سه شنبه, 02ام آبان

شما اینجا هستید: رویه نخست زبان و ادب فارسی زبان پژوهی واژگان لاتین (انگلیسی) به کار رفته در رسانۀ ملی و برابرهای فارسی آن

زبان پژوهی

واژگان لاتین (انگلیسی) به کار رفته در رسانۀ ملی و برابرهای فارسی آن

گویی اراده‌ای سازمان‌یافته و پنهان با پشت‌کار بسیار دست‌اندرکار وارد کردن هر چه بیشترِ واژگان انگلیسی در فارسی است. مددکار این اداره سازمان‌یافتۀ پنهان، وسایل ارتباط جمعی و پیشاپیش همه، صدا و سیما هستند. هر برنامه‌ای را بشنوید و ببینید، در هر گفتگو با مسئولان رده دوم به پایین، مسئولان شرکتهای دولتی، مدرسان دانشگاهی و باید گفت کارشناسان و دانشمندنمایان، انبوه واژگان انگلیسی به کار گرفته می‌شود.

 

تایم: زمان، وقت

تست: آزمایش

آیتم: بخش

وُله: میان‌برنامه

برَند- مارک: نشان

ترمینال: پایانه

کیوسک: دکه

گرید: رتبه

پتانسیل: جوهره، درونمایه، ظرفیت

ساپورت: پشتیبانی، حمایت

ترَنسفر: جابجایی

بَک‌گراند: پس‌زمینه

مِرسی: ممنون، سپاس، متشکر

استرس: دلهره، تنش، اضطراب

ترافیک: راهبندان

آدرس: نشانی

پلاکِ - خانه- : کاشی

سیستم: سامانه، روش، شیوه

کلینیک: درمانگاه

ریکاوری: بازیابی

انیمیشن: پویانمایی

آنالیز: بررسی، تجزیه، تحلیل

استادیوم: ورزشگاه

اسپایدر کَم: دوربین عنکبوتی

کنفرانس: میزگرد

مَچ- match: هماهنگ، جُفت و جور

کاور- cover: روکش

موبایل: همراه، گوشی همراه

پروسه: فرآیند

متراژ: فاصله

موتور: پیشرانه

تیتر: سرخط

رزومه: پیشینه، کارنامه

دپارتمان: بخش

دیالوگ: گفتگو

اتوماتیک: خودکار

فینال: پایانی

ری‌اَکشن: واکنش

ایمیل- پست الکترونیکی: رایان‌پیک، رایانامه

تیراژ: شمارگان

استراتژی: راهبُرد

سِمی‌فینال: نیمه‌پایانی

لیست: فهرست

مدال: نشان

هاف‌تایم: زمان استراحت

موزه: گنجینه

موزیک: خُنیا، آهنگ

اس.ام.اس: پیامک

لاین: خط

سلول: یاخته

آن‌لاین: زنده، بَرخط

سایت: تارنما

وبلاگ: تارنگار

وب: دیدارگاه

پرینت: چاپ

فاکس- فَکس: نَمابر[نه دورنگار]

کامپیوتر: رایانه

اینترنت: شبکۀ جهانی، جهان‌گستر

مانیتور: نمایشگر

کُنداکتور: اعلام برنامه

دات- کام/ com. : نقطه- کام

BRT: تندرو

o.k: باشه، خُب، آره و ...

peak، پیک: اوج

باس‌لاین: خط ویژه

اکسپو: نمایش، نمایشگاه

مکانیسم: ساز و کار

متابولیسم: سوخت و ساز

های‌کلاس: برجسته، باشخصیت

سوپرمارکت: خواروبارفروشی

فلاش‌بک: بازگشت

فیدبَک: بازخورد

فنس: پرچین، حصار

شوک: تلنگر

ریسک: خطر

کنسل: لغو

فستیوال: جشنواره

کارناوال: کاروان شادی

پسوُرد: گذرواژه

پاسپورت: گذرنامه

کنترل: پاییدن، پایش، مهار کردن

لوگو: نماد

dead line: خط پایان، بزنگاه، ضرب‌الاجل

اسپانسر: پشتیبان، حامی

نوستالژیک: خاطره‌انگیز

دوبلور: گوینده، تَرگُمان، ترزبان

اسپیکر، میکروفن: بلندگو

پارادوکس: دوگانه، متناقض

fair play: بازی جوانمردانه

دِربی: شهرآورد

اولتیماتوم: هشدار

پارک: بوستان

کنگره، سمینار: همایش

ویو- view: چشم‌انداز، نما

کاراکتر: شخصیت، سرشت

رُل: نقش، وظیفه، فرمان

بلوکه شدن: بسته شدن

پک، پکِیج: بسته

کابینه: هیات دولت

کاندیدا: نامزد

و ...

همچنین واژگانی مانند «تیتراژ، آنونس، تیزر، آکسسوار، اپیزودیک و ...» که بهتر است برابرهای فارسی آن، در هماهنگی با فرهنگستان ادب فارسی به کار گرفته شود.

دیدگاه‌ها   

0 #3 Guest 1391-07-06 11:19
با سپاس از بانو فاطمه ظفرنژاد و نیز تارنمای مردمی ایران‌بوم، روی سخنم با بانو روژان است؛ واژگان عربی روزی با نابخردی‌های منشیان سدهء هفتم، همانند بی‌خردی‌های روشنفکران معاصر، کاری کرد که سیل واژگان عربی پس از پایداری بیش از نیم هزارهء زبان فارسی، بدبختانه به زبان ما سرازیر گردد. امروز هم همین کار از سوی نوادگان ایشان یعنی همین روشنفکرهای تازه به دوران رسیده، دارد دربارهء واژگان لاتین انجام می‌گیرد. اما باید دانست که امروزه دیگر از سیل ورود واژگان عربی، بیابانی بیش نمانده و مردم ما هم گرایشی به آن ندارند. اما سیل بنیان‌کن واژگان لاتین که با این موج غربزدگی کنونی همراه شده، هم‌اینک بسیاربسیار خطرناک‌تر و ویرانگرتر می‌باشد، که می‌بایست اندیشه‌ای بر آن کرد.
نقل قول کردن
0 #2 Guest 1391-06-24 08:33
با درود.
واژه هایی همچون؛ ظرفیت، حمایت، اضطراب، ضرب الجل و دیگر... عربی هستند نه پارسی این فرهنگستان زبان پارسی تنها"واژه های اروپایی" را بیگانه میداند نه عربی را!
نقل قول کردن
0 #1 Guest 1391-06-20 08:30
سال‌ها دل طلب جام جم از ما مي كرد
آنچه خود داشت زبيگانه تمنا مي‌كرد
گوهري كز صدف كون و مكان بيرون است
طلب از گمشدگان لب دريا مي كرد

حديث بيگانه پرستي و بيگانه زدگي در فرهنگ صدساله ما حديثي است بس غم‌انگيز و رقت‌‌بار.

كم بهادادن اصحاب رسانه به زبان كهن و شيرين سرزميني كه بيش از10 هزارسال پيشينه دانش، فرهنگ و ادب، و هنر متعالي دارد جاي خون گريستن ‌دارد. بازهم بقول‌حافظ:

جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل
زين تغابن كه خزف مي شكند بازارش
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

در همین زمینه