| مختاریت آذربایجان (از جراید قفقاز) محمد امین رسولزاده |
|
|
|
| پنجشنبه ۰۲ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۳۴ |
|
برگرفته از تارنمای آذرپادگان در موقعی که ما از مختاریت آذربایجان در جریده خود بحث میکنیم، هدف بعضی تعرضات میشویم و این اعتراض را که بر ما میکنند نتیجه یک اشتباهی است که معترضین نمودهاند. ترکهای قفقازیه و مسلمانان ماورا قفقاز در موقعی که میشنوند ما از مختاریت آذربایجان بحث میکنیم گمان میکنند که مقصود ما آذربایجانی است که در قلمرو دولت ایران است که مرکز آن تبریز است و هر وقت « برادران آذربایجانی» میگوییم، همچو گمان میکنند که مقصود ما برادران آذربایجانی است که در مملکت ایران اقامت دارند. این اعتراض از نقطهنظر منطقی هر قدر بعید است، همان اندازه هم از نقطه نظر اشتباه لفظی صحیح و به جا است. زیرا امروز آذربایجان در اصطلاح جغرافیایی محدود به آذربایجان جزو مملکت ایران است که در ماورای رود ارس است که سرحد فاصل روسیه و ایران است و به این خط مخصوص علم شده است. ولی اگر از نقطه نظر سیاسی هم نباشد از نقطهنظر قومیت کلمه آذربایجان شامل حکومتنشینهای ایروان، گنجه و باکو هم میشود و این خطه هم آذربایجان است. از یک خطاب رسمی جغرافیایی استفاده نموده و اذهان اشخاصی را که بر ضد فرقه مساوات عدم مرکزیت ترک 1 هستند مغشوش مینمایند. در یکی از جراید محلی باکو چندی قبل این مساله اشاعت داده شد که چنان چه گرجیها، لوزستان2 و طرابوزان و ارامنه کردستان ترکیه را میخواهند جزو مملکت خود نمایند، همین طور ملت پرستان ترک هم مایلند که یک قسمت از ایران را موضوع و جزو خود نمایند. در این خصوص در آذربایجان خیلی بحثها شده ولی ضمنا هم خودشان جواب ثابت داده و فهمیدهاند که مقصود ما چیست. ما به بعضی آنتریکهای سیاسی و به قلمهایی که با دسایس سیاسیه در روی کاغذها گردش میکنند و هر چه مینویسند از قبیل سنگ به تاریکی انداختن است برای پیشرفت مقصود خودشان، کاری نداشته و اهمیتی هم ندادهایم. زیرا ما میدانستیم این مساله در نزد ذیالعقول آشکار و مقصود ما مفهوم ارباب بصیرت است. و حرفهای دیپلوماتهای کوچهگرد را که بعضی مطالب از خود اختراع و مذاکره مینمایند، افسانه میپنداشتیم و صرف وقت را هم برای مباحثه در این مساله لازم نمیدانستیم. زیرا همچون گمان میکردیم که خود ایرانیها هم به این افسانهها اعتنا نخواهند کرد. « مردم قفقاز جمهوریت میخواهند و برای آذربایجان هم مطالبه استقلال داخلی مینمایند.» از قراری که جریده ارشاد مینویسد، این جمله در جریده آچیق سوز مطبوعه بیست و سیم صفر بوده است ما به این شماره مراجعه و مطالعه کردیم، همچو جملهی به این عبارت بوده یا نبوده، زیرا ما در جریده خود مکرر از مختاریت آذربایجان بحث کردهایم. جریده ارشاد از کلمه آذربایجان معنای معروف در ایران را موضوع قرار داده و میگوید این قدم را که مسلمانان قفقازیه برداشتهاند ضربه بزرگی به استقلال ایران و مداخلات غیر مشروع در امورات داخلی ایران است. جریده ارشاد که قضیه مختاریت آذربایجان را مطابق فهم خود تفسیر و مساله را هم مسلم فرض نموده، قارئین خود را ارشاد کرده و میگوید که آیا میدانید این فکر برادر کشانه از کجا به فرقه مساوات تلقین شده است و مروج این سیاست ناهنجار کیست؟ جریده ارشاد در صورتی که فکر خود را اساسا بر روی یک اشتباهی تاسیس نموده و با دلایل واهیه خود بعضی توضیحات در این خصوص میدهد، البته حق دارد که شروع به داد وفریاد نموده و بگوید که ایرانیها، ای آذربایجانیها، فرقه مساوات میخواهد که آذربایجان را ببرد، برخیزید و نگذارید. در صورتی که هیچ موضوعی برای فریاد و فغان کردن موجود نیست و مساله در کمال وضوح است. اگر به سیاسون این مساله معلوم نباشد که ساکنین جنوبی رود ارس را آذربایجانی و ساکنین شمالش را ازبک میگویند، ولی به آذربایجانیها که در هر دو طرف رود ارس اقامت دارند، معلوم است که ساکنین قطعه آذربایجان ایران و آذربایجان ما (روسیه) از نژاد و قومیت واحدند. و بدون شبهه میدانند که مسلمانان قفقازیه زبان ترکی و ادبیات خود را از زبان و ادبیات آذربایجانی مینامند. و حکومت نشین خود را نیز آذربایجان روسیه خطاب مینمایند. کلمه آذربایجان از آذربادگان مشتق است. وجه اشتقاق هم از کلمه آذر است. که آتشکدههای عتیقه موجوده در اطراف باکو هم شاهد بر این مدعا هستند]؟




