرمیست»: «اصلاح‌طلب» (فرد معتقد به اصلاح‏‌طلبی)

«پوستر» (poster): «اعلان» (آگهی مکتوب و مصور، با ابعاد حدوداً 70×50 سانتی‌متر، که قابل چاپ و تکثیر و نصب است)

«لیفت‌تراک»: (lift truck):«افرازه» (نوعی جرثقیل کوچک برای بلند کردن و جابه‏‌جایی بارهای سنگین)

«دیوایس» (device): «افزاره» (رایانه و فناوری اطلاعات: هر دستگاه یا جزء دیگری که به رایانه متصل شود. علوم مهندسی: وسیله‏‌ای که برای انجام عملی خاص طراحی و ساخته شده باشد)

«کابین» (cabin): «اتاقک» (اتاقکی که از مصالح سبک ساخته شده باشد، هریک از اتاق‌های داخل کشتی و جایگاه مخصوص خلبان در هواپیما)

«چارترر» (charterer): «اجاره‌کننده» (شخصی حقیقی یا حقوقی که کشتی را اجاره می‌کند)

«لاودر» (loader): «بارکن» (رایانه و فنّاوری اطلاعات: برنامه یا هر واسطه‏‌ای که داده‏‌ها را بار می‏‌کند)

«فرم» (form): «برگه» (عمومی: برگه‏‌ای چاپی برای درج اطلاعات خواسته‏‌شده در آن)

«آفلاین» (off-line) «برون‌خط» (رایانه و فناوری اطلاعات: وضعیت قطع ارتباط از رایانه مرکزی)

«اکسپرس» (express): «سریع‌السیر» (وسیله نقلیه دارای حرکت سریع بدون توقف یا با توقف کم)


«دورمیتری» (dormitory): «اتاق‌خواب گروهی»


«اسموک هاوس» (smokehouse): «اتاق دود»


«کاپیتان» (کپتین / captain): «سَریار» (یکی از اعضای باتجربه تیم که مسؤول هماهنگی میان بازیکنان و ارتباط بین بازیکنان و داور و تصمیم‏‌گیری در مواقع معین بازی باشد)


«اُوردوز» (overdose): «بیش‌مصرفی» (مصرف بیش‌ از‌ حد دارو یا مواد اعتیادآور که به مشکلات جدی سلامتی یا مرگ منجر می‌شود)


«اکو» (echo): «پژواک» (بازگشت صوت پس از برخورد با مانع به‌طوری‌که با صوت ارسالی مخلوط نشود و صدای آن از صدای اول جدا شنیده شود)


«اکوکاردیوگرافی» (echocardiography) «پژواک‏‌نگاری قلب» (ثبت و بررسی کارکرد قلب در حین ضربان با استفاده از امواج فراصوتی)

«فود کورت» (food court): «سرای غذا» (گردشگری و جهانگردی: بخشی از مراکز بزرگ خرید یا مراکز دانشجویی یا فرودگاه‌ها که در آن شماری واحد پذیرایی در کنار یکدیگر فعالیت می‌کنند)

«کوماندو» (commando): «تکاور» (سرباز یا افسر یا درجه‏‌داری که پس از پذیرفته شدن در آزمایش ورودی، آموزش خاصی را برابر برنامه تفصیلی با موفقیت بگذراند؛ این دوره آموزشی شامل نقشه‏‌خوانی، کار با قطب‏‌نما، اطلاعات رزمی، ارتباط و مخابرات، زنده ماندن در شرایط سخت، گریز و فرار و غیره است)


«دش» (dash): «خط تیره» (زبان‏‌شناسی: خطی کوتاه به شکل «-» که از خط پیوند بلندتر است و عموماً برای جدا کردن دو واحد از یکدیگر در نوشتار به کار می‌رود، مترادف خط فاصله)


«کاپ» (cup)‌: «جام» (1. ظرفی که به‌عنوان جایزه به تیم یا فرد قهرمان اهدا شود که معمولاً به شکل گلدانی دسته‏‌دار و پایه‏‌دار است 2. یک دوره مسابقه که در پایان آن به فرد یا تیم قهرمان جام اهدا شود)


«نوت‌بوک» (notebook computer): «رایانه کتابی» (رایانه شخصی کوچک و سبک و قابلِ‌ حمل که معمولاً به اندازه یک کتاب باشد)


«لپ‌تاپ» (laptop computer): «رایانه کیفی» (رایانه‌ای سبک و کوچک که به‌منظور حمل آسان و قرار دادن روی زانو طراحی شده باشد)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه